آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۶ خرداد ۱۳۹۶

نگاه ۶۰

رادیو و تلویزیون


شوهر پولدار | رعنا منصور


 

نشریه حلزون جز طنزهایی که به عنوان مقاله یا تصویر یا کارتون عرضه می‌کند، به کار معرفی و گزارش اتفاقاتی که در حوزه طنز و کمدی می‌افتد، یا معرفی آثاری که جنبه طنز و کمدی دارند، می‌پردازد. از همین رو ما قطعات موسیقی که جنبه طنز دارند، نمایش‌های کمدی، کتابهای طنز و آثار و اتفاقات مربوط به طنز را معرفی می‌کنیم. « نگاه ۶۰» همکار حلزون است که تلاش می‌کند تا به معرفی قطعات موسیقی طنزآمیز، نمایش‌ها، کتابها، برنامه‌های تلویزیونی و حوزه‌های رسانه‌ای بپردازد. امروز نگاه ۶۰ به معرفی یک ترانه طنزآمیز می‌پردازد. ترانه « شوهر پولدار» از رعنا منصور یک قطعه موسیقی طنزآمیز است که معرفی و نقد آن را می‌خوانید.
 

 

 

در نوروز سال ۱۳۹۱ ایرانیان با ترانه‌ای به نام “سراب”از رعنا منصور آهنگساز و خواننده آشنا شدند. محتوای ترانه موضوع بحث و زندگی بخش مهمی از ایرانیان است. دخترهایی که شوهر می‌کنند، پسرهایی که زن می‌گیرند، مادرها و پدرهایی که می‌خواهند جوانهای خودشان را سروسامان بدهند و غالبا، میان نسل‌های گوناگون برسر اینکه کدام راه برای زندگی بهتر درست‌تر است، گفتگویی بی پایان جریان دارد. گروهی معتقدند که عشق آغاز و پایان زندگی است و گروهی دیگر به دنبال اطمینان و آینده روشن‌تری می‌گردند که خیلی اوقات با پول تعریف می‌شود. رعنا منصوربا ترانه‌ای که در آغاز نامش سراب بود و حالا« شوهر پولدار » نام دارد، نظرش را در این مورد در یک قطعه موسیقی خوانده است.

رعنا منصور روز ١٦ نوامبر ١٩٨١ در شهر فلس چرچ ويرجينيا نزديك واشنگتن دی سی به دنيا آمد. پدرش اهل تهران و مادرش مشهدی بود. آنها در روزهای انقلاب در سال ۱۳۵۷ به آمريكا مهاجرت كردند. مادر رعنا در گروه کر آواز می‌خواند و صدای خوبی دارد و پدرش اهل شعر و فرهنگ است. رعنا در ٦ سالگي درس پيانو و موسيقي را از خانم گلنوش خالقي ياد گرفت. از بچگي با موسيقي ايراني بزرگ شد و با آهنگ‌هايي از خوانندگاني چون فرهاد، فريدون فروغي، هايده، گوگوش، سيمين غانم، دلكش و مرضيه كه هر ايرانی با صدايشان خاطره دارد، آشنا شد. او از ١٤ سالگي آموزش كلاسيك موسيقي را شروع كرد و قطعاتي از بتهوون و شوپن را نواخت. به واسطه زندگي در آمريكا و سير اجتماعی شدنش، مثل هر نوجوان دیگری تحت تاثير مايكل جكسون، لاينل ريچی، استينگ و بيلی جو که ستاره‌های دهه هشتاد بودند، قرار گرفت. او از ١٥ سالگي خواندن را آغاز كرد.

رعنا مدرك کارشناسی خود را از دانشكده موسيقي بوستون ماساچوست دريافت كرد و در زمينه‌هاي جاز، آر اند بی، پاپ و راك آواز خواند. يكي از اولين ترانه‌های فارسي كه رعنا خواند کاری محبوب از فریدون فروغی بود که به نام “نیاز ” شناخته شده است، نام نخست این ترانه ” نماز” بود و به همین دلیل این ترانه را به نام “نیاز” هم می‌شناسند. رعنا كوشيد راه خود را مستقلا به عالم موسيقي در نيويورك، تگزاس و لس آنجلس كه الهام بخش دومين آلبوم موسيقي او بود بيايد . در سال ٢٠١٥ رعنا آلبوم اولش را با نام خودش به بازار عرضه كرد و در همان سال در فستيوال سالانه “آتش” استكهلم براي ٢٥٠٠٠ تماشاچي خواند. این بزرگترین تجربه مواجهه او با تماشاگر انبوه بود.

