آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۸ مهر ۱۳۹۶

شراگیم زند

طنز روز


دوربین‌های مُخِل امنیت!


 

 

 

 

در خبرها آمده بود که اولین سری دوربین‌های مخصوص ثبت و ضبط فعالیتهای پلیس بر روی یونیفورم افسران و درجه‌داران زحمتکش نیروی انتظامی نصب شده است و قرار است به زودی تمامی مامورین پلیس به این دوربین‌ها مجهز شوند. شاید در نگاه اول به نظر برسد که چنین چیزی بسیار خوب و در جهت آدمیزادی شدن رفتارهای پلیس است، اما هیچگاه به نگاه اول که معمولا نگاهی سطحی‌ست نباید بسنده کرد.

 

 

ما با نگاه دوم که نگاهی عمیق و ممتد بود توانستیم به ژرفای این ماجرا نفوذ کرده و متاسفانه پی ببریم که این دوربین ها باعث رشد جرم و جنایت در جامعه و در نهایت باعث اختلال در امنیت و نظم کشور خواهد شد که ما سعی می‌کنیم در ادامه مساله را باز کرده و توضیح دهیم.

 

 

نصب دوربین بر روی لباس پلیس در درجه اول باعث می‌شود پلیس خدمتگزار آزادی عمل خود را برای خدمتگزاری از دست داده و به مرور تبدیل به چیزی شبیه ربات شود که در برخورد با متهم یک سری کارهای تکراری و فرموله شده را انجام می‌دهد و یا چیزهایی را مثل طوطی برای مجرم تکرار می‌کند. شاید این مساله در کشورهای غربی که کلا همه چیزشان سوسول بازی‌ست جواب بدهد، اما مجرمین ما بسیار چقر و بد بدن هستند و پلیس دوربین دار و محترم برایشان یکجور اسباب بازی محسوب خواهد شد.

 

 

پلیس باید بتواند غیر قابل پیش بینی باشد و در برخورد با مظنون در لحظه تصمیم بگیرد و رعدآسا عمل کند. مثلا وقتی متهم یا مظنون دارد سوال پلیس را جواب می‌دهد ناگهان با پس گردنی یا چَک سورپرایز شود و یا مثلا وقتی انتظار تفتیش بدنی عادی را دارد فحش و اردنگی هم نصیبش شود. این کار باعث می‌شود که مجرم اعتماد به نفس کاذب خود را از دست داده و مهمتر از آن تمرکزش برای راست و دروغ سر هم کردن و فرار از چنگ قانون از بین برود و در نهایت همکاری کند.

 

 

از طرف دیگر همه می‌دانیم که ما هیچی هم نداشته باشیم خدا را شکر اگر از چارتا قتل و تجاوز و اسید پاشی و مزاحمت جنسی و سرقت و این خرده خلاف ها فاکتور بگیریم، «امنیت» داریم. این امنیت هم از صدقه سر “دوربین” و “شما حق دارید سکوت کنید” و اینجور چیزها به دست نیامده. این امنیت را ما مدیون قپونی و مشت و لگد و کابل و فحش خوارمادر ماموران دلسوز امنیتی خود هستیم. اینکه حالا ما بیاییم روی اینهمه اقتدار نظام دوربین نصب کنیم و دائما دست و دلشان را در برخورد با متهمین و مظنونین و مجرمین بلرزانیم در واقع داریم با دست خودمان «امنیت» مان را چال می‌کنیم.

 

 

مثال: چند وقت پیش فیلمی منتشر شد که حافظان امنیت عده ای را دستبند زده و رو به دیوار قطار کرده بودند و به آنها گفته بودند که مانند سگ واق واق کنند. خداوکیلی همه متهمین نیز همکاری می‌کردند. در این میان یک مامور جان برکف نیروی انتظامی نیز برای تنوع از ابتدای صف شروع کرد از پشت سر با مشت یکی به کلیه چپ و یکی به کلیه راست ایشان زدن و خلاصه صحنه‌های بدیعی خلق شد و احتمالا تعدادی از متهمین همانجا برای باقی عمر دیالیز لازم شدند و عملا دیگر خطری برای جامعه محسوب نمی‌شدند.

 

 

این عزیزان نمی‌دانستند کسی با دوربین موبایل در حال ثبت و ضبط این لحظات است وگرنه احتمالا چنین لحظات انسان سازی اصلا شکل نمی‌گرفت. حالا تجسم کنید روی لباس هرکدام از این مامورین دوربینی نصب شده بود. تفهیم وقت گیر حقوق متهم به او، برخوردهای محترمانه ی تصنعی و کسل کننده، حق سکوت به جای واق واق کردن، حق تماس با وکیل… اگر چنین بود خود متهمین هم احتمالا اعصاب‌شان به هم می‌ریخت و ممکن بود حتی فکر کنند پلیس اوسکولشان کرده. اصلا دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شد!

 

 

توصیه ما به مقامات انتظامی این است که اگر قصد دارند حتما این دوربین ها را روی لباس پلیس نصب کنند قبل از آن پروتکل حقوق متهم و یا زندانی را تغییر داده و حق فحش خوردن و کتک خوردن و تحقیر شدن را نیز جزء حقوق متهم لحاظ نمایند که از این بابت محدودیت و محذوریتی برای آن بخش «اشداء علی المتهم» نیروهای حافظ امنیت پیش نیاید.
و من الله توفیق!