آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱ اسفند ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنز روز


پارادوکس| مار و شکارچی و کبوترهای سفید


 

 

 

 

گرگ‌ها و گوسفند

يه روز يه گرگ تصميم گرفت يه تعداد گوسفند رو بخوره، اما يكي از اونها زنده موند و تصميم گرفت انتقام گوسفندهاي خورده شده رو بگيره. در نتيجه بعد از گذروندن يك دوره آموزش نظامي و مسلح شدن به انواع تانك و موشك و سلاح‏هاي الكترونيك و ليزري تبديل به يك گرگ شد. او در جريان يك جنگ كوتاه مدت زير پاي تعداد زيادي فيل له شد.

نتيجه گيري اخلاقي: آموزش هميشه مفيد نيست.

نتیجه گیری دوم: آدم به جای آموزش دیدن باید سعی کند هیکلش درشت باشد.

 

مار و شكارچي

يه روز يه مار يه  شكارچي رو نيش زد. شكارچي عصباني شد و با تفنگش به مار شليك كرد. تعداد زيادي خرگوش زخمي شدند.

نتيجه گيري اخلاقي: آدم قبل از انتقام گرفتن بايد عصبانيتش را كنترل كند.

 

 

كبوترهاي سفيد

يه روز يه گوسفند خيلي بع بع كرد. سگ‏ها كه احساس مي‏كردند حوصله‌شون داره از سر و صداي گوسفند سر مي‏ره، حمله كردن و گوسفند رو تبديل به يك شيء خونين و بي‏تحرك كردن. لاشخورها سر رسيدن و روي سنگ‌ها نشستن. در همين موقع تعدادي كبوتر سفيد اومدن و بال بال زدن. لاشخورها نگاهي به كبوترها كردن و گفتن: ما حاضر به هيچ مذاكره‏اي نيستيم. اينقدر بال بال بزنين تا جون تون در بياد.

نتيجه گيري اخلاقي: حرف زدن در مورد صلح با يك لاشخور گرسنه معمولاً نتيجه بخش نيست.

نتیجه گیری دیپلماتیک: با کسی که گرسنه است مذاکره نکنید.

 

كلاغ‌ها

يه روز يه كلاغ قار قار كرد. بعدش چهل تا كلاغ قار قار كردن. بعداً ۱۶۰۰تا كلاغ قار قار كردن. بعداً ۲۵۶۰۰۰۰تا كلاغ قار قار كردن. بعداً مردم سرشون درد گرفت و تلويزيون‌شون رو خاموش كردن. مسئولین قضایی گفتند: رسانه‌هایی که در مورد خودکشی فلان زندانی نظر بدهند، با برخورد قضایی مواجه خواهند شد.

نتيجه گيري اخلاقي: رسانه‌ها و کلاغ‌ها همیشه زیادی سروصدا می‌کنند.

نتیجه گیری امنیتی: قبل از کشتن زندانی روزنامه‌ها را باید تعطیل کرد.

 

شفافيت

يه روز يه گوسفند تصميم گرفت برخورد شفاف بكنه. اومد و روبه‌روي گرگ نشست و گفت: آقاي گرگ تو فكر نمي‏كني كه ما بايد حرفامونو شفاف بزنيم؟ گرگ خنديد و به گوسفند نزديك شد.

گرگ هميشه براي دوستانش تعريف مي‏كرد و مي‏گفت: اون گوسفند واقعاً موجود خوشمزه‏اي بود.

نتيجه گيري اخلاقي: شمردن دندان‌هاي گرگ قبل از مذاكره ضروري است.

 

تذكر قانوني

يه روز شير از مار خواست كه قانون جنگل رو اكيدأ رعايت كنه. مار هم در اولين فرصت به خرگوش نيش زد و اون رو كشت. شير عصباني شد. مار گفت: ولي در عوض قول مي‏دم در مراسم دفنش كلية تشريفات قانوني رو رعايت كنم.

نتيجه گيري اخلاقي: رعايت قانون مهم است، حتي پس از مرگ.

نتیجه گیری دوم: فرق حکومت فعلی با جنگل این است که در جنگل پس از کشتن می‌توان مجلس ختم برگزار کرد.