 

او تجربه‌هايي در نويسنده‌گي و اجراي پيانو براي فيلم “در میان بهشت”، شوي تلويزيوني ” براوو- زنان خانه دار واقعی در بورلی هیلز” ، کارتون “لی لی و لولا “، و اجرای روی صحنه قطعه مشترک گروه آریان با کریس‌دی‌برگ به نام ” دوستت دارم” را دارد. هـمكاري رعنا با گروه كارمندان به سرپرستي اروين خاچيكيان در ٢٠١٢ نقطه عطفی برای حرفه‌اي شدن رعنا و پررنگ شدن گروه كارمندان بود. گروه کارمندان که برخلاف اسمش که آدم را یاد هر چیز خسته کننده و حوصله سربری جز موسیقی راک می‌ندازد، گروهی است که ایده اولیه‌اش از ۲۰۰۳ متولد شد. وقتی که اروین و گروهش برای کار از آمریکا به دوبی رفتند یکی از کارکنان هتل آنها را با گروهی از کارمندان عوضی گرفت و آنها آن روز صبح در هر حال خوردن صبحانه درهتل به این ایده فکر کردند که « ئه! ما هم شبیه کارمندهایی که هر روز سر کار می‌روند از شهر دیگری به اینجا آمدیم برای کار، شبیه کارمندان” و فکر کردند اسم گروه شان را “کارمندان” بگذارند. پس از آن از ۲۰۰۸ کارمندان فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد و در سال ۲۰۱۰ با گروه آبجیز در راکسی تیاتر لس آنجلس اولین برنامه ایرانی راک را روی صحنه برد.

شعر “شوهر پولدار ” را پدر رعنا، حميد منصور سروده است. رعنا منصور ترانه سرایی‌ست که تنها شعر “شراب” را به زبان فارسی نوشته است. اگرچه رعنا می‌تواند به هفت زبان زنده دنیا بخواند، ولی با نوشتن شعر به زبان فارسی به گفته خودش مشکل دارد و به انگلیسی راحت‌تر است. در حقیقت شعر “شوهر پولدار” احساس رعنا به عشق و ازدواج است که پدرش به واسطه نزدیکی و دوستی عاطفی از زبان دخترش سروده است.

شوهر پولدار نمي‌خوام
وزير دربار نمي‌خوام
مي‌خوام اون ديوونه باشه
مثل من بي خونه باشه

واسه اون كلبه چوبی مثل يه خونه خرابه
واسه من قصر طلايي يه سرابه يه سرابه
خواستگاري واسه چی؟ بله برون واسه كی؟
يار من عاشقونه، راز دل رو مي‌دونه
نگاه گرم چشماش، جونمو مي‌دم براش
وقتي نازم مي‌كنه، مي‌دونم عشق همونه

يه خواستگار دائيم آورده كه دل بابامو برده
مدرك و ثروت و خونه‌ش مامانو به رقص آورده
بي دل و بي عشق و تنها، نباشيد مردم دنيا
همه روزها و شب‌ها، خوش باشيم و شاد و رعنا

 


این آهنگ بازتاب زیادی در رسانه‌های اجتماعی داشت و بین جوانان بحث برانگیز شد. غالبا برای مردان این شعر خوشایند است؛ انگار زنی آرزوهای بربادرفته شان را می‌خواند. اما از طرف دیگر به‌طوری واقعی همین جمله کوتاه شوهر پولدار نمی‌خوام و به جایش یک دیوانه عاشق می‌خوام گویای همان حس ناگفته‌ای است که معمولا آدمها در موردش حرف نمی‌زنند. چیزی که به آن تضاد ارزش و گرایش می‌گوئیم. معمولا همین که در ازدواج آدمها به عشق فکر کنند، یک ارزش اجتماعی به حساب می‌آید، در حالی که اغلب آدمها گرایش به یک زندگی مرفه دارند. در واقع خودمان می‌دانیم که برای خیلی‌ها مهم است که شوهرشان وضعیت مالی خوبی داشته باشد، ولی بهتر است در موردش حرف نزنیم، این از آن ارزشهایی است که به راحتی نمی‌توان از آن دفاع کرد.

شعر موضوعی را مطرح می‌کند که به سادگی در فرهنگ و سنت خانواده‌های ایرانی ریشه دارد . تاکید پدر ها و مادرها برای داشتن داماد پولدار که حتی این روزها به داشتن عروس پولدار هم رسیده است و در بسیاری موارد عامل اختلاف والدین و فرزندان است. این تفکر حتا در خانواده‌هایی که سالهاست ایران را ترک کردند و فرزندانشان در خارج از ایران به دنیا آمدند صادق است. رسم‌هایی مثل خواستگاری، بله برون، مهریه که هیچ کدام‌شان تضمینی بر سلامت و دوام زندگی نیستند، ولی همچنان محبوب‌اند و از ارزشهای والای ایرانی محسوب می‌شوند. این در حالی است که نگاه بیشتر خوانندگان داخل ایران به عشق نه تنها دیگر وجه آسمانی و مقدس ندارد، حتا شاخص‌های مرسوم و حتی عاشقانه ازدواج را هم بی‌ارزش می‌داند، چه رسد به نگاهی که به وضوح اعلام کند شوهر پولدار نمی‌خواهد! عشقی است ناپخته که از یک نوجوان سر می‌زند.

