آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۲ تیر ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروز ایران | قسمت سی و پنجم | جواد نوری


 

 

کمافی السابق

جوادنوری شاعر و منتقد و طنزنویس است. در سال ۱۳۵۶ در شهرستان بهار استان همدان به دنیا آمده و تحصیلات خودش را در رشته کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه گذرانده است. وی از سن شانزده سالگی یعنی سال ۱۳۷۳ خورشیدی فعالیت‌های مشکوک خودش را در حوزه طنز آغاز کرده و اشعار طنزش را در دسترس دوستداران شعر و طنز و شعر طنز قرار داده است. جواد نوری تا همین نیم ساعت قبل ۹ کتاب منتشر کرده که فقط سه کتاب از این نه تا به سروده‌های طنز وی اختصاص دارد و ما به آن شش تای دیگر کار چندانی نداریم. کتاب‌های شعر طنز وی « شاهنامه مدرن»( ۱۳۹۴)، « واترپولو با ماهی»( ۱۳۹۵) و « بی ادبیات»( ۱۳۹۶) نام دارد. او مانند بسیاری از طنزسرایان کشور عضو ثابت شب شعر طنز « در حلقه رندان» بوده است. از او اشعار بسیاری را یافتیم که در کانال تلگرام او منتشر می‌‎شود. شعر « کما فی‌السابق» وی را بخوانید.

چشمه‌ی عمر روان است کما فی السابق
زندگی در جریان است کما فی السابق
بد و خوبش گذران است کما فی السابق
خوب و بد باز همان است کما فی السابق
و چنین شد که چنان است کما فی السابق

همه‌جا حرف حساب است کما فی الآن
خصم‌تان خانه خراب است کما فی الآن
رونق عهد شباب است کما فی الآن
عصر ما عصر شتاب است کما فی الآن
زندگی پرهیجان است کما فی السابق

رشد ما رو به قفا نیست کما اینکه نبود
کارها باد و هوا نیست کما اینکه نبود
هیچ چیزی به خفا نیست کما اینکه نبود
بخداییِ خدا نیست کما اینکه نبود
این قسم گر چه چاخان است کما فی السابق!

هست در سفره‌ی او نان و نباشد نگران
نگران نیست که در سفره‌ی او باشد نان
( شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان)
در سه تا وعده بُود سفره‌ی او باز و در آن:
برّه و مغز و زبان است کما فی السابق

طبل و شیپور به هر کوچه و بازار زدند
عکس هرکس که ندا کرد به دیوار زدند
و به دست خود ما دوست ما دار زدند
جارچی‌ها پس از آن در همه جا جار زدند:
شهر در امن و امان است کما فی السابق

دختران چمن از قحطی شوهر در غم
لاله و یاسمن و سوسن و یاس و مریم
آن‌ور آب پر از گل شد و شد این‌ور کم
بیوه شد نسترن و کوکب و رز؛ نرگس هم
به شقایق نگران است کما فی السابق

اینکه «با پاکدلان صبح و مسایی دارد»
خوب از این سفره‌ی گسترده نوایی دارد
هست قارون زمان؛ تیپ گدایی دارد
پولشویی مکن این ملک خدایی دارد
گرچه این دوره نهان است کما فی السابق

مثل یک زن که از احساس هوو ترسیده
گر چه می داند و گوید که مگو ترسیده
دم به دم رفته به تجدید وضو ترسیده!
از من و ما و شما بیشتر او ترسیده
شیخ ما مسأله‌دان است کما فی السابق

هی به آرنج نزن اینهمه بر پهلویم
« آنچه استاد ازل گفت بگو می‌گویم»
گر بگویم دهنم سوزد، اگرنه تویم
نیستم حافظ اگر، حدّاقل خواجویم
خانه‌ام در همدان است کما فی السابق

کرده ایّام پریشان و زبونش ایضاً
صاحب کم‌خردی کرد و جنونش ایضاً
باد در کلّه و انگشت به چشمش ایضاً!
قند خون دارد و این قند، به خونش ایضاً
دائماً در نوسان است کما فی السابق

گر چه اکنون بُود آباد و کمی ویران نیست
هست ایران همه جا و همه جا ایران نیست
هر که ویران کند این منطقه را انسان نیست
چهره‌ی حق که عیان است و ز کس پنهان نیست
پس چه حاجت به بیان است کما فی السابق؟

نظم کردیم یکی شعر به طنزی عالی
جای فردوسی و خاقانی و حافظ خالی
که از این منظره حظّی ببرند و حالی
و بدانند در این عصرِ پر از رمّالی
شُعرا را غم نان است کما فی السابق…