آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۴ مرداد ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


زندان حق همه ایرانیان است


 

 

یکی از مهم‌ترین خصوصیات جمهوری اسلامی اجرای عدالت توسط این حکومت است که در این مورد هیچ تبعیضی میان ایرانیان وجود ندارد. یک نمونه عالی از عدم رعایت تبعیض در حکومت ایران، برخورد قوه قضائیه با بیگناهان است.

چند سال قبل یک زندانی وارد زندان شد. هر وقت زندانی جدیدی وارد زندان می‌شود، سایر زندانیان کنجکاو هستند که ببینند که آن زندانی جرمش چیست و چند سال زندان گرفته است. یکی از زندانیان موجود در بند از زندانی تازه وارد پرسید: « چند سال زندان گرفتی؟» زندانی گفت: « ده سال.» زندانی پیشین پرسید: « چه جرمی کردی؟» زندانی جدید نالید و آه کشید و اشک از دیده فشاند و گفت: « بخدا من بیگناه بودم، من هیچ تقصیری نداشتم.» زندانی پیشین پوزخندی زد و گفت: « مزخرف نگو، بیگناه فقط پنج سال زندان می‌گیرد، تو حتما جرمی مرتکب شدی.» و این دقیقا واقعیتی است که باید به آن توجه کرد.

در ایران همه مردم بخصوص بیگناهان فقط به پنج سال زندان محکوم می‌شوند و اگر کسی بیش از پنج سال زندان گرفت، حتما جرمی را مرتکب شده است. ممکن است شعری گفته باشد و یا حتی از حقوق خودش دفاع کرده باشد و گاهی هم ممکن است وکیل باشد و به نفع بقیه بیگناهان کاری کرده باشد، اما قطعا بیگناه نیست.

برخورد حکومت با موضوع دوتابعیتی‌ها هم یک نمونه دقیق و روشن از برابری حقوقی میان همه مردم ایران است. آقای صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه روز دوم مرداد ماه در پاسخ به بیانیه‌ای اخیر کاخ سفید مبنی بر آزادی فوری زندانیان آمریکایی دیگر این تقاضا را «بی معنی» خواند و گفت« نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری حق دخالت در این زمینه را ندارند.» رییس قوه قضاییه ایران گفت «افراد دوتابعیتی، شهروندان ایرانی به حساب می‌آیند و دقیقا همانند سایر ایرانیان با آنان رفتار می‌شود.» یعنی ما چنین آدمهایی هستیم. مسئولان ایرانی برابری را برای همه ایرانیان در نظر می‌گیرند و یک ایرانی، چه در ایران زندگی کند، چه دو تابعیتی باشد، به هر حال مانند سایر زندانیان ایرانی با او رفتار می‌شود. یعنی حق هیچ اعتراضی ندارد، وکیل نمی‌تواند داشته باشد، اگر حرف مفت که هیچ، حرف حق هم بزند، دهانش را آسفالت می‌کنند و باید بپذیرد که چون ایرانی است، بنا براین مثل هر بیگناه دیگری ایرانی پنج سال زندانی خواهد شد.

همین جواد لاریجانی و نه یک جواد لاریجانی دیگر، با همان چشمان کودک صفت که انگار سهم میوه داداشش را هم می‌خواهد و از مادرش انتظار دارد همه زردآلوهای شیرین را به او بدهند، به دوربین نگاه کرد و در پاسخ به تهدید ترامپ که اگر دولت ایران زندانیان آمریکایی و دو تابعیتی دیگر را آزاد نکند مواجه با «عواقب جدی» خواهد شد، گفت: «اگر آقای ترامپ و دولتش اقدام نسنجیده‌ایی علیه ایران صورت دهند جمهوری اسلامی با قاطعیت و صلابت و به شکلی کاملا موثر پاسخ دندان شکنی به آنان خواهد داد.»

به دنبال این تهدید، دولت آمریکا با بحران جدی مواجه شد. ملانیا به عنوان شخصیت اول دولت آمریکا، یک ساعت زار می‌زد، ترامپ چوب گلفش را زمین گذاشت و پرسید: « کدام گلف؟ عرب گلف؟ اور پرژن گلف؟» و از ترس صادق لاریجانی به افق‌های نزدیک نگاه کرد. توجه کنید که اصولا ترامپ به افق‌های دوردست نگاه نمی‌کند.

تیلرسون نیز پس از شنیدن تهدید صادق لاریجانی تصمیم گرفت استعفا بدهد، اما پشیمان شد، چون یادش آمد که قبلا استعفا داده و چرا عاقل کند کاری که قبلا کرده است؟ در کاخ سفید باغبان کاخ هم با مشکل جدی مواجه شد و تصمیم گرفت استعفا بدهد و از ادامه تصمیم وی اطلاعی در دست نداریم. به هر حال هیچکس در واشنگتن دی سی نمی‌تواند عواقب خطرناک این اظهارات صادق لاریجانی را انکار کند. حتی در تل آویو نیز نتانیاهو نیم ساعت گریه کرد.

حکومت ایران تصمیم گرفته است که به شکلی جدی در مواجهه با آمریکا شدیدترین برخوردها را انجام دهد، این حکومت با قاطعیت تصمیم دارد کلیه شهروندان ایرانی و آمریکایی و شهروندان ایرانی را به شدت مجازات کند، تا آنها بدانند که الکی نیست و حکومت ایران حکومتی نیست که وقتی با یک دولت خارجی دعوا دارد، الکی به شهروند خودش گیر بدهد. برخورد با همه ایرانیان، اعم از بیگناه و غیربیگناه، حق مسلم قوه قضائیه است و این قوه چه آمریکا خوشش بیاید و چه ناراحت شود، قاطعانه ترین برخوردها را با همه شهروندان خودش خواهد کرد. و آیا شما ایمان نمی‌آورید؟