آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


ابراهیم نبوی
پارادوکس | چهار چمدان

    چمدان اول   وقتی انقلاب شد، به تولید چمدان پرداخت وقتی بی‌ثباتی ادامه پیدا کرد شروع کرد به خرید ارزان وسایل دست دوم خانه‌ها وقتی تسویه حساب‌های سیاسی شدت گرفت به خرید ارزان کتاب‌های ممنوعه سیاسی پرداخت وقتی جنگ شروع شد و بمباران‌های […]

ابراهیم نبوی
میزها و صندلی‌ها | قسمت نوزدهم | سیب برای لاغری خوب است
ابراهیم نبوی
میزها و صندلی‌ها | قسمت هفدهم | این روسای کوتوله
ابراهیم نبوی
میزها و صندلی‌ها | قسمت شانزدهم | آبرودارهای بی‌شعور
ابراهیم نبوی
میزها و صندلی‌ها| پانزدهم | یک بستر و یک رویا

      مردها از ثروت، قدرت، فرهنگ، هنر، ادب و زیبایی در مواجهه با زنان استفاده می‌کنند تا آخرش به سکس برسند و زنان مجبورند از سکس استفاده کنند تا به ثروت، قدرت، فرهنگ، هنر و زیبایی برسند.     مردها در هر زنی […]


ابراهیم نبوی
میزها و صندلی‌ها| چهاردهم | اشتراکات ایرونی

      یک دفتر شعر دارند که هیچکس آن را نخوانده است و اصرار دارند که حتما تمامش را برای تو بخوانند.   یک رمان نوشته‌اند که چون فکر می کرد از صدسال تنهایی بد تر شده، آن را پاره کرده و دور ریخته‌اند. […]


ابراهیم نبوی
میزها و صندلی‌ها | قسمت سیزدهم | هفت گوسفند و یک پروانه

      گوسفندها مثل پلنگ نعره نمی‌کشند، مثل الاغ عرعر نمی‌کنند، مثل شیر نمی‌غرند، مثل خرگوش نمی‌دوند، مثل ماهی زیرآبی نمی‌روند و مثل اسب به سرعت فرار نمی‌کنند و به همین دلیل است که همیشه به صورت ” گله” هستند و یک ” سگ” […]


ابراهیم نبوی
نامه‌ای به خدای کیومرث مرزبان

      خداجان سلام!   من رفیق کیومرث مرزبان هستم، همان کسی که هر هفته زرپ و زرپ برایت نامه می‌نویسد و دلش خوش است که تو آنها را می‌خوانی. حتما یادت نیست، همکار من است و ما توی نشریه حلزون کار می‌کنیم. یکی […]


ابراهیم نبوی
میزها و صندلی‌ها | قسمت دوازدهم | قاتلین بالفطره

    استالین، هیتلر، مائو، موسولینی مردانی بودند که مثل مردم فکر می‌کردند، آزادی دیگران را از بین می‌بردند، دوست داشتند همه مثل هم باشند، از آدمهای باهوش و نخبه بدشان می‌آمد، دوست داشتند دشمن‌شان را بکشند، بعید می‌دانم هیچ دیکتاتور بزرگی برای مدت طولانی […]


ابراهیم نبوی
میزها و صندلی ها | قسمت یازدهم | میدان انقلاب از این طرف است

      مدتها بود همه چیز زنگ زده بود حتی زنگ خطر وقتی فاجعه سر رسید هیچ صدایی نیامد مدتها بود همه چیز زنگ زده بود حتی زنگ اعلان خطر     اگر ده سال هم توی میدان انقلاب دور بزنی به آزادی نمی […]


1 2 3 6