آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | چهاردهم | جهنمی‌ها

  عصر است. میکائیل در آشپزخانه دارد سالاد درست می‌کند. آش را هم گذاشته روی اجاق با شعله کم تا جا بیافتد. اسرافیل پشت کانتر نشسته است. از صبح که سرش را از روی بالش بلند کرده موهایش را شانه نکرده. یک دسته از موی […]

دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | سیزدهم | خدایان کاندید می‌شوند
دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | دوازدهم | التوئیت، ماالتوئیت و ما ادریک التوئیت
دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | دوازدهم | سیزده به‌در الهی
دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | یازدهم | شیطان را تحویل بگیر

  چیزی به تحویل سال نمانده. خدا بلوز مردانه شیری و جلیقه قهوه‌ای همیشگی‌اش را با شلوار سرمه‌ای پوشیده و در هال مشغول بحث کردن با میکائیل است. میکائیل یک شلوار سیاه اتو کشیده را گرفته دستش و دنبال خدا این طرف و آن طرف […]


دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | قسمت دهم | خانه تکانی در ملاء اعلی

  میکائیل مشغول خانه تکانی است. درزهای بین کاشی‌های کف آشپزخانه را با دستمال آغشته به سفید کننده شسته، همه دیوارها را دستمال کشیده، دانه دانه کریستال‌های آویزان از لوستر را گردگیری کرده، غیرقابل پیش‌بینی‌ترین سوراخ سنبه‌ها را ضدعفونی کرده و حالا دارد دکورهای داخل […]


دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | قسمت نهم | اصغر در ملکوت

  جبرئیل و اسرافیل و موسی و ابراهیم در حیاط ایرانی نشسته‌اند لب ایوان دارند اختلاط می‌کنند و بساط جوجه کباب جور می‌کنند. حوض آن وسط فواره‌اش به راه است. اسرافیل هم جوگیر شده و تویش هندوانه و سیب انداخته تا پدر پدر جد کلیشه […]


دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | قسمت هشتم | نمرود و خدا با ماست

  نمرود برج ساز و زنش سمیرامیس مهمان دارند. جبار آقا و هامازاسب و بُشری. همه در آشپزخانه وسیع‌شان دور میز بزرگ چوبی نشسته‌اند و دارند مزه می‌خورند و حرف می‌زنند. نمرود در حال سرویس دادن به مهمان‌هاست و سمیرامیس هم در آشپزخانه در رفت […]


دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | قسمت هفتم | ادبیات در بارگاه الهی

  روز تعطیل است و هر چهار فرشته مقرب خانه‌اند. دور میز نشسته‌اند و چای و قهوه می‌خورند. چانه‌شان هم لق شده، همین‌طور حرف می‌زنند. از هر دری. در مورد هر مبحثی. در همه موارد هم صاحب نظر. از دو ساعت پیش تا الان دفتر […]


دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | قسمت ششم | بازار برزخی ها

  بازار عرش اعلا طبق معمول حسابی غلغله است. از بهشتی و برزخی و دوزخی و فرشته و حوری و غلمان و انسان و حیوان و نبات و جماد، همه دارند درهم می‌لولند. غرفه‌های مختلف به راه است؛ یکی نان می‌فروشد، یکی میوه، یکی تخم […]