آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۲ تیر ۱۳۹۶

مینا یوشیج

طنزپژوهی


مکرم اصفهانی


 

میرزا محمدعلی مکرم حبیب آبادی معروف به مکرم اصفهانی از شعرای هجوسرای مکتب اصفهان است. مکرم متولد ۱۳۰۴ قمری (۱۲۶۶ شمسی) بیست سال پیش از مشروطه در روستای حبیب آباد اصفهان است. در کودکی بواسطه مخالفت با نحوه‌ی تدریس و انواع کژی‌ها از تمامی مکاتب و مدارسی که رفت اخراج شد و تکفیر گردید! این روند درتمام زندگی وی بواسطه‌ی مبارزه‌ای که با جهل و خرافه داشت ادامه پیدا کرد.
مکرم اشعارش را با لهجه‌ی اصفهانی می‌سرود و به خاطر زبان ساده و عوامانه‌ی آن‌ها خیلی زود در بین مردم جا باز کرد و اشعار وی بعد از سرودن خیلی زود در کوی و برزن بر زبان مردم جاری بود. همدستی حکام قاجار اصفهان و روحانیونی چون آقا نجفی بساط خرافه و مکر وحیله را در اصفهان آن روزگار پر رونق کرده بود و هر روز از گوشه‌ای و از امامزاده‌ای معجزه‌ی جدیدی در راستای اهداف ایشان ظهور می‌کرد. مکرم در تقابل با این خرافه‌گرایی‌ها اشعاری سرود با لحن نوحه‌خوانی که بسیار پرطرفدار شد و تأثیرگذار. از معروفترین این اشعار «هارون ولات» است.
مقابله با نفوذ روحانیون قدرتمندی چون آقا نجفی و حکام وقت قطعا امری پرخطر بود و مکرم در ۱۱ ذی‌الحجه۱۳۴۱ قمری به دستور امیر اقتدار حاکم اصفهان ترور شد، اما جان سالم به در برد و بعد از آن تا زمانی که امیراقتدار جای خود را به سرتیپ حیدرقلی پسیان داد در حصر خانگی بود.
مکرم پس از مشروطه روزنامه‌ی صدای اصفهان را و در سالهای آخر عمر روزنامه مکرم را منتشر کرد. همچنین علاوه بر آن در اواخر عمر ریاست کتابخانه شهرداری اصفهان را بر عهده داشت. وی سر انجام در۸ فروردین ۱۳۴۴ دار فانی را وداع گفت.
«هارون ولات»
هارون ولایت آرامگاهی است که در محله میدان کهنه اصفهان قرار دارد و طبق روایاتی مرقد یکی از منسوبین امام هادی (ع) است و طبق روایاتی دیگر مرقد یکی از اولاد حضرت موسی بن جعفر(ع) است. از طرف دیگر بقعه هارونیه از اماکن مقدس یهودیان نیز هست.
در سال ۱۳۲۹ قمری شایعه می‌شود که هارون ولایت معجزه می‌کند و کور و شل و مریض را شفا می-دهد. آقا نجفی معجزه را تأیید می‌کند و کار تا جایی بالا می‌گیرد که مریض‌خانه ها خالی می‌شود و طبیبان بیکار! و همه برای طلب شفا به هارون ولایت مراجعه می‌کنند. مکرم این مسئله را نمی‌پذیرد و با روحیه ضد خرافه‌ای که داشته شعر «هارون ولات» را در هجو این ماجرا می‌سراید.
در شعر از بزی صحبت می‌شود. طبق روایات روزی بزی از گله جدا می‌شود و بدلیل تشنگی به سمت سقاخانه پاقلعه می‌رود و روی دوپا می‌ایستد و از حوضچه سقاخانه آب می‌نوشد. مردم این واقعه را معجزه می‌شمارند و بز شاخ بز را نقره می‌گیرند و بر آن جامه‌های ترمه و زر و زیورآلات می‌آویزند. به پای بز طلا و جواهر می‌ریزند و به آن نقل و شکر پنیر می‌دهند. تا جایی که بز به اندازه شتر بزرگ می‌شود و می‌میرد. لابد از دیابت! بز مذکور در اثر کثرت استعمال قند و نقل ملت متفکر و اندیشمند و معتقد به معجزه آن روزگار جان به جان آفرین می‌سپارد.

 

هارون ولایت و معجزه بزی‌چی

 

یا هارون ولات معجزه رو گرو‌گوش کون
خشت لحد ملانصیر را آجرش کون
آن بز که بپاقلعه بسی معجزه‌ها کرد
یا هارون ولات آن بزی‌چی را شترش کون
صدبار قر تخم حلال از تو شفا یافت
یک بار تو یک تخم‌حرومی را قرش کون
هر کس به رواق تو زند لاس به زن‌ها
یا هارون ولات چرتو برم بی چچرش کون
هر زن که به اطراف ضریحت به طواف است
از پنجره یک مشت نخودچی پر چادرش کون
آرند مریضی به پناهت که کند قی
یا هارون ولات رحم تو بر عروعرش کون
هرکس که بود دزد بده ره به پناهت
در خوردن اموال خلایق ننرش کون
چون بره‌ی نذری ز برای تو بیارند
کن قسمت سادات و به شب جنده خورش کون
هرکس که کند سجده به دور حرم تو
یا هارون ولات شمع گچی در دبرش کون
در خارجه تکمیل معادن عجبی نیست
این رودخونه یک معدن ریگ است تو درش کون
بر گنبد تو صدر کند این همه تعظیم
اعلانی بچسبان و خلیفه پادرش کون
گر حاکم این شهر سر از حکم تو پیچد
از شورش و از معجزه کردن پا برش کون
خادم چو بریزد کپ می را به پیاله
با خادم زن قحبه بفرما که پرش کون
حیف است رواقت نشود آینه‌کاری
آن‌جا حاجی الماس ما را شیشه‌برش کون
ای آنکه کنی نذر به آمرزش اموات
نذری پی تعمیر کناریاب و کرش کون