ذهن ما با كليشه “علم بهتر است يا ثروت ” آشناست، اگر چه ممکن است حالا حرف زدن از آن مسخره و قدیمی به نظر برسد؛ چراکه مفاهيم و ارزش‌ها تغيير كردند وسرنوشت خيلي پديده‌هاي اجتماعي و انساني به دست اقتصاد و پول رقم مي‌خورد. دهه پنجاه و شصت دوره ارزشهای عاشقانه و آسمانی بود، آهنگهای مهستی و حمیرا و گوگوش و داریوش که همیشه زن و مرد فرشتگانی در آسمان بودند و ایثار وجانفشانی برای عشق مطرح بود. « کوه و می‌ذارم رو دوشم » و… « رخت هر جنگ و می‌پوشم» و صدها شعر رویایی و آسمانی عاشقانه.

اما در سالهای بعد تغییر ادبیات موسیقی پاپ و آلترناتیو، ترانه‌سرایی را به سمت زمینی شدن برد و عشق و بیقراری را در دهه ۶۰ و ۷۰ نشان داد و بعد در دو دهه بعد نگاه به عشق یک نگاه تمسخرآمیز شد. در واقع این حس نوستالژیک رعنا منصور شاید الآن دیگر در داخل ایران خنده دار و کمی ساده لوحانه باشد و در فضای موسیقی جوان پسند امروز عشق چیزی مسخره خوانده می‌شود. شاید شنوندگان درایران نتوانند از گفتن ” خدا از ته دلت بشنوه ” جلوگیری کنند، خصوصا بخاطر فشارهای اقتصادی که اینروزها جوانان ایرانی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

بر خلاف محتواي عاشقانه دهه ٦٠ و ٧٠ موسيقي كه بيشتر بین عشق و معشوق حالت بيقراري و صميمانه و طلب وجود داشت، موسيقي دو دهه بعد ٨٠ و ٩٠ نگاه متفاوت و معكوسي به عشق داشته است. مثل ” عشق يك چيزي مثل كشك و دوغه ” از نیما ، يا ” جات‌ام اصلا خالی نیست، رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست ” از شادمهر، یا” راستی اگر گفتم دوست دارم اون هم دروغ بود “از کیوسک.

در جامعه پريشان احوال، از عشق‌هاي اينترنتي و آدم‌هاي همواره چرتكه به دست، از مهريه‌هاي به اجرا گذاشته شده كه اتفاقا هم داده شده و هم گرفته شده، موسيقي هم ،همراه شرايط اجتماعي تغيير كرد. اما همه آدم‌ها تشنه و نيازمند عشق هستند، حتي اگر چهره آبي‌اش پيدا نباشد. موضوع شعر اين ترانه نگاهي دارد به نگراني خانواده‌ها براي انتخاب همسر فرزندانشان. موضوع عشق يا پول يك ماجراي داغ جنجالي است بين خانواده‌ها و دختران وپسراني كه مي‌خواهند ازدواج كنند. وقتي شعر را مي‌شنويم بلافاصله شنونده با شرايطي ملموس ارتباط برقرار مي‌كند ، بعضي سريعا مخالفت مي‌كنند و به مذاق بعضي ديگر خوش مي‌آيد.

رعنا منصوردر مصاحبه‌ای با دویچه وله می‌گوید :” من تاحالا ا یران نبودم. ایران تا بحال نرفتم. ولی بالاخره تو خانواده ایرانی بزرگ شدم. مامانم همش نگران بود که شوهر پولدار باید پیدا کنی! خودش می‌گفت اینو، من می‌گفتم خوب مامان من اینجا خودم کار دارم. می‌تونم پول در بیارم. می‌گفت نه نه تو باید شوهر پولدار پیدا کنی، دکتر، وکیل. اتفاقا خیلی هم خوشحالم که یکی را پیدا کردم که این کار موزیک را می‌تونیم با هم انجام بدهیم.” رعنا منصور در همان زمانی که اولین اجرای شوهر پولدار را انجام می‌داد، با اروین خاچیکیان از اعضای اصلی گروه کارمندان آشنا شد و با او ازدواج کرد. آیا به این خاطر بود که دلش را برده بود؟ آیا شوهر پولداری نبود؟ رعنا در یکی از اجراهای زنده‌اش می‌گوید :” من ده سال پیش گفتم شوهر پولدار نمی‌خوام! ولی مثل اینکه شوهرم پولداره و به من نمی‌گه ” که نهایتا در ۲۰۱۶ رعنا و اروین از هم جدا شدند.

در گروه اجرا کننده “شوهر پولدار” دانیل نوازنده ایتالیایی گیتار بیس، جوِئل نوازنده کوبایی ترومپت، تام نوازنده آمریکایی درامز و اروین نوازنده گیتار بودند. در ٢٠١٣ با كمك اروين خاچيكيان ضبط آهنگ به صورت حرفه‌اي انجام شد . این همکاری بین نوازنده پیانو و خواننده رعنا ودیگر اعضای کارمندان رشد وتجربه‌های ارزنده به همراه داشت. اروین حضور رعنا را باعث شکل گیری دیگری در شخصیت‌های گروه کارمندان می‌دانست.

شكلي كه رعنا برای بيان خودش ازآن استفاده مي‌كند موسیقی جاز است، جازی تلفیق شده با ترانه و ووکال ایرانی. وينتون مارساليس ترومپت نواز و برنده جايزه پوليترز مي‌گويد ” جاز بهترين تفسير احساسات شخصي در تاريخ موسيقي غربي است ” در واقع رعنا بیان حسی شخصی را با مخاطب تقسیم می‌کند. ريتم چهار و چهار و ضرب‌هاي دو و چهار، ريتم‌هاي گسترده، صداي ترومپت، پيانو، باس ودرامز در كنار تحریرهای تابدار وخوش طنین و خرامان رعنا و صداي پرتوانش موسيقي دلنشين و شادي را براي شنونده مي‌سازد. موسیقی جاز به شکلی سنتی توسط بهرام سیر و ویگن وارد موسیقی ایرانی شده بود، اما به شکل پخته‌تر آن توسط رعنا فرحان و رعنا منصور جای خودش را در موسیقی تلفیقی ایران پیدا کرد. اگرچه رعنا منصور لهجه خالص زبان فارسی را ندارد، ولی به درستی و باور پذیر شعر فارسی را با فرم جازآهنگسازی و اجرا می‌کند و کنترل صدایش و وسعت وقدرت صدایش بی‌نظیر است .

در ۲۰۱۴ موزیک ویدیوی ” شوهر پولدار ” با کارگردانی شروین یوسفیان به بازار موسیقی عرضه شد. شروین یوسفیان برای این ویدئو ایده چارلی چاپلین را پیشنهاد کرد. داستان موزیک ویدئو هالیوود ۱۹۲۰را نشان می‌دهد و رعنا و عاشقش نقش دو عاشق دل خسته را بازی می‌کنند. فرم سینمای صامت سیاه و سفید و موسیقی جاز و همه چیز به سبک چارلی چاپلین، به لحاظ موضوعی با ترانه هماهنگی دارد . در دود و نور آبی تیره بلندگویی نقره‌ای می‌بینیم و صدای هیاهوی مبهم که انگار در کافه‌ای نشسته‌ای منتظر، عنوان بندی روی صفحه نمایان و محو می‌شود ، با شمارش ریتم موزیک توسط خواننده همزمان دوربین از پایین نمای بسته‌ای از نیم رخ دهان خواننده را نشان می‌دهد . موزیک شروع می‌شود و برش‌هایی از فیلم سیاه و سفید و خواننده که در کافه‌ای می‌خواند، در کنار هم می‌نشینند.

نگاه ستایش‌گر فقر چاپلین در کنار دختر جوانی که نمی‌خواهد تن به ازدواج با خواستگار پولدارش بدهد، با شعر و موسیقی جاز همخوانی دارد وبه همان اندازه فیلم‌های چارلی پراز لحظات کمدی است که دور تند فیلم آنرا بامزه‌تر کرده و البته پایانی خوش مثل همه فیلم‌های چاپلین که دو دلداده را به هم می‌رساند. این موزیک ویدئو نامزد دریافت بهترین فیلم کوتاه از هفتمین فستیوال فیلم کوتاه “فرهنگ فاندیشین” شد .

در چند دهه اخیر موسیقی ایران، بجز گوگوش که یک اسطوره است ،دچار کمبود خواننده دلنشین زن بوده، خواننده زنی که هم صدای قابل قبولی داشته باشد و هم سواد موسیقایی داشته باشد و هم بازی‌اش در هنگام اجرای موسیقی روی صحنه درست و به‌جا، دور از ادا و اطوار نچسب و باور پذیر باشد. رعنا منصورتمامی این ویژگی‌ها را دارد. بعلاوه قابلیت درخشش بیشتری دارد اگر بتواند نوع موسیقی جاز را ادامه دهد. شاید او توان خواندن در سبک‌های مختلف مثل راک، آر اند بی و پاپ را هم داشته باشد ولی احتیاج دارد در سبکی قرار بگیرد که به بهترین شکل شنیده شود.