آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «…السلطنه» | قسمت نهم

  دیشب ابدا خواب نکردم. از بابت اهل خانه نگرانی کلی دارم. تا حال که خبر از سلامتی نداده‌اند. خدای تعالی حفظ فرماید. نماز خوانده، نان پنیر و هندوانه شریف آباد خورده، چرت رفتیم. بیدار که شدم دیدم اردو کربلاست. پرسیدم چه شده؟ جلودار عرض […]

محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «…السلطنه» | قسمت هشتم
دالشین -
خفاش شب
محسن نامجو
روزنامه خاطرات «…. السلطنه» | قسمت هفتم
محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت ششم

نوشته: فرخ سرآمد       صبح زود بیدار شدم. دست نماز گرفتم. نمازم که تمام شد خواستم چرتی بزنم. فراش سواری به احضارم آمد. متحیر شدم که صبح به این زودی چه افتاده. با عجله خودم را رساندم. شرفیاب شدم. بندگان همایونی با ” […]


ابراهیم نبوی
ABJEEZ | Crossing Borders

  گروه « آبجیز» از گروههای موسیقی راک – آلترناتیو ایرانی که غالبا مضامین اجتماعی و سیاسی را در ترانه‌های خود ارائه می‌کنند دیروز قطعه موسیقی جدید خود را درباره فرمان دانلد ترامپ درباره ممنوعیت صدور ویزا منتشر کردند. من چند ساعتی بعد از انتشار […]


محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت پنجم

  صبح سر حمام شرفیاب شدم. بیرون که آمدم عمارت حوضخانه تشریف بردند. بنده و حکیم « طولوزان» هم از پشت سر آهسته همراهی کردیم. ناهار را که میل فرمودند، از بنده تفصیل غائله « نسق‌چی باشی» را سئوال فرمودند. آنچه گذشته بود عرض کردم. […]


محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت چهارم

  صبح خانه جناب آقا رفتم. خواب بودند. ندیدم. از آنجا خانه والده رفتم. فردا حرکت به سمت مازندران خواهد شد. پول ندارم نمی‌دانم چه خاکی بر سر بریزم. امروز هر حمال‌زاده و تون‌تاب‌زاده هزارتومان دوهزارتومان ماهیانه مداخل می‌کند. من که پدرم سالی صدهزارتومان خرج […]


محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت سوم

  امروز هیچ معلوم نیست بنده را چه می‌شود. ابدا حال خودم را نمی‌فهمم. دلم گواهی می‌دهد که بلائی نزدیک است. خداوند عاقبت همه ما را بخیر کند. گفتم حمام بروم، شاید به‌میزانی سبک شوم که حال خدمت‌گذاری قبله عالم را داشته باشم. در راه […]


محسن نامجو
روزنامه‌ی خاطرات «… السلطنه» | قسمت دوم

    امروز قدری کسالت دارم. دست راستم هم از اسید معده قبله عالم سوخته. دربخانه می‌رفتم که ” ببری خان” را دیدم. معیت دو سه فراش تفرج می‌فرمودند. عرض سلام کردم، ابدا به‌روی مبارک نیاوردند. این گربه از وقتی سوگلی شاه شده خیلی خودش […]