آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۶ آذر ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون| صد و هشتم | قانون عُرضه و تقاضا


 

 

 

افغانستان قبلا یک “فیلسوف جهان” داشت به نام محمد صدیق افغان که در رشته‌ی ریاضی درس خوانده و تخصص اصلی‌اش اثبات برتری اسلام و کشف توطئه‌های امپریالیسم جهان‌خوار است. ابزار کار این فیلسوف ده انگشت‌اش هستند. البته فکر نکنید که با این ده انگشت کلمات را تایپ می‌کند و کتاب می‌نویسد. نه. او با جمع و تفریق کردن این انگشت‌ها سخت‌ترین مسایل روزگار ما را باز می‌کند. مثلا همه‌ی ما می‌دانیم که پیامبر گرامی اسلام در عمر شصت و سه سالگی رخت از این جهان کشید و به قول بعضی از مورخان خوشبین به دیدار جانان شتافت. اما این را فقط می‌دانیم. پروفسور صدیق افغان هنرش این است که این “می‌دانیم” را با دلایل متقن و متکی بر انگشت محکم می‌کند. یکی از استدلال‌های ایشان در این باب:

“می‌دانید که انگشتان هر دو دست ما ۱۰ تا هستند. از طرف دیگر اگر عدد ۹ را واژگون کنیم عدد ۶ به دست می‌آید، اما ما آن را واژگون نمی‌کنیم چرا که ۱۰ به علاوه‌ی ۹ می‌شود ۱۹ و بسم الله الرحمن الرحیم هم ۱۹ حرف دارد. از طرف دیگر ملاحظه می‌کنید که دست راست ما ۵ انگشت دارد و دست چپ ما نیز ۵ انگشت دارد. همین طور پای راست ما ۵ انگشت دارد و پای چپ ما هم ۵ انگشت دارد. مجموع انگشتان دست و پای ما چند می‌شود؟ ۲۰ می‌شود. حالا اگر ۱۹ را که تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است از ۲۰ منفی کنیم عدد ۱ به دست می‌آید. همین طور اگر ۹ را پیش از واژگون کردن آن از عدد ۱۰ منفی کنیم باز عدد ۱ به دست می‌آید. پس اثبات می‌شود که خداوند ۱ و یگانه می‌باشد. اما اگر عدد ۹ را واژگون کنیم عدد ۶به دست می‌آید و اگر این عدد ۶ را ضرب ۱۹ – یعنی تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم کنیم می‌شود ۱۱۴ که عبارت می‌باشد از تعداد آیه‌های قرآن.

حال اگر عدد ۱۰ را با ۱۱۴ جمع کنیم می‌شود ۱۲۴ که منظور همان ۱۲۴ هزار پیامبر می‌باشد. در ضمن، می‌دانیم که تعداد آسمان‌ها ۷ اند و اگر هر کدام از این آسمان‌ها را ضرب در ۱۰ کنیم ۷۰ تا می‌شوند. حالا ۱۰ را از این ۷۰ کم کنید می‌شود ۶۰ که عبارت از عمر رسول اکرم می‌باشد. البته عمر آن حضرت ۶۳ بود. ولی از آنجا که ما آن جسارت را نداریم که بدون ارتکاب معصیت کل عمر ایشان را اثبات کنیم، شما آن ۳ سال اخیر را به دیده‌ی اغماض بنگرید. خداوندا به آبروی اولیای خود از خطاهای ما در گذر”.

 

اخیرا در وطن عزیز ما اقتصاددانی ظهور کرده که در برابر مفاهیم معروف و جهانی اقتصاد بعضی مفاهیم افغانی اقتصاد را وضع کرده و دنیای دانش را به شدت تکان داده است. پروفسور “عصمت حجیم” در سویدن زندگی می‌کند. دو سه نمونه از این مفاهیم را از نظر می‌گذرانیم:

تولید/ توحید

یکی از مفاهیم مرکزی در علم اقتصاد غربی‌ها مفهوم تولید است. پروفسور حجیم معتقد است که تکیه کردن بر این مفهوم نشانه‌ی انحراف وحشتناک بشر از مشیت الهی است. به همین خاطر، ایشان پیشنهاد کرده که به جای تولید باید “توحید” را گذاشت. از نظر استاد حجیم از آنجا که هیچ تولیدی صورت نمی‌پذیرد مگر به اذن الهی، همه‌ی ما باید به ریسمان توحید چنگ بزنیم و زیر اسم‌های فریبنده‌یی چون تقسیم کار متفرق نشویم.

 

رقابت/ رفاقت

پروفسور حجیم با انتقاد شدید از مفهوم “رقابت” در اقتصاد غربی، مفهوم رفاقت را پیش‌نهاد کرده است. استاد حجیم:

” رقابت باعث آزردگی ابنای بشر از همدیگر می‌شود. خداوند سبحان ما را آفریده تا با هم محبت کنیم و رفیق هم باشیم. وقتی که رفاقت دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند، چرا به جان هم بیفتیم و از طریق رقابت باعث نفاق و شقاق در جامعه‌ی اسلامی خویش گردیم؟”.

عًرضه و تقاضا

می‌دانیم که در اقتصاد چیزی هست به نام قانون عرضه و تقاضا. استاد حجیم به جای این قانون، قانون “عُرضه و تقاضا” را گذاشته. به نظر ایشان کسی که می‌خواهد اقتصادش خوب شود باید عُرضه داشته باشد. ایشان معتقد است که اگر عُرضه باشد، تقاضا هم پیدا می‌شود. مثلا یک شرکت نوشابه سازی در افغانستان عُرضه‌اش را داشت و مقداری آب جوی را با رنگ زرد آمیخت و قدری گاز به آن افزود و اسمش را گذاشت “هرات کولا”. حالا در افغانستان تقاضا برای این نوشابه در حدی است که شرکت با کمبود آب رو به رو شده است.

 

در شماره‌های آینده بعضی از مفاهیم دیگر عرضه شده توسط پروفسور عصمت حجیم را معرفی خواهیم کرد.