آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۵ خرداد ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروزی ایران | قسمت یازدهم | انا لمسو


 

 

فسفریدم درون ماهی‌ها

منصوره (آنا) لمسو متولد ۱۳۶۳ و ساکن تهران است. نخست ادبیات و سپس حقوق خوانده است و از سالهای نوجوانی می‌نویسد. او تا کنون موفق به چاپ دو مجموعه از شعرهایش با عنوان « یه چترم رو سر بارون» و «من فقط یک الکترون هستم» شده است. مجموعه نخست شامل ترانه‌های او و دومی شامل شعرهای اوست که بیشتر در قالب چهارپاره است. فاطمه اختصاری معتقد است که او « در شعرهایش دنیای زنان‌ها را بازآفرینی می‌کند و بیشتر به روزمره‌گی‌ها و دغدغه‌های آنان می‌پردازد.» آنا لمسو به‌عنوان یکی از برگزیده‌گان جشنواره‌ی شعر زنان سوئد در سال ۲۰۱۴ معرفی شده است. در اشعار او رگه‌های طنز قوی و ناب است. بیش از همه چیز طنزهای او عمیق و در شکل شعر است. شعر « فسفریدم درون ماهی‌ها» یکی از شعرهای خوب اوست که برایتان انتخاب کردم.

فسفریدم درون ماهی‌ها
خنگ بودم به علم برخوردم
فلسفیدم خدا دو تا بوده
فرض کردند مغز خر خوردم

این همه لاشه‌ی هواپیما
فکر کردم که لاشخور بشوم
جام‌ها پر شدند ترسیدم
مثل سقراط چیزخور بشوم

باز در من شهید آوردند
ثانی و ثالث و من الاخر
جام جم‌های صبح اسکندر
can you give me women news paper?

عضو شورای امنیت باشم
یا بپوسم درون سربازی
فکر کردم ترور شوم بهتر
مثل صیاد های شیرازی

سالها روی قبر خوابیدم
سفسفیدم که مرگ یعنی چه
مرگ این شخص سوم مفرد
مرگ در ذهن مبهم نیچه

هی چپاندم اتاق را در خود
بر کمرگاه خسته‌ی این میز
بس که خواندم کتابخانه شدم
سوختم زیر آتش چنگیز

فکر کردم نه! زن شوم بهتر
له شوم زیر هر چه دمپایی
هی بگردند گرد شیرینی
خرمگس‌های گیج هرجایی

حالم از کفش تق تقی بد بود
پشت ویترین زشت هر روزی
حس سوزن درون جمجمه‌ام
خودکشی در کلاس گلدوزی

زن شدم در لباس مردی که
درد دارد دچار من بشود
زن شدم در لباس مردی که
خواست یک شب دوباره زن بشود

پشه‌ها حل شدند در چایی
خودکشی بین شعر و نثری که
حس سیگار روشنی دارند
گابریل های پنج عصری که…

مثل یک چک ، چکی که برگشتی‌ست
درک کن شخص دومت را مرد!
این زنی را که خودزنی کرده
نیهیلیسمی که درد دارد درد!!!

مثل این زن که اشپزخانه
زندگی را به چارقش دوزید
لطف کن شعله‌ی مرا کم کن
باز هم قرمه سبزی‌ام سوزید!