آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۵ بهمن ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون| صد و سی و یکم | از فسادِ ما فسادِ کاینات (قسمت دوم)


 

 

قبلا برای تفکیک فسادهای کوچک از فسادهای کلان  معیاری در دست نبود. به همین خاطر، نوعی آشفتگی بر سیستم فساد در دولت افغانستان حاکم بود. یکی ده هزار دالر رشوه می‌گرفت و فکر می‌کرد فساد کوچکی کرده. یک مامور نسبتا مودب در یک اداره‌ی دولتی هشتاد افغانی رشوه می‌ستاند و گمان می‌کرد نظام اداره و اخلاق مملکت را به هم زده است. هرچه به او می‌گفتند این مقدار فساد اصلا فساد نیست، قبول نمی‌کرد. این آشفتگی رابطه‌ی نیکوی رشوه گیران و رشوه دهندگان را نیز خراب کرده بود. از آنجا که در سیستم رشوه معیار واحدی وجود نداشت، هم رشوه گیر احساس ضرر می‌کرد و هم رشوه دهنده خود را خسرالدنیا والآخره می‌دانست. وقت هردو طرف هم زیاد ضایع می‌شد. رشوه‌ستان به محضی که پول را می‌گرفت، موبایل خود را بر می‌داشت و به دوستان نزدیک خود زنگ می‌زد و می‌پرسید:

“فلانی، این بی‌ناموس از هشتصد افغانی بالاتر نرفت. گرفتم دیگر. به نظرت خوب است؟”.

از آن طرف فرد رشوه دهنده هم معمولا بی‌طاقت می‌شد. مخصوصا کسی که به دالر رشوه داده بود، به برادر خود در لندن زنگ می‌زد و می‌گفت:

“صد و هشتاد دالر دادم. زیاد داده‌ام؟”.

و برادرش می‌گفت:

” تمام شاخص‌های بازار پول در اروپا و امریکا نشان می‌دهند که تا دو هفته‌ی دیگر ارزش دالر در برابر افغانی خیلی بالا می‌رود. وقتی که به دالر رشوه می‌دهی، حداقل وضعیت پول در سطح جهانی را بررسی کن و نرخ تورم را در محاسبه‌ات بگنجان”.

من مردی را می‌شناسم که در کابل به پول ِ یورو رشوه داده بود، ولی قبل از رشوه دادن وضعیت اقتصاد جهانی، بازار سهام نیویورک، بحران سیاسی سومالیا، کتاب ثروت ملت‌ها (نوشته‌ی ادام اسمیت) و بیانیه‌های خصمانه‌ی وزارت خارجه‌ی روسیه در مورد دخالت امریکا در خاورمیانه را مطالعه نکرده بود. این مرد به خاطر همین بی‌احتیاطی خیلی ضرر کرد، به سرطانِ یورو مبتلا شد و به سوی خدا بازگشت.

وقتی که امریکا قسمتی از دموکراسی اضافی آن کشور را به افغانستان آورد و آن را در مردم متدین ما غرس کرد، اولین کاری که شاخه‌ی اجرایی دولت منتخب ما، یعنی همان شورای علمای کشور، انجام داد ارائه‌ی تعریفی روشن از فسادهای کوچک و کلان بود. در این تعریف آمده بود:

“کسانی که میلیون‌ها دالر از بیت‌المال ملت دزدید‌ه‌اند مغرور نباشند که به فساد کلانی دست زده‌اند. این میلیون‌ها دالر در نزد خداوند به یک پول هم نمی‌ارزند. آنانی که از مردم هشتاد افغانی و صد افغانی رشوه گرفتند نیز گمان نکنند که فساد کوچکی کرده‌اند و کسی آنان را ندیده است. خداوند ذره ذره‌ی اعمال بندگان خود را حساب می‌فرماید. پس از خدا بترسید و استغفار نمایید”.

در نظام دموکراتیک جدید، اکثر رهبران جهادی – که بلد نبودند به زبان دموکراسی یعنی انگلیسی صحبت کنند- به دولت گفتند ما می‌رویم در خانه‌های خود می نشینیم؛ به شرطی که اول هر ماه به هر کدام از ما ده میلیون دالر بدهید. دولت گفت:

” این فساد نیست؟”

رهبران مذکور گفتند:

” اولا نخیر، بگذاریم که شما تنها بخورید؟ ثانیا، ما این پول را حلال می‌کنیم. ما این پول را می‌گیریم و با فساد اخلاقی در جامعه مبارزه می‌کنیم”.

اخیرا گروهی از این بزرگان جهادی در نامه‌یی از رییس جمهور خواستند که به تلویزیون‌های داخلی دستور بدهد از این پس رقص‌های عریان و نیمه عریان پخش کنند. این درخواست بزرگان مذکور با موجی از تعجب مردم رو به رو شد اما از آن موج گذشت. مولوی سمیع الخندق ِ حقنواز، یک تن از امضا کنندگان این نامه، از این نامه دفاع کرد و گفت:

“ما هر ماه میلیون‌ها دالر دریافت می‌کنیم تا با فساد اخلاقی در جامعه مبارزه کنیم. فساد اخلاقی که در جامعه نباشد با چه مبارزه کنیم؟ وقتی که زنان نیمه عریان در تلویزیون‌های کشور نرقصند فساد چه‌گونه پیدا شود و اگر ما آن رقص‌ها را تماشا نکنیم از کجا بدانیم که جامعه در معرض فساد اخلاقی قرار گرفته یا نگرفته؟”.

ما با سخنگوی دولت تماس گرفتیم تا واکنش دولت به این نامه را بدانیم. سخنگوی دولت گفت:

“ما از هر تصمیمی که رهبران معظم، روحانیون محترم و بزرگان کشوری اتخاذ نمایند، می‌کنیم”.

پرسیدیم چه می‌کنید. گفت:

” من باید از رییس جمهور بپرسم.  فعلا نمی‌دانم تعجب است، استقبال است، حمایت است، اظهار بیزاری است، چیست. بستگی به این دارد که ایشان چه تناول کرده باشد”.

ادامه دارد…