آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۷ بهمن ۱۳۹۶

شراگیم زند

طنز روز


پسر لوس سینمای ایران!


 

 

 

 

داشت عباسقلی خان پسری
پسر بی‌ادب و کم هنری

اسم او بود «اِبی حاتم خان»
همه بودند ز دستش به فغان

فیلم با ناز و غُر و قِر می‌ساخت
ارزشی، جنگی و فاخر می‌ساخت

هرکجا جشنی و سیمرغی بود
می‌گرفتی همه را خیلی زود

فیلم‌هایش همه آس و شیک بود
بودجه‌ش قد دو تا «کوبریک» بود

خرج فیلمسازی او بالا بود
چِک او نقد و همین حالا بود!

هرچه می‌دادند می‌گفت کم است
اهل فن مات که این چه شکم است!

از قضا آن پسر خیره و لوس
توی جشنواره میان کف و بوس

سر درد دل خود را وا کرد
آن میان ولوله‌ای برپا کرد

گفت در طول زمان مادر دهر
همچو من هیچ نزائید به شهر

سینما حق من و سهم من است
من گُل و هرچه به‌جز من چمن است!

سینما و همه چی را از دَم
کُنتراتی بدهید دست خودم

بی‌گمان هرچه که هست و بوده
قبل من سوء تفاهم بوده!

گفت و گفت آخرشم با همه قهر
کرد خُلق همه را همچون زهر

تو پسر جان من این قصه بخوان
تو نشو مثل ابی حاتم خان!