آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | قسمت هشتم | نمرود و خدا با ماست

  نمرود برج ساز و زنش سمیرامیس مهمان دارند. جبار آقا و هامازاسب و بُشری. همه در آشپزخانه وسیع‌شان دور میز بزرگ چوبی نشسته‌اند و دارند مزه می‌خورند و حرف می‌زنند. نمرود در حال سرویس دادن به مهمان‌هاست و سمیرامیس هم در آشپزخانه در رفت […]

دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | قسمت هفتم | ادبیات در بارگاه الهی
دنیس آژیری
جبرئیل دات کام | قسمت ششم | بازار برزخی ها
دنیس آژیری
جبرئیل دات‌کام | قسمت پنجم | قهوه‌خانه برزخی
دنیس آژیری
جبرئیل دات‌کام | قسمت چهارم |کمدی الهی هاشمی

  مار غاشیه و عقرب جراره در باغشان مهمان دارند. مارهای دوش ضحاک که قوم و خویش غاشیه‌اند، مرخصی گرفته‌اند و چند روز آمده‌اند دیدنش. غاشیه هم از این فرصت استفاده کرده و یک سری را دعوت کرده تا بازدید مهمانی‌هایی را که با جراره […]


دنیس آژیری
جبرئیل دات‌کام | قسمت سوم | کمپین در بارگاه الهی

    اسرافیل طبق معمول پدر موسیقی را درآورده. از صبح که از تخت بلند شده٬ با موی شانه نکرده و صورت نشسته و پیژامه به تن ایستاده وسط اتاق و کلارینتش را گرفته دستش. دارد روی کلارینت کنسرتوی کوپلن کار می‌کند. قرار است سه […]


دنیس آژیری
جبرئیل دات‌کام | قسمت دوم | گورخواب‌ها

«خب، نیت کن انگشت بزن.» میکائیل است. با مار غاشیه و عقرب جراره و جبرئیل نشسته اند دور میز گرد هال و دارد برای غاشیه فال قهوه می‌گیرد. جراره: «این که یه خط صافه. انگشتش کجا بود؟ بده من به جاش بزنم.» غاشیه فنجان را […]


دنیس آژیری
جبرئیل دات‌کام | قسمت اول

    بعد از ظهر است. جبرئیل در هال یک کتی روی مبل افتاده است و با موبایلش مشغول است. کش شلوار راحتی‌اش افتاده زیر شکمش و تی‌شرتش هم کمی رفته بالا و گوشت‌های پهلویش از دو طرف زده است بیرون. در عالم خودش است. […]


دنیس آژیری
اسم گرید فروت چیست؟

  يكي مي شود به من بگويد اسم آن ميوه اي كه به پرتقال مي ماند، پوستش زرد- نارنجي است، علاوه بر اينكه پوست بيرونش را مي كنيم پوست درونش را هم مي كنيم چون تلخ است، موجب كاهش فشار خون مي شود، براي بيماران […]