آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۱ شهریور ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون | هفتاد و یکم | پای سگ را باید بوسید!


 

 

سال گذشته رییس جمهور افغانستان خطاب به گروه‌های تروریستی فعال در افغانستان ( یعنی همه‌ی آن ۸۶۵ گروه موجود) گفت:
” می‌خوریم‌تان”.
در آن زمان بسیاری از آگاهان از این سخن رییس جمهور تعجب کردند. ناآگاهان، یعنی ۸۳ درصد از جمعیت بیدار افغانستان، اصلا خبر نشدند که رییس جمهور چنان چیزی گفت یا نه. این ۸۳ درصد هنوز نمی‌دانند رییس جمهور مملکت کیست. آگاهان می‌گفتند که وقتی رییس جمهور هنوز نمی‌داند که تروریست چیزی خوردنی نیست، چه امیدی برای پیروزی بر تروریسم می‌توان داشت. با وجود این، دل‌مان جمع بود. می‌دانستیم که نیروهای ناتو، به رهبری امریکا، در افغانستان هستند و کار خود را بلدند.
هفته‌ی گذشته نیروهای ناتو برگه‌های تبلیغاتی‌ای را پخش کردند که در آن شیر قوی هیکلی دنبال یک سگ می‌دود. بر بدن سگ نوشته است” لا اله الا الله”. در این تصویر شیر یعنی نیروهای ناتو و ارتش ملی افغانستان و سگی که در حال فرار است و با تمام وجود شهادتین می‌خواند یعنی طالبان. طفلک‌ها البته فوری متوجه شدند ( بعد از شانزده سال) که تبلیغ وحدانیت خداوند بر پوست سگ زنده‌ی فراری کار خوب نیست. معذرت خواستند. ولی به هر حال غوغایی برخاست. طبیعی بود که غوغایی برخواهد خاست. در افغانستان، غوغا همیشه در حالت آماده باش است. دایما سرپا و مترصد است. تا کسی سرفه کند، بر می‌خیزد. یعنی اگر نیروهای ناتو فقط یک “ل” خالی هم بر بدن آن سگ فراری می‌نوشتند، غوغا آن را می‌دید و بر می‌خاست.

 

 

 

 

عبدالستار خواصی، نماینده‌ی پارلمان افغانستان، که نسبت فامیلی با غوغا دارد عده‌ای عوامی را جمع کرد و گفت:

 

“هر فردی ‌که علیه آمریکایی‌ها که به کلمه ما توهین می‌کند، جهاد می‌کند، پاهایش قابل بوسیدن است. هر کسی‌ که برای قلع و قمع کردن آمریکایی‌ها جهاد می‌کند پایش از بوسیدن است”.

 

من در باره‌ی جنبه های مختلف این پا بوسیدن خیلی فکر کردم. حتا در باره‌ی خواص طبی بوسیدنِ پا فکر کردم. اما آن چیزی که مرا از حوض تفکر بیرون آورد و به بحر تفکر انداخت، این شعر اقبال لاهوری بود که دراین جریان به خاطرم آمد:

 

آدم از بی بصری بندگی آدم کرد
گوهری داشت، ولی نذر قباد و جم کرد
یعنی در خوی غلامی ز سگان پست تر است
من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد

 

در برگه‌های تبلیغاتی ناتو کسی که در برابر نیروهای امریکا و ناتو جهاد می‌کند، سگ است ( که از دست شیر فرار می‌کند). از آن سو معنای شعر اقبال لاهوری این می‌شود که هیچ سگی پیش سگی دیگر سر خم نمی‌کند. یعنی سگ‌هایی که نیروهای امریکایی را قلع و قمع می‌کنند، پیش همدیگر سر خم نمی‌کنند. این مرا گیج کرد. یا مرحوم اقبال لاهوری گزارش غلطی داده یا عبدالستار خواصی اطلاعات ناقصی درباره‌ی سگ ها دارد. چرا؟ حالا عرض می‌کنم:

 

فرض کنید من همان سگی هستم که از دست شیر فرار می‌کند. یعنی من یک سگ جهادی و مشتاق قلع و قمع کردن امریکایی‌ها هستم. حالا اگر کسی دیگر دقیقا در همین خط باشد و این راه و رسم مرا تایید کند، او هم می‌شود یک سگ جهادی دیگر ( با توجه به تصویری که گفتم عرض می‌کنم). حالا اگر آن سگ جهادی بخواهد پاهای مرا ببوسد، مجبور است پیش پای من سر خود را خم کند.

 

پیش‌نهاد من این است که چون مرحوم اقبال لاهوری در قید حیات نیست و ما نمی‌توانیم از او بخواهیم که گزارش خود در مورد سگ‌ها را اصلاح کند، آقای خواصی لطف کند و به جای بوسیدن پا مثلا بوسیدن دست را بگذارد. شاید بگویید مگر سگ دست دارد؟ ببینید، من می‌خواهم سر و ته این مشکل را به نحوی جمع کنم. وگرنه، آبروی یک طرف خواهد رفت.

 

در ضمن، به اطلاع‌تان برسانم که امریکایی‌ها هیئت تحقیقی تعیین کرده‌اند تا کشف کنند که طرح آن برگه‌ی تبلیغاتی کار چه کسی بوده و چه انگیزه‌یی سبب ساختن آن برگه شده است. نتیجه که بیرون بیاید، آن را خدمت عرضه می‌کنم.