آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۳ اسفند ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه ی عقلاطون| صد و چهل و سوم | آن چه در جوی می رود آب است!


 

 

 

اخیرا روزنامه نگاران شکایت کرده اند که دولت افغانستان امکان دسترسی رسانه ها به اطلاعات را بسیار محدود کرده است.

من نمی دانم روزنامه نگاران ما چه چیزی را می خواهند بدانند که از قبل نمی دانند. اگر می خواهند بدانند که در درون دولت چه فعالیت های جریان دارد، هیچ فعالیت خاصی جریان ندارد. مقامات و کارمندان دولت صبح ها به اداره های مربوطه می روند و می پرسند:

“چای نیست؟”.

چای هست. یک پیاله چای می گیرند و فیس بوک خود را باز می کنند. بعد، یکی از دیگری می پرسد:

” امروز تا عصر هستی؟”

پاسخ:

” والله نه والله. کاکای خانمم که مریض بود از هند برگشته. امروز قرار داریم که ساعت دو با فامیل به دیدن او برویم”.

جواب مقابل:

“خیر است. پروا ندارد. من هم باید ساعت دوازده در شهرنو باشم. میهمان استیم”.

نفر سومی:

” امروز عظیم از مالیزیا زنگ زده بود. می گفت هیئت روز جمعه به کابل بر می گردد. گفتم برای ما چپلک چرمی مالیزیایی بیار. باش می آورد یا نمی آورد. راستی من روز جمعه که عظیم را از میدان گرفتم او را به خانه اش می رسانم. شب همان جا می مانم و روز شنبه به اداره نمی آیم. خدا می داند شب تا چه وقت بیدار می مانیم”.

نفر چهارم:

” به نوتیس ِ سفارت امریکا هم ریپلای نزدیم. اعصاب شان خراب می شود. آن دفعه ی دیگر معاون سفیر به مزاح گفت که ما متخصص پروکراستینیشن استیم. بد است والله”.

 

اگر روزنامه نگاران می خواهند بدانند که در دولت افغانستان رشوه دهی و رشوه ستانی هست یا نیست، جوابش را پیشاپیش می دانیم: هست. زیاد هم هست. شاید روزنامه نگاران بگویند ما می خواهیم جزئیات فساد مالی و اداری در دولت را بدانیم. یکی به این عزیزان بگوید:

” قربان تان شویم. اولا، کدام بی عقل رشوه می گیرد و بعد کنفرانس مطبوعاتی دایر می کند و در این باره اطلاع رسانی می کند؟ ثانیا، جزئیات چه اهمیتی دارند. همین که می دانیم در هر اداره یی چهار نفر، یعنی رییس و معاون و مشاور ارشد و مسئول مالی، پول ها و امکانات را میان خود تقسیم می کنند کافی نیست؟ ثالثا، گیرم جزئیات کار به دست تان آمد و شما آن جزئیات را در رسانه ها پخش کردید، فکر می کنید مردم عصبانی می شوند و دست به شورش می زنند؟ نخیر. مردم می گویند خیلی نامردی است که خود شان ده میلیون دالر را میان خود تقسیم کرده اند و به شمسوللق و افیظ الله هیچ چیز نداده اند. دفعه ی دیگر باید بدهند”.

اگر روزنامه نگاران فکر می کنند که دولت افغانستان به اطلاعاتی دسترسی دارد که دیگران به آن دسترسی ندارند، زهی فکر باطل. خود دولت افغانستان نود درصد اطلاعات خود را از فیس بوک می گیرد. به آرشیو امنیت ملی افغانستان که مراجعه کنید در آنجا دوسیه هایی را می یابید که با رنگ سرخ بر پشت شان نوشته است:

” منبع: صفحه ی فیس بوک قصه های جالب زندگی”.

هفته ی گذشته وزارت داخله ی کشور در برگه یی که به رسانه ها فرستاد اعلام کرد:

” جای بسی مسرت و خوشحالی است که نیروهای امنیتی دلیر ما یک طرح تروریستی دشمنان وطن را کشف کرده و در حال کشف اطلاعات بیشتر هستند. تروریست ها قصد دارند در روز چهارشنبه ی آینده در منطقه ی سیلو یک تانکر پر از مواد منفجره را منفجر کنند. چنانچه آنان پلان خود را تغییر ندهند، ما آمادگی صد درصدی داریم تا این حمله را خنثی نماییم. لطفا تا می توانید این خبر خوشحال کننده را در فیس بوک شیر کنید و به دشمنان وطن لعنت بفرستید. اگر می خواهید که نیروهای فداکار ما توطئه های بیشتر دشمنان را کشف کنند در کامنت های فیس بوکی تان بنویسید سبحان الله”.

سخنگوی وزارت دفاع دیروز در گفت و گو با بخش دری بی بی سی گفت:

” من امروز در تویتر خواندم که پاکستان چندین راکت ِ سبزرنگ را به داخل خاک افغانستان شلیک کرده. می خواستم به دولت پاکستان رسما اعتراض کنم. اما پیاده ی دفترم گفت که آن یادداشت تویتری مربوط به سال ۲۰۱۴ است. خیلی ناراحت شدم. در سال ۲۰۱۴، یعنی چهار سال پیش از امروز، پاکستان با راکت و آن هم راکت سبزرنگ به خاک ما حمله کرده و دوستان حالا به ما خبر می دهند؟ شرکت تویترهم  پدرلعنت است. تاریخ تویت های مردم را خوب روشن نمی نویسد”.

پیش نهاد من به روزنامه نگاران این است که وقت خود را با دولت ضایع نکنند. یعنی وقتی همه چیز را می دانند ناحق نق نزنند.