آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۳ بهمن ۱۳۹۶

حمید شریف

طنز روز


بازی با مقدّسات و تهدید به طنز!


 

 

موسی ظفر همکار افغان مجله حلزون، مطلبی تحت عنوان «چهار قُل» نوشته که به تیریج قبای عدّه‌ای نطنز نشناس از خدا بی‌خبر بر خورده. من بدون این که بخواهم قضاوتی بکنم یا زبانم لال توهینی کرده باشم چند تا توصیه دوستانه به این عزیزان می‌کنم. اگر اهل توصیه دوستانه نیستید، یک تهدید انقلابی هم در بند آخر اضافه کرده‌ام که یکسر سراغ همان بروید.

 

اول اینکه عزیزانم، مقدساتتان را سر راه نیاندازید که هر کس حرفی زد یا قدمی برداشت پایش روی آن برود. بیشتر این سوء تفاهم‌ها وقتی رخ می‌دهد که شما بعد از بازی عابدانه با خداوند و اصحابش، آنها را همین طور سر راه ول می‌کنید. خب طنزنویس بدبخت هم از کجا بداند حدود کار کجاست؟ یکهو سر قلم کج می‌شود، پایش می‌رود یک جایی که تا نیم ساعت پیش مقدس نبوده الان مقدس شده. این را لطفا رعایت کنید.

دوم اینکه خدا را تنهایی مصرف نکنید. خدا مال ما هم هست. منظورم از «ما» همه کسانی است که با وجه قهّار خدا کار ندارند و بیشتر به آن خدای مهربانی که می‌شود با آن شوخی کرد اعتقاد دارند. اگر بخواهید بگویید با خدا نمی‌شود شوخی کرد، در این صورت به مقدّسات من که «خدای شوخ مهربان» باشد، توهین کرده‌اید و طبق همان شناخت توهینولوژی خودتان با شما برخورد خواهیم کرد.

 

سوم اینکه یادتان باشد سر هر چیز کوچکی غیرتی نشوید و رگ گردن کلفت نکنید. چون خدا خودش گفته از رگ گردن به همه نزدیک‌تر است و  کلفت شدن رگ گردن، جایگاه او را به خطر خواهد انداخت. فکر کنید پادشاهی بر تخت نشسته و هر چند دقیقه یک بار زمین زیر پایش باد کند! خب برادر من، این پادشاه دو بار صبر می‌کند، سه بار صبر می‌کند، دفعه چهارم با شمشیر می‌زند دهان منبع باد کردن زمین را می‌ساید. گفته باشم!

چهارم اینکه بیش از ۹۴ درصد بدبختی‌های بشریت این است که نمی‌داند غیرت دینی‌اش را چه طور استفاده کند. لطفا برای این کار به کارشناس دینی محل‌تان مراجعه کنید هرچیزی که او گفت برعکسش را انجام دهید. مثلا اگر گفت: الان وقت سرمایه‌گذاری غیرتی در فلان مطلب طنز است، شما بگردید آن اطراف یک کشتی طلا یا گوساله طلایی چیزی پیدا کنید و غیرت‌تان را روی آن اعمال کنید. نصف این کارشناس‌ها دستشان با خدا توی یک کاسه است، گول نخورید!

نکته آخر اینکه، اگر یک بار دیگر طنزنویسان، نخ‌سوزن طنزنویسان حلزون را به مرگ تهدید کنید، ما هم متقابلا شما را تهدید به طنز می‌کنیم. الان شما موسا ظفر را تهدید کرده‌اید، ولی اگر صبر انقلابی ما تمام شود دیگر موسی و عیسی حالیمان نیست. عین صد و بیست چهار هزارتا را گروگان می‌گیریم و شبی یک طنز در موردشان صادر می‌کنیم و تا وقتی تک‌تک‌تان از مواضع طنزستیزانه‌تان توبه نکنید از آزادی این عزیزان خبری نیست. خوب باشید!