آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۱ فروردین ۱۳۹۷

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروز ایران| قسمت دویست‌وهفتادویکم | محمد جاوید  


 

 

 

نقش وحشت‌زده رستم

 

روح کورش شده آزرده ز سد سیوند

نقش رستم شده وحشت‌زده از سوت قطار

دل پرخون شده‌ی نقش جهان می‌گیره

آخه بدجور شده بر سرش اون برج سوار

وای از آن روز که میراث گرانقدر وعزیز

بشه صادر زوطن در قِبَل ِ پوند و دلار

یا که تغییر بِدِن کاربری‌های همه

شهرداری بکنه جیب خودش را سرشار

غار شاپورسوییتی بشه کوهستانی

بعد ازآن با دوسه میلیون بِدَ‌نِش رهن و اجار

شهراستخر بشه سالن استخر وسونا

و ورودیش تو بازار سیا، سی چلِزار

تخت جمشید به دل داره غم سنگینی

ترسد آخر که زمینش بشه جالیز خیار

یا منار جنبون لرزون بشه تخریب که چون

جرمش این بوده که رقصیده اونم چندین بار

جاش البته دوتا برج بسازن دوقلو

رقص اما نکنه، قر نده مانند منار

چل ستون چون که ستوناش همش از چوبه

بفروشن همه چوباش به جای الوار

واگر پرسی از آنان که چرا همچین شد

درجوابت بکنن خنده که آید به چه کار

طنز «جاوید» ولی کاش که هشداری بود

تا حراست بشه با جان و دل از این آثار

 

 

محمد جاوید