آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۱ اسفند ۱۳۹۶

حمید شریف

طنز روز


مجید جان، دهنت را از توی شورتت در بیار!


 

 

مجید جان،

من ویدئوی اجرای شما در دانشگاه شهید بهشتی را دیدم. همان که شوخی جنسی با پرستارها کرده بودی و گفته بودی دست به دادن‌شان خوب است. اولش خواستم کار تو را به کشکک زانوی چپم حساب کنم به چند دلیل:

یک این‌که آنقدر این روزها سفارش طنز از مسئولین ریز و درشت مملکت می‌رسد که سه شیفته هم کار کنم نوبت به امثال تو نمی‌رسد. راستش همین الان هم تا خبر شیرین‌کاری تو برسد سه چهار روز از قضیه گذشته. ضمن اینکه ظلم به نظام اسلامی است که  اژه‌ای و علم‌الهدی و جنتی را با آن همه فرند و فالوئر بگذارم و در مورد کسی بنویسم که وقتی خواننده‌ها می‌خواهند به همدیگر معرفیش کنند باید یک ساعت کوروکی بکشند.

دو این‌که گفتم الان چیزی بنویسم باز یکی پیدا می‌شود دهنش را باز می‌کند و به هیکلم می‌ریند که تو حسود هستی و من تا بخواهم مدارک محکمه پسند ارائه کنم که به تو حسودی نمی‌کنم از غصه چنین اتهامی دق کرده‌ام!

سه این‌که اصولا اعتقاد دارم طنزپرداز، زدن ندارد. طنزپرداز را خدا زده، پیغمبر خدا زده، کشیش و خاخام و آخوند و کدخدا زده‌، آبدارچی و خادم مسجد زده، تزار و پادشاه و خان و ولی‌فقیه زده، گزمه و آژان و عسس زده، ملت عصبانی همیشه در صحنه زده‌اند. واقعیت اینکه هر غلطی هم که بکند دیگر جای سالم برای نواختن ندارد!

چهار این‌که به زعم من مردانی که هنوز از عبارات «دادن» و «کردن» برای توصیف عمل جنسی استفاده می‌کنند مغزشان در دهه سی و چهل شمسی متوقف شده است. طنزی هم اگر مرتکب شوند، از سد کریم و لوطی ملخاتی و نوچه‌بازی و فیلم صلات ظهر فراتر نمی‌رود. البته اشکالی ندارد کسی مغزش در آن دوره زندگی کند و سایر اعضای مهمش در این دوره. اما می‌دانی، من زبان سگ همسایه کیروش را که پرتغالی واق واق می‌کند از این جور آدمها بهتر می‌فهمم! به همین خاطر با این آدمها حرف هم نمی‌زنم چه اینکه در موردشان بنویسم.

 

این طوری بود که گفتم ولش کن.  بعد که رفتم توضیح صفحه اینستاگرامت را خواندم که نوشته بودی خوب کاری کردی و کسی که ناراحت شده ذهنش مریض است چهار تا دلیل بالا را بی‌خیال شدم. الان هم قصد توصیه یا شکایتی ندارم. دیدم نوشته بودی تنها هدفت خنداندن مردم است (و چقدر خوب که این را گفتی، من فکر می‌کردم هدف کمدین تولید گاو از کالباس است) گفتم دو رکعت دور همی بخندیم.

 

مجید جان،

خیلی خوب است که تو دوست داری همه را بخندانی. واقعا در دنیای گهی که سالهاست آب آن قطع شده، خنداندن آدمها بهترین کار است. اما مرد حسابی، جادوی طنزپرداز این است که خنده را از شب‌کلاه درد بیرون بکشد. اگر نه دهان به پایین‌تنه آدمها گشودن و شوخی جنسی را لات سر کوچه خیلی بهتر از تو اجرا می‌کند. آن هم بدون بلیط ورودی!

 

مجید جان،

نوشته بودی در برنامه‌هایت اول از همه با خودت و خانواده خودت شوخی می‌کنی. آفرین به تو که اینقدر کول و نایس می‌باشی مومن! توی این ویدئو که البته من دیدم با خواهر من شوخی کرده بودی، ولی فرقی هم ندارد. همه مردهایی که موقع حرف زدن شورتشان را روی سرشان می‌کشند، خشونت جنسی را از سالیان دور، از اطرافیان خود شروع کرده‌اند. خواهر من و تو ندارد مجید جان، وقت حرف زدن، دهنت را از توی شورتت در بیار!

 

مجید جان،

به نظر من خیلی فرقی نیست بین تو که «دادنِ پرستارها» را دستمایه کمدی زرد می‌کنی و #وحید_یامین‌پور که می‌گوید ادامه حرکت #دختران_خیابان_انقلاب به #زنان_خیابان_جمشید ختم می‌شود. هر دو کلام‌تان را از #ایدئولوژی_دخول وام گرفته‌اید. البته که یامین‌پور علیرغم وقاحت عریان کلامش، از تو کم‌زیان تر است. آدم تکلیفش با او معلوم است اما با تو نه!

 

مجید جان،

دیدم روی صفحه اینستاگرامت عنوان شغلی را نوشته بودی آرت. جناب هنرمند محبوب مردمی، در سرزمینی که زنان و دختران به خاطر برابری طلبی در پوشش لباس #حقیر خوانده می‌شوند، خنداندن مردم با شوخی سخیف جنسی اسمش هرچه باشد هنر نیست. این طوری آدم فکر می‌کند موقع کپی پیست کردن یک حرف «اف» را از اول آن آرت جا انداخته‌ای!