آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


محسن نامجو
روزنامه خاطرات «…. السلطنه» | قسمت هفتم

    امروز باید حضرات را راه بیندازم. ابدا احوال ندارم. بیرون که آمدم به‌قدری جمعیت بود که دیوانه شدم. هر طور بود راه افتادم. درشکه آوردند. چون به تعجیل آورده بودند، دهنه اسب شکسته بود. اسب خواستم. دیدم یک پای حیوان بی‌نعل است. روی […]

محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت ششم
محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت پنجم
محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت چهارم
محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت سوم

  امروز هیچ معلوم نیست بنده را چه می‌شود. ابدا حال خودم را نمی‌فهمم. دلم گواهی می‌دهد که بلائی نزدیک است. خداوند عاقبت همه ما را بخیر کند. گفتم حمام بروم، شاید به‌میزانی سبک شوم که حال خدمت‌گذاری قبله عالم را داشته باشم. در راه […]


محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت دوم

    امروز قدری کسالت دارم. دست راستم هم از اسید معده قبله عالم سوخته. دربخانه می‌رفتم که ” ببری خان” را دیدم. معیت دو سه فراش تفرج می‌فرمودند. عرض سلام کردم، ابدا به‌روی مبارک نیاوردند. این گربه از وقتی سوگلی شاه شده خیلی خودش […]


محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | مقدمه و قسمت اول

  به کوشش فرخ سرآمد کتاب «روزنامه خاطرات” … السلطنه”» در دهه شصت توسط فرخ سرآمد در انتشارات نوین منتشر شد. پیش از این کتابی به نام «مغولان و سلطان، سرگذشت شاهان» با نام فرخ سرآمد به بازار آمده بود. هر دو کتاب به گونه‌ای […]