آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۳ اسفند ۱۳۹۶

شراگیم زند

طنز روز


اگر دراویش هم «تسنیم» و«بیست و سی» داشتند!


 

با کشته شدن چند نیروی امنیتی در درگیریهای خیابان گلستان هفتم، رسانه های وابسته به نظام، اقدام به سیاه نمایی و مظلوم نمایی در این مورد کرده و روایتی از مظلومیت خود و ظلم و ستم دراویش ارائه دادند که اگر کمی شاخ و برگ بیشتر به آن داده شود شاید تا چند صد سال دیگر یک نیمچه کربلایی از دل گلستان هفتم بیرون بیاید.
از آنجا که خلاء رسانه های تاریخ سازی مانند «تسنیم» و «فارس» و «بیست و سی» و یا روزماله هایی مثل «کیهان» در جبهه دراویش احساس می‌شود، ما در این نوشته می‌خواهیم رسانه ارزشی دراویش شویم و در جهت تنویر افکار عمومی پاچه ها را بالا زده و در مورد اخبار منتشره روشنگری نمائیم:

بر اساس گزارشهای رسیده در جریان تجمع دراویش در خیابان گلستان هفتم یک دستگاه اتوبوس که هیچ ارتباطی با این تجمع نداشته است در حال عبور از منطقه بوده که در ابتدای مسیر یکی از نیروهای امنیتی که دچار مشکلات شخصی، روانی و خانوادگی بوده و در روز حادثه نیز به خاطر آماده باش خوردن با مرخصی او موافقت نشده خود را به قصد خودکشی در مسیر حرکت اتوبوس قرار داده و جان خود را از دست می‌دهد. حتی به شهادت شاهدین عینی ایشان لحظاتی قبل از اقدام به خودکشی فریاد زده بودند که: ” من این زندگی رو نمی‌خواااااام…” و بسیاری از ساکنین محل آخرین فریاد ایشان را شنیده اند و اسنادش موجود است. اما مع الاسف به محض اینکه همکاران و سایر نیروهای امنیتی از خودکشی ایشان مطلع می‌شوند سریع اتاق فکری تشکیل داده و برای اجرای پروژه «کشته سازی» فوت ایشان را ناشی از حمله وحشیانه اتوبوس دراویش وانمود می‌نمایند. این در حالی ست که راننده اتوبوس به جز اینکه سیبیل داشته هیچ وجه اشتراک دیگری با دراویش حاضر در محل نداشته است.

و اما بشنوید از ماجرای یک به اصطلاح قربانی دیگر نیروهای امنیتی (جمله قبل رو لطفا با لحن مجری خبر بیست و سی بخوانید.) مرگ نفر دوم نیز باز هم در امتداد پروژه کشته سازی و مظلوم نمایی نیروهای امنیتی مهندسی و رسانه ای شده و جالب است بدانید که فرد کشته شده  نه تنها نیروی امنیتی نبوده بلکه خودش یکی از دروایش معترض بوده که در جریان حمله نیروهای امنیتی متاسفانه جان خود را از دست داده و پیکرش در منطقه درگیری باقی مانده بود. نیروهای امنیتی هم از فرصت استفاده کرده و بعد از کوتاه کردن سیبیل و الصاق مقداری ریش به چهره فرد کشته شده و پوشاندن یونیفورم، او را نیروی امنیتی جا زده و دراویش را عامل قتل او معرفی نمودند و با این کار یکی از کشته های دراویش را مصادره و به کشته های خود اضافه کردند. ناگفته پیداست که مردم فریب این تلاشهای مذبوحانه و حرکات نخ نما و البته ناجوانمردانه را نخواهند خورد.

فرد کشته شده بعدی نیز بر اساس اخبار و گزارش های رسیده کلا از بیخ ساختگی ست و بعد از استعلام از ثبت احوال مشخص گردید که در کل دنیا فقط سه نفر با مشخصات و نام و نام خانوادگی این نیروی امنیتی به اصطلاح کشته شده وجود دارد که یکی از آنها دو سال و نیمه است و دیگری هم ساکن آفریقای جنوبی ست… متخصصین ثبت احوال در حال کشف و خنثی سازی نفر سوم هستند ولی خیلی بعید است که این نفر سوم همین فرد کشته شده باشد و مساله از صفر تا صدش ساختگی ست. اینکه عده ای می‌گویند به هر حال یک جسد روی زمین وجود دارد و اینها ربطی به مساله ساختگی بودن خبر ندارد و بالاخره روی زمین میلیونها و بلکه هم میلیاردها جسد وجود دارد و این دلیل خوبی نیست که بخواهیم دراویش را با استناد به آن متهم نمائیم.

گفته شده است دو تا نیروی بسیجی هم به دست دراویش در حاشیه این درگیری ها کشته شده اند… هنوز اطلاعات موثقی در این زمینه به دست ما نرسیده است اما حداقل یکی از این دو نفر بدون شک معتاد تزریقی بوده و جواب آزمایشش پیش ماست. برای نفر دوم هم که توسط بسیجی همراهش به قتل رسیده است هر زمان اطلاعات موثقی منتشر شد ما هم در مورد آن روشنگری خواهیم نمود.