آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۴ تیر ۱۳۹۶

کیومرث مرزبان

طنز روز


نامه‌هایی به خدا | سی و ششم | قصاص هم شد حرف؟


 

 

خدا جان سلام،
ببین … تو مگر از فردای انسان‌ها خبر نداری؟ پس چرا آیه‌ی قصاص را گذاشتی؟ می‌دانم که گفتی بخشندگان پیش خدا عزیزتراند و این‌ها | ولی مگر نمی‌دانستی ما جنبه نداریم و قصاص را انتخاب می‌کنیم؟
خدایا در دوره‌ی راهنمایی معلم دینی‌مان به ما قصاص را یاد داد و گفت در این دنیا آسان‌تر از آن دنیاست و …
بعد به ما در مورد دیه گفت و از همه‌چیز گفت بجز بخشش…
بچه‌های مدرسه وسطِ هر کتک کاری یقه‌ی همدیگر را می‌گرفتند و از هم دیه می‌خواستند و بعد آنکس که دیه نمی‌داد را به انتقام در آن دنیا تهدید می‌کردند و طرف خیلی جدی چهارستون بدن‌اش می‌لرزید…
تا اینکه یک بار معلم‌مان به شوخی یکی از بچه‌ها را زد | بچه به معلم گفت شما من را زدی و من باید قصاص کنم | معلم تازه فهمید چه گهی خورده بود | کمی فکر کرد و گفت:”ولی بخشنده‌ها پیش خدا عزیزترن” | همکلاسی گفت:”من حالا نمی‌بخشم” | معلم گفت خب بیا من را بزن | همکلاسی گفت:”ایشالا اون دنیا”.
معلم از حرف‌هایش پشیمان شد | اما دیر بود | چون ما دیگر وحشی و خشن و بی‌رحم شده بودیم…
خدایا حالا ما بی‌رحم‌ها وارد جامعه شده‌ایم و وضعیت این شده که می‌بینی…
چندی پیش یک مردی به یک دختربچه تجاوز کرد و او را کشت | البته من نمی‌دانم در آن لحظه تو دقیقاً کجا بودی و چرا به داد دختر نرسیدی و چه حکمتی پای این خشونتِ کثیف وجود دارد …
اما حال دوباره بحث بر سر اینکه اعدام خوب است یا بد بالا گرفته‌است.
کسانی که موافق اعدام هستند به کسانی که مخالف هستند برچسب “روشنفکر” می‌چسبانند و می‌گویند “در این شرایط” روشنفکر بودن را کنار بگذارید.
کسی که با اعدام موافق است چرا با اعدام موافق است؟ | احتمالاً دو حالت دارد و حالت اول این است که فکر می‌کند این فرد با این حرکت به سزای اعمالش می‌رسد و درس عبرتی می‌شود برای سایر افراد…
خب خدایا…با این حساب کشور ما که رتبه‌ی دوم را در اعدام دارد باید امن‌ترین کشور دنیا باشد…اما هست؟
حالت دوم این است که معتقدند با اعدام دلِ آدم خنک‌تر می‌شود و بی‌انصافی‌ست که فرد قاتل زنده بماند…
اما به این فکر نمی‌کنند که ناراحتی ما از خشونت است و با این کار بار دیگر یک خشونت به سایر خشونت‌ها اضافه کرده‌ایم و صورت مسئله‌ای حل نمی‌شود…
این موضوع اصلاً مطرح نمی‌شود که چرا این فرد دست به چنین کاری زد؟ چرا در جامعه با پدوفایل رو به رو هستیم؟ چرا تعداد این اتفاقات در جامعه انقدر زیاد است؟ هیچ تعلیمی در این مورد صورت نمی‌گیرد و فقط تا به حال صورت مسئله پاک شده است…
خدایا…فاجعه‌ی صورت گرفته فاجعه‌است…بحثی درش نیست | ولی فاجعه‌تر از ماجرای نروژ نیست…
طرف رفت با تفنگ کلی بچه را بی گناه کشت…
اما مردم آن جامعه چه کردند؟ | آن‌ها خودشان را هم مقصر دانستند و گفتند وقتی در جامعه‌ی ما چنین اتفاق بدی می‌افتد همه‌مان مسئولیم و همه باید به فکر راه حل باشیم و به جای اعدام شخص جانی به فکر تعلیم آن فرد و اینگونه افراد افتادند…
اما در جامعه‌ی ما افراد حتی مسئولِ آشغالی که سر کوچه می‌گذارند نیستند | مسئول رانندگی‌شان نیستند | مسئولین‌مان به فکر مسئولیت‌شان نیستند | هیچ‌چیز سر جای خودش نیست و طبیعی‌ست هیچ‌کس خودش را در برابر چنین جنایاتی مسئول نمی‌داند که هیچ | می‌رویم تخمه خوران با خانواده اعدام را تماشا هم می‌کنیم …
از نظر ما همه‌ی جانی‌ها از فضا آمده‌اند و ما هم که گل‌های گُلیم و در اطراف خودمان و اقوام خودمان هم اصلاً پدوفایل وجود ندارد…
خدایا… اما تو مقصری…آخر چشم در برابر چشم هم شد آیه؟ این چه رحمان و رحیم بودنی‌ست؟چه می‌شد اگر به جای قصاص فقط همه را به بخشش دعوت می‌کردی؟
انتقام هم شد کار؟ | انتقام فقط یک جا مهم و حیاتی‌ست و آن هم در فوتبال است | تنها جایی که لذتی که در انتقام هست در بخشش نیست فوتبال است | آیا ندیدی سرنوشتِ قومِ پاریسن ژرمن را؟
خلاصه که خدا جان | این کتاب‌هایت نیاز به یک آپدیت اساسی دارند | لطفاً هر چه زودتر دست به کار شو …
خدایا… جا دارد بگویم شکرت | شکرت که دیگر در این کشور انقلابی رخ نداد | وگرنه معلوم نبود با این خشمِ موجود در جامعه ما ملت چه بلایی به سر هم می‌آوردیم…
وقتت را نمی‌گیرم | برو بنشین پای آپدیت کتابت | کمک خواستی بگو | چند تا جوک بامزه‌ هم وسطش تعریف کن کمی از این خشکی در بیاید…
خیر ببینی…
تا نامه‌ی بعدی خودت نگهدار خودت و هر چی که هست…