آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


ابراهیم نبوی
پارادوکس | سه نفر ایرانی

    فرض: سه نفر ايرانی در موقعيت‌های مختلف قرار می‌گيرند. آنها در اين موقعيت‌ها چه خواهند کرد؟     در يک کوپه قطار در فاصله وين تا فرانکفورت، روی سه صندلی کنار هم هر کدام يک کتاب يا مجله فرنگی را طوری دست‌شان می‌گيرند […]

ابراهیم نبوی
کوتوله‌ها و درازها | قسمت چهارم | برو کنار لطفا
ابراهیم نبوی
قصه دختر پاسبون و یکی که خوشگل بود
ابراهیم نبوی
پارادوکس | خیابان
ابراهیم نبوی
پارادوکس | جنگ

    شرف   و آنان براي شرف‌شان جنگيدند. پس از جنگ يك قبرستان بزرگ باقي ماند و مقدار زيادي شرف.     ضرورت   هميشه يك جنگ بزرگ به مقداري آرزوي برآورده نشده نياز دارد كه توسط تعداد زيادي انسان آرزومند قرار است به […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | چگونه پرونده بسازیم؟

    چگونه پرونده تشکیل می‌شود؟   دموکراسی: شما جرمی مرتکب می‌شوید، شما را تعقیب می‌کنند، برایتان پرونده تشکیل می‌دهند و شما را دستگیر می‌کنند.   آنارشیسم: شما را بخاطر تصادف اتومبیل دستگیر می‌کنند، در کیف‌تان مدارکی بدست می‌آید که مخالف حکومت هستید، شما را […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | مغز

    خنديد، كتكش زدند. ساكت نشست، متهم به توطئه خزنده شد. دنبال خوشگذراني رفت، به اتهام فساد اخلاقي دستگير شد. دنبال ثروت رفت، به اتهام فساد مالي دستگير شد. دنبال قدرت رفت، به اتهام اقدام عليه حكومت دستگير شد. گريه كرد، به اتهام اشاعه […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | کابوس‌ها و رویاها

    سرنوشت بشر چطور ممكن است كه يك انسان هم عاقل باشد و هم بالغ و در عين حال به آينده بشر اميدوار باشد؟     تكنولوژي براي اينكه از شر روستا راحت بشويم به شهر آمديم و گرفتار اتوبوس‏هاي شلوغ شديم. براي اينكه […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | سیزده صندلی

        صندلی اول   – اولین صندلی‌اش یک لگن کوچولو بود که وقتی بچه بود روی آن می‌نشست و پی‌پی می‌کرد. – وقتی بزرگتر شد، به مدرسه رفت و روی نیمکتی نشست که بچه‌ها روی آن یک مشت مزخرفات تکراری را یاد […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | خدایا! باور کن

    خانه خدا   اگر خداوند در محله ما خانه داشت، حتما همه شیشه‌های خانه‌اش را شکسته بودیم.     و خدا در یاد ماست   آنان که به ما لذت می‌بخشند و ما را سرگرم می‌کنند، ما را از یاد خدا غافل می‌کنند […]


1 2 3 7