آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۲ آبان ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


طنز و هجو در اشعار بندار رازی


 

 
شرح احوال بندار رازی

از شاعرانی که در قرن چهارم، اثر طنز و هجو در کارشان یافته شده، بنداری رازی است. نامش کمال الدّین ابوالفتح بُنداربن ابی نصر خاطری رازی است و ملقب به ملک الکلام، از شاعران معروف قرن چهارم و معاصر آل بویه است. دولتشاه سمرقندی او را شاعر مجدالدّولة دیلمی ( ۳۸۷ـ۴۲۰) و از قهستانِ ری دانسته است که به سه زبان عربی ، فارسی و دیلمی سخنوری کرده و صاحب بن عبّاد (متوفی ۳۸۵) به وی توجه داشته و در تربیتش کوشیده . نام او در بیشتر مآخذ، مانند مجمل فصیحی، بُندار به ضمّ بای عربی ، به معنای خانه دار و صاحب تجمّل و کالا و ثروت، و عمده فروش آمده است. نویسندة برهان قاطع در توضیح کلمه بندار به معنای کیسه‌دار و خانه‌دار و صاحب مال و منال، اضافه کرده که «نام یکی از شعرای قدیم است ».

 

در برخی آثار شاعران و طنزسرایان قرن ششم و هفتم بُندار شهرت داشت و غالباً از او نام برده می‌شد و شاعران بزرگ خود را با او مقایسه می‌کردند، همین موضوع نشان می‌دهد که آثار وی در آن زمان شناخته شده بود و اهمیت بسیاری داشت. خاقانی شروانی (متوفی ۵۹۵) خود را برتر از بندار دانسته و ظهیر فاریابی بندار رازی را ستوده و نام او در دیوانش پندار ضبط کرده است . کمال الدّین اسماعیل اصفهانی که اشعار بسیار و هجو و هزل فراوان دارد، نیز بندار را برتر از خود شمرده است.

 

از قصاید بندار رازی که در « نقض» قزوینی به آنها اشاره شده، چیزی در دست نیست و بیشتر اشعاری که از او به جا مانده به زبان رازی و به صورت دوبیتی یا قطعه است. از وی یک قصیده نیز به زبان محلی ، در وزن دوبیتی (بحر هزج مسدّس محذوف ) در یکی از نسخه‌های خطی مونس الاحرار نقل شده است.

 

همچون بسیاری از شاعران معاصرش، از چگونگی زیست و زندگی بندار آگاهی چندانی در دست نیست. در واقع هیچ اطلاعی نداریم. دولتشاه سمرقندی در ذکر بندار رازی نوشته «… به سه زبان سخنوری می‌کند:عربی، فارسی و دیلمی، و از کوهستان ری است…» همین. و این که از شعرا، مجلسیان و مخصوصان دربار مجدالدوله دیلمی بود و صاحب بن عباد در تربیت او اهتمامی داشت. و همین که « سخنش متین و طبعش وقاد بود.» صاحب مجمل فصیحی سال فوتش را ۴۳۳ هجری‌نوشته است که صحیح نیست.

 

یافتن چیزی بیشتر از این مقدور نیست، همین که گفته شده ظهیرالدین فاریابى و دیگران تمجیدش كرده‏اند، در مدح مجدالدوله‏ى دیلمى شعرها گفته و صله‏ها دریافت كرد.حمداللَّه مستوفى در «تاریخ گزیده» مى‏گوید: «دیوان» بندار معتبر و معروف است و كتابى به نام «چموش‏نامه» دارد كه البته اطلاعى در باب چند و چون این كتاب نمى‏دهد. سعید نفیسى كتابى در لغت موسوم به «منتخب‏الفرس» را به وى منسوب داشته و نوشته که این کتاب شهرتی بسیار دارد. حاجی خلیفه جغرافی دان و تاریخ نویس ترک نیز لغتنامه‌ای فارسی را با همین عنوان منتخب الفرس به او منسوب دانسته است. ابیات لهجه‏اى او بسیار شهرت داشته، بطورى كه عین‏القضاة همدانى در نامه‏هاى خود از آنها استفاده برده است. در مورد این کتاب نیز نمونه‌ای وجود ندارد. ملاحظه می‌کنید. تقریبا هیچ چیز جز چند توصیف از او وجود ندارد.

 

شمس قیس رازی چند بیت به زبان رازی از بندار نقل کرده و نوشته است : « بندار از اختلاف نظم ، اجزا زیاد کرده و شعرش را نامطبوع گردانیده است.» او دوبیتی‌های بندار را با عنوان «فهلویات » آورده و بر او خرده گرفته که در مصراعها، بحور هَزَج و مُشاکِل را درهم آمیخته و از قاعدة عروض خارج شده است. اما ظاهراً ایراد شمس قیس نابجا است، چرا که او در بررسی‌هایش شکل نوشته و مکتوب فهلویات را درنظر گرفته و از شکل گفتاری و لحن و گویش آن در زبان محلی غافل شده و حاصل این می‌شود که شما شعری را با گویش رایج می‌خوانید و فکر می‌کنید وزن و قافیه آن ایراد دارد.
از اشعار طنز و هجو او:

 

دشمن آل علی

 

دشمن آل علی دانی که کیست      آن پدر کشخان و مادر خُشنی است

 

به شهر ری به منبر

 

به شهر ری به منبر بر یکی روج           همی گت واعظک زین هرزه لایی
که هفت اعضای مردم روج محشر                  دهد بر کرده‌های خود گوایی
زنی بر عانه میزد دست و می‌گت                 بسی ژاژا که ته آن روج خایی

 

کس و کون

 

کس قالبِ نقش‌بنديِ لاهوت است         کون گلخنِ ابلیس و چَهِ هاروت است
گر کیسه‌ی پر زر است کون هر روزی      هر ماه نَه کُس حقه‌ی پر یاقوت است؟

 

 

این دو رباعی پهلوی (یا دیلمی) از اوست:

 

تاج ولایت علی

 

تا تاج ولایت علی بر سرمه       هر روج مرا خوشتر و نیکوترمه‌
شکرانهٔ این که میردین حیدرمه           از فضل خدا و منت مادرمه‌

 

اشتر لوک

 

در ایلخی شاه اسب کرکوک دبو       در قافله نیز اشترلوک دبو
این اشتر لوک و اسب کرکوک منم   این در به امید می‌زنم بوک دبو

 

 

اشعار محلی بندار را از فهلویات (پهلویات)، رازی و یا دیلمی دانسته‌اند. نمونه‌ای از اشعار فهلوی که به او منسوب کرده‌اند این است:

 

نیم دل و نه دل

 

ازینیمه دلی نترسم از کج     ای کهان دل نه داری اج که ترسی؟

 

معنی بیت: با این نیم دل از کسی نمی‌ترسم، ای فلان کس که تو هیچ دل نداری از که می‌ترسی؟

 

در مجمع‌الفصحا این ابیات به نام بندار رازی نقل شده است:

 

می و نشاط و خرمی

 

می فرا آور که بهره می‌بری      می نشاطافزای شادی آوری
هر کرا که می بنو شادی بنو       این جهان را خرمی با می‌دری
ابلهان گویند کاین می بی حرام      می ندانم این حرام از چه دری