آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۸ خرداد ۱۳۹۶

حمید شریف

طنز روز


فن‌آوری انقلاب


 

 

آقای محسن رضایی، که بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری به آقای روحانی اعلام کرده، من این دوره به شدت مواظب دولت هستم که دردسر درست نکند و هی آقای روحانی اصرار کرده: به خدا راضی به زحمت شما نیستم، اما او ول‌کن نبوده و نیست، در آخرین نشست استراتژیک‌ خود که در مغازه کتونی فروشی عباس آقا برگزار شد، ابراز نگرانی کرد که چرا در کشور از فن‌آوری انقلاب استفاده نمی‌شود.

اینجانب به عنوان یکی از عقابهای مومن انقلاب که دائم از موضع روشنگرانه بالای سر همه جناح‌ها چرخ می‌زنم، در این قسمت از برنامه، سکوت را جایز نمی‌دانم. چرا که اینجا دقیقا مصداق خروج یک مسئول از جاده انقلاب و ورود نابخردانه به باقالی‌هاست و باید با کشیدن تسمه بصیرت ایشان به صورت آتش به اختیار، وی را از محوطه باقالی‌ها دور گردانم. به همین مناسبت در ادامه مطلب سرفصل‌های مهم فن‌آوری انقلاب را با رسم شکل برای شما توضیح می‌دهم که البته شکلهایش را در ذهن‌تان تصور کنید.

 

هشیاری در صحنه، بی‌هوشی در پشت صحنه: بی‌شک مهمترین میراث فن‌آوری انقلاب برای ما، حضور در صحنه است. ما در تمام صحنه‌ها هشیار و حاضریم. از صحنه‌های حساس انقلاب و نقاط عطف تاریخ تا صحنه‌های معمولی یا بالای هجده‌سال که در کوچه، خیابان، پشت بام منازل، داخل اتاق، پشت یخچال، در مسیج باکس خصوصی، رخ می‌دهد همه جا هشیاری انقلابی خود را حفظ کرده و حضور به موقع داریم. حتی جاهایی که از نظر فیزیکی امکان حضور نداریم، مانند یک کارآگاه زبده، تمام سناریو را بازسازی کرده و نسبت به آن واکنش لازم را نشان می‌دهیم. بدیهی است انجام این وظیفه خطیر به صورت دائم، دیگر نایی برای آدم باقی نمی‌گذارد. به همین خاطر لحظاتی هم به پشت صحنه می‌رویم و با مقادیر معتنابهی زولبیا و عرق سگی به استراحت پرداخته و تا صحنه بعدی از خستگی بی‌هوش می‌شویم.

 

فرهنگ شهادت: فرهنگ شهادت که اصلا کار یک روز و دو روز نیست و از نسل‌ها قبل به ما رسیده. پدران ما، پدربزرگ‌ها و اجداد ما و همینطور بگیر برو عقب تا ته گاراژ تاریخ یا شهید شده‌اند یا اگر نشده‌اند، شهیدی را تحویل جامعه داده‌اند، یا اگر تا الان تحویل نداده‌اند قطعا در انباری جایی است؛ شما بی‌خودی جوسازی نکنید. دیگر از رضاخان بدتر نداریم که با همه ظلم و فسادی که داشته، شهید مدرس را به تاریخ هدیه کرد. یا مثلا مرحوم آیت‌الله کاشانی که پریشب از آمریکا خبر دادند، شهید شعبان بی‌مخ را -که بعد از سالیان دراز در غربت به کاروان شهدا پیوست – مدیریت می‌کرده و ایشان را به تاریخ و جغرافیا و زنگ ورزش‌های رزمی این مرز و بوم هدیه کرده است.
صد البته که مدیریت شهید و شهیدپروری هم صنعتی است که کمتر از خود شهادت ارزش ندارد و در سالهای بعد از انقلاب رونق بیشتری هم گرفته و اکثر عزیزانی که احساس می‌کنند به وجود خودشان نیاز است، به جای شهید شدن به پرورش شهید می‌پردازند.

فرهنگ مقاومت: ما نه تنها در برابر زورگویی استکبار کوتاه نمی‌آئیم که اصولا در برابر هر نوع حرف زوری مقاومت می‌کنیم. ملاک اینکه آیا حرفی که می‌شنویم زور است یا نه، خودمانیم. چون ما استقلال داریم، نیاز نیست برای تشخیص زور به کسی یا جایی مراجعه کنیم. این است که هرجا امکانات فراهم شود به مقاومت کردن در برابر زور می‌پردازیم. اصلا همین طور که از در خانه می‌زنیم بیرون، شروع می‌کنیم به مقاومت کردن تا شب که برگردیم. مقاومت در برابر صف تاکسی، مقاومت در برابر خط عابر پیاده، مقاومت در برابر تابلوی ورود ممنوع، مقاومت در برابر معلم مدرسه، شاگرد درس نخوان، کارمند بانک، مشتری رستوران… ما هر روز داریم ضربدری در مقابل هم مقاومت می‌کنیم.

آگاهی به همه مسائل: ما تمام وقایع تاریخی را حتی پیش از وقوع مو به مو می‌دانیم، از نتیجه آنها آگاهیم و با دقت تمام آنها را رصد می‌کنیم و بعد از وقوع آنها مسواک زده و با خیال راحت می‌خوابیم. اگر واقعه‌ای مطابق میل ما رخ ندهد، تقاضای ویدئو چک می‌کنیم و آن قدر عقب جلو می‌کنیم تا ته و توی کار جمع شود.
وزارت امور خارجه آمریکا، غلط کرده که بعد از شصت سال آزگار اسناد کودتای بیست و هشت مرداد را برای ما رو می‌کند. ما خودمان از روز اول خبر داشتیم که آیت‌الله کاشانی دستش با یک نفر دیگر تو یک کاسه است و اصلا به غربی‌ها چه؟ کاسه توالت سیاست داخلی‌مان بوده دوست داشتیم دست دو تا از عزیزان را بگیریم بکنیم توش. ما خودمان از قبل در جریان بودیم.

وحدت در عین اختلاف: ما ملتی متکثر هستیم، هزار جور قوم و قبیله‌ایم. اصلا قبیله را ول کن، توی یک شهر کوچک صدهزار نفری، دویست و دوازده تا محله با برندهای منحصر به فرد داریم و هر برند فرهنگ و آداب و رسوم خودش را دارد. اما با همه این تکثر فرهنگی، پای وحدت که برسد، عنش را در می‌آوریم. اصلا ما دسته‌جمعی‌ترین کشور جهانیم. دسته جمعی وارد ساختمان، اتوبوس، ورزشگاه…می‌شویم. دسته‌جمعی هم از آنها خارج می‌شویم. دسته‌جمعی به بساط پیک‌نیک هم زل می‌زنیم. به صورت ماتریسی سرمان را می‌کنیم در زندگی هم‌دیگر و از احوال هم با خبریم. عین غربی‌ها فردگرا و فاسد و گاو نیستیم. چرا؟ چون ایران سرزمینی یکپارچه است. ایران یک ملافه چهل تکه است که هرکس گوشه‌ای از آن را گرفته و و به زور روی خودش و زن و بچه‌اش می‌کشد که سردشان نشود.
در پایان از محسن مربوطه تقاضا می‌کنم بعد از اینکه یک بار دیگر دستاوردهای برشمرده از فن‌آوری انقلاب را مرور کرد، تا سخنرانی بعدی ده مرتبه از روی آنها نوشته و به دفتر من در فیسبوک مراجعه کند تا آنها را خط بزنم. والسلام علیکم و رحمه الله