آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۱ خرداد ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

رادیو و تلویزیون


اسمارت‌تیزهای مموش


 

 

اسمارت‌تیزهای مموش

نگاهی به پدیده شاهین مانگ

شاهین صفاری که با نام شاهین مانگ( به کردی مانگ یعنی ماه) در اینستاگرام پست‌های خود را منتشر می‌کند، به گمان من یک اتفاق زیبا و خوب در فضای مجازی ایرانی است. جز عکس‌ها و ویدئوهای موسیقی یا اشعاری که گه گاه توسط وی در صفحه‌اش منتشر می‌شود، او مجموعه ویدئوهای کمتر از یک دقیقه را تولید کرده که به گمان من بسیار خلاق، پر محتوا، زیبا و موثر است. ویدئوهای اخیر او بین ۳۰ تا ۶۰ هزار بیننده دارد و صدها نفر زیر آن کامنت منتشر می‌کنند. البته ممکن است تعداد بازدید ۵۰ هزار در اینستاگرام رقم خیلی زیادی نباشد و بسیاری از هنرمندان یا سیاستمداران بینندگان بیشتری هم داشته باشند، اما وقتی توجه کنیم که کارهای او نه بخاطر شهرتش به عنوان یک چهره شناخته شده( سلبریتی) بلکه به عنوان یک طنزپرداز خلاق منتشر شده، این حجم از مخاطب برای او قابل توجه خواهد بود. ویدئوی او با عنوان « خوشم میاد خیلی سریع متوجه شدین که می‌خوان گولتون بزنن تا رای بدین.» یکی از تاثیرگذارترین ویدئوهای اینستاگرامی بود که در روزهای انتخابات اردیبهشت ۹۶ منتشر شد.

 
ویژگی کارهای شاهین مانگ

 
شاهین در ویدئوهای کمیک‌اش جز اینکه گه‌گاه در مورد مسائل اجتماعی و گاهی مانند انتخابات امسال درباره مسائل سیاسی نظر می‌دهد، اما غالبا توجه خود را معطوف رفتارهای سطحی و پیش پاافتاده مخاطبان فضای مجازی می‌کند. در ویدئوهای او، اعم از کار طنز او و همچنین ساخت ویدئوها، این موارد قابل توجه است:
یک، دست انداختن مخاطبان اینستاگرامی: او با دست انداختن نامگذاری‌ها، کامنت‌ها و هشتگ‌های احمقانه، نامگذاری‌های بی دلیل و سبک و رفتارهای دروغین و سطحی افراد و اخلاقیات زشت کاربران آنها را دست می‌اندازد و به گمان من به آنان آگاهی می‌دهد. اشتباه‌گویی‌ها و بخصوص تلفظ احمقانه انگلیسی غلط افراد و اصرار آنان برای به کار بردن چیزی که نمی‌دانند، مورد توجه اوست.
دو، طنز ناب با صدا و تصویر: شاهین در ویدئوهایش از صدا، تصویر و لحن و بازی کاملا استفاده می‌کند و فضا را واقعی می‌سازد. خواندن کامنت‌ها که لحن احمقانه آنها همراه با متن است، لوس بودن این کامنت‌ها را می‌نمایاند. گاهی متن یک کار یک دقیقه‌ای آنقدر دقیق و پروپیمان و کامل و خوش ریتم است که گویی هیچ چیز اضافه‌ای ندارد. گاهی دکوپاژ کارها آنقدر دقیق و ریتم آنقدر درست است که آدم شگفت زده می‌شود.
سه، ساختار روایی خوب و عالی و بازی‌گری قابل توجه: شاهین متن‌ها را بازی می‌کند. بازی‌هایی که در کلوزآپ غالبا تعریف می‌شود. طبیعتا به این دلیل که در کادر کوچک موبایل و اینستاگرام استفاده از نمای باز بی‌معنی است. وی به راحتی تغییر لحن و میمیک می‌دهد و می‌تواند به سرعت شخصیت‌های مختلف را در یک دقیقه با یک دیالوگ چند کلمه‌ای تعریف کند. همه اینها کمک به شخصیت پردازی می‌کند. در کنار شخصیت پردازی که با لحن گفتار و بازی صورت می‌گیرد، وی از حرکت دوربین و محیط برای فضاسازی استفاده می‌کند. گاهی نشستن در جایی مثل تاب، گاهی حرکت دوربین در خانه، گاهی تغییر زاویه و همه اینها فضاسازی را ایجاد می‌کند. بهره بردن از رنگ که یکی از امکانات اینستاگرام است نیز به این کارها و افزودن گزینه رنگ برای فضاسازی در ویدئو کمک می‌کند.
چهار، متناسب بودن با مصرف کننده: مهم‌ترین ویژگی کارهای شاهین صفاری تناسب موضوع با رسانه است. موضوعی که افرادی مانند « سروش رضایی»( سوریلند) و برخی دیگر نیز به خوبی دریافته‌اند یا اشخاصی مانند ” یغما گلرویی” در به کار بردن رسانه‌ای مانند اینستاگرام با وجود فاصله حیرت انگیز آن با شعر، با مهارت طی کرده‌اند یا حتی شخصی مانند ” نادر فتوره‌چی” هم در فیسبوک و هم در توئیتر در به کار بردن آن موفق بودند. فهم اینکه رسانه‌ای در اختیار دارید که فقط یک دقیقه تصویر، در موبایل در اختیارتان می‌گذارد می‌تواند شما را موفق یا ناموفق کند و شاهین صفاری در این کار بسیار موفق است. اندازه متن‌ها برای یک دقیقه، به کار بردن فضا و کادر و بازی همه متناسب با اینستاگرام است.
به گمان من شاهین صفاری کاربر-هنرمندی برجسته در فضای مجازی فارسی است که هم حرفش را می‌زند و هم مخاطب را به خوبی آگاه و ضمنا سرگرم می‌کند. برای دیدن بهتر کارهایش چهار ویدئوی او را با دقت بیشتری نگاه کردم.

 
ویدئوی اول: « زیر بارون دیدمش»

 
شاهین در هفته قبل خرداد ۹۶، ویدئویی را منتشر کرد با این عنوان: « همیشه اجازه بدهیم آدمها اول از خودشان دفاع کنند، بعد بزنیم پاره‌شان کنیم.» و زیر عنوان آن آمده است: « خاطره‌ای از یک دوست.»
داستان این قطعه چنین روایت می‌شود:
دوربین از تاریکی به نور می‌آید، راوی- شاهین- در تاریکی داستانی را با لحنی مضطرب و با تعلیق تعریف می‌کند « داشتم باهاش تلفنی حرف می‌زدم.» راوی در حال راه رفتن در خانه است، دوربین سلفی است و طبیعتا او همراه دوربین حرکت می‌کند و حرکت او را در عبور در خانه تاریک به فضای نیمه تاریک می‌بینیم.
ادامه تصویر: « … که صدای صدای زنگ در اومد. رفتم آیفون رو جواب دادم. یک صدایی گفت: بیا پائین.» لحن راوی در اینجا از آن روایت معمول که با اضطراب داستان را تعریف می‌کند با بازی صدا به نفر دوم که مردی خشمگین است تبدیل می‌شود. همزمان با وقتی که گفته می‌شود بیا پائین، دوربین ناگهان به طرف بالا می‌چرخد و زاویه دوربین تغییر می‌کند. مخاطب در اینجا هم متوجه فضای داستان می‌شود و هم « بیا پایین» برایش معنی دار می‌شود.
ادامه روایت: « رفتم پایین. درو که واکردم، یک آقایی خوابوند تو گوشم.» در اینجا صورت او کاملا شبیه کسی که سیلی خورده باشد به یک طرف حرکت می‌کند و بیننده کاملا متوجه کتک خوردن او می‌شود. یک حرکت ساده خلاق که داستان را کاملا ملموس می‌کند.
ادامه روایت: « چرا می‌زنید آقا؟» لحن راوی به یک انسان مستاصل می‌ماند. « دوباره خوابوند تو گوشم» همان حرکت سیلی خوردن تکرار می‌شود. « آقا! چرا می‌زنی داداش؟ چیه؟» در اینجا لحن راوی تغییر می‌کند و انگار که متوجه شده که باید توضیح بدهد.
ادامه روایت: « گفت: تو دختر منو کجا دیدی؟ گفتم: دختر شما کیه؟ گفت: معصومه.» تا اینجای کار روایت با بازی صدای دو نفر که همراه تغییر لحن است انجام می‌شود. بعد راوی لحن شاعرانه می‌گیرد و ادامه روایت: « زیر بارون دیدمش، تو خیابون دیدمش…» همراه با این گفتار موسیقی کورس ” زیر بارون دیدمش…” به آرامی آغاز می‌شود.
ادامه روایت: « مث لیلی بود و من به چشم….» در اینجا یک باره دوربین انگار که نقطه دید راوی باشد که با خوردن ضربه زمین خورده باشد. دوربین از بالا، نقطه دید کسی که دارد داستان را می‌شنود قرار دارد و راوی روی زمین افتاده است. زمان داستان انگار تغییر می‌کند و لحن نیز. لحن آدمی است که کتک خورده و حالا دارد با خنده داستان را تعریف می‌کند.
ادامه روایت: « … یعنی اینقدر منو زد، اینقدر منو زد…. یک دستی هم داشت… اینقدر سنگین بود… حیوون! خلاصه نگذاشت بگم با چه چشمی دیدمش.» داستان تمام می‌شود و موسیقی ادامه پیدا می‌کند: « مثل لیلی بود و من به چشم مجنون دیدمش…» دوربین در تاریکی همراه با کسی که حرکت می‌کند راه می‌رود و فیلم تمام می‌شود.
یک فیلم یک دقیقه‌ای، با خلاقیت کامل. با دو شخصیت داستانی، با ترکیبی از بازی راوی، تغییر لحن و صدا، آمبیانس صحنه و موسیقی روایت شده است و داستانی ساده و پر از شوخی را روایت می‌کند. فیلم را ده بار و صد بار می‌شود دید و هر بار از دیدنش لذت برد. بیشترین لذتی که بیننده از این قطعه می‌برد از احساس خلاقیت و نوآوری کسی است که فیلم را ساخته. او با یک دوربین معمولی موبایل خود- فیلمبردار و در مدت بیست سی دقیقه فیلم را ساخته و منتشر کرده است. شاهین صفاری جز اینکه به ما لذت دیدن یک تصویر پر از شوخی و زیبایی را می‌بخشد، به ما می‌آموزد که با همین دوربینی که صبح تا شب از قیافه منحوس‌مان عکاسی می‌کنیم، یا عکس قیمه و قورمه سبزی می‌گیریم، چه کارهایی می‌توانیم بکنیم.

 
ویدئوی دوم: اسمارت‌تیزهای مموش‌

 
قطعه دوم روز ۲۱ اردیبهشت مطابق یازده می توسط شاهین منتشر شده است. این قطعه سخنی بود با تحریم کنندگان انتخابات اردبیهشت ۹۶که تا لحظه نوشتن این متن ۶۴۸۲۸ بیننده داشت و تاثیر بسیار زیادی در بینندگان اینستاگرامی که رسانه بسیار مهمی در انتخابات ۹۶ بود، گذاشت. عبارت « اسمارت‌تیز» با ترکیبی هوشمندانه از « اسمارت» هوشمند و « تیز» که در کنار هم شیرینی کودکانه «اسمارتیز» که فی‌الواقع اندازه اغلب این کودکان خودتیزپندار است را نشان می‌دهد.
متن منتشر شده در کنار این ویدئو چنین بود: « خوشم میاد خیلی سریع متوجه شدین که می‌خوان گولتون بزنن تا رای بدین. گول نخورین اسمارت‌تیزهای مموش من! دلم غش می‌کنه واسه تیز و بز بودنتون. بوس بوس جوجوا! با تحریم و رای ندادن، از فردای انتخابات یخچالامون پر آبج و لیدی گاگا می‌شه. دیگه نگران آبج برای نوه‌هامون نیستیم. فجازی فری با پهنای باند ۱۲زک گیگ. ما که رفتیم اروپا. اونایی که رای دادن رو هم می‌اندازیم توی دریا ماهی‌ها بخورن‌شون این خنگا رو. بعد سر فرصت به هم بک می‌دیم.»
همین متن کمابیش با تغییراتی در ویدئوی یک دقیقه‌ای شاهین صفاری آمده بود. لحن او شبیه لحن معلم‌های مهدکودک که با کودکان گفتگو می‌کردند بود و همین فضای جذاب و بامزه‌ای را به ویدئو داده بود. تضاد صورت تپل، سبیل پهن و لحن نرم و شیطنت آمیز شاهین یکی از موضوعات جالبی است که فضای ویدئوها را دیدنی و قابل توجه می‌کند.
هشتگ های این متن #دیوانه_هم_خودتی #اسمارت_تیز #هوشمند_تیزوبز #سلبرات_دسته_جمعی #اینا_رفتنی_ان #هر_ایرانی_یک_لیدی_گاگا #ما_به_کاج_میرویم و مواردی دیگر بود که خود هشتگ‌ها نیز طنز بود.
ویدئوی سوم: « عکس کمتر دیده شده از جان»
ویدئوی دیگری که شوخی با اینستاگرامی‌هاست و برای من جالب بود، با عنوانی که با واژه‌ مسخره «جان» که در کنار کاربردهای احمقانه واژه‌هایی مانند « بانو» به کار برده می‌شود، منتشر شد. متن این ویدئو را برای فهم طنز شاهین صفاری می‌خوانید: « سلام خدمت فالوورزهای عزیز( تاکید روی جمع فارسی در کنار انگلیسی فالوورز و ها شوخی با افرادی است که هم تلفظ درست واژه‌های انگلیسی را نمی‌دانند و هم اصرار حیرت انگیزی دارند که حتما از آن استفاده کنند.) ما این روزها خیلی می‌شنویم رفیق “جان”، رفقای “جان”. این جان کیست و چی‌کار کرده که شایسته این همه رفیق و عزیز و دلبره؟ بچه‌ها این “جان”ه( کاغذی را نشان می‌دهد که عکس جان است.) از جان پرسیدم رمز موفقیت‌ات چیست؟ گفت بعد از توکل به خدا و نیکی به پدر و مادر، من همیشه سعی می‌کنم “مای سلف” خودم باشم. کسی رو “جوج”( Judge ) نکنم و معتقدم اونلی گود می‌تونه منو جوج کنه. همیشه سعی می‌کنم کیوتی اند فانی باشم و با این که یک شهریوری حساسم، پیج‌ام رو همیشه پریواته نگه‌داشتم. این حرفش خیلی به دلم نشست. رفتم پیج‌اش رو ببینم، دیدم پریواته است و بالای پیج‌اش نوشته ” هیچ اگر سایه پذیرد اون همون سایه هیچه.”

 
ویدئوی چهارم: دابسمش در فکر تو بودم هانی نیرو

 
به گمان من یکی از بهترین کارهای شاهین مانگ ویدئوی یک دقیقه‌ای دابسمش ( لب خوانی) او روی آهنگ بسیار جذاب و مدرن و دوست داشتنی هانی نیروست. این قطعه را هانی نیرو خواننده و موزیسین جوان ایرانی روی ترانه « در فکر تو بودم» خانم مرضیه خوانده است. خودش گفته است: « به هانی نیرو گفتم کاری می‌کنم که همیشه چندش‌ات بشه این آهنگ رو بخونی.» و البته تضاد سبیل پهن و حالت مردانه شاهین و صدای ظریف هانی نیرو و بازی و اداهای شاهین دیدنی و هزار بار دیدنی است.
شاهین صفاری در یک کلام از آفرینندگان نسل جدید طنز ایرانی است. بچه‌های جوانی که با نگاهی شوخ و طبعی منتقد از همه چیز انتقاد می‌کنند و غالبا شکل گرا و هنرمند هستند. از موزیسین‌هایی مانند محسن نامجو تا شاعرانی فرم‌گرایی مانند مهدی موسوی و شهرام میرزایی و کاریکاتوریست‌هایی مانند بزرگمهر حسین پور و نیستانی‌ها و انیماتورهایی مانند سروش رضایی و نویسندگان دنیای تصویر مانند امیرمهدی ژوله و مهران مدیری و غفوریان و طنزنویسانی مانند آیدین سیار سریع و پوریا عالمی و بچه‌های خط خطی. همه اینها نگاه شوخ و منتقد نوی جامعه امروز ایران هستند، شاهین در میان همه اینها به سوی فضای خوب بعدی در حال حرکت است. البته اشکالاتی می‌توانم از کارهای شاهین بگیرم، اما بخش اعظم آن اشکالات به سرعت رسانه‌های مجازی بازمی‌گردد. کیفیتی که گاهی افت می‌کند تا زمان و سرعت و ارتباط بی‌واسطه و راحت بیشتر در دسترس باشد. کارهای و را ببینیم و از او بیاموزیