آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۲ مرداد ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروزی ایران | قسمت شصت و سوم | علی اکبر یاغی تبار


 

 

جدال لاشه و کرکس

این سو، نبرد لقمه و چنگال، آن سو، جدال لاشه و کرکس
خون می‌خورم؛ ولی چه بگویم از دست این جهان مخنّث؟
خون می‌خورم از این همه دشخوار، مانا دلاوری که ببیند
هم‌جبهگان سابق خود را زیر بلیط هرکس و ناکس
سرباز زیر صفر سپهبد؛ ته‌باز سیصد و دو سه درصد
شصتادگونه معجزه دیدیم، از برکت جدال مقدّس
دنیای بیق و آخرتِ بوق؛ در حدّ حقنه نیست ولیکن
لابد به یک شیاف می‌ارزد این سیب سالخورده‌ی نارس
سرکردگان باطلِ برحق؛ پروردگان قادر مطلق
رزمیده با خوارج فرضی، بزمیده با محارم هرکس
تند و تپنده و به‌هیاهو، سرگرم رتق و فتق جهان است
بادا که شاخلوص بگیرد این جوجگ به یاوه ملبّس…
در این‌همه شکنجه‌ی مزمن، از این‌همه عذاب پیاپشت
« ای یار! ای یگانه‌ترین یار!» دست نوازش تو مرا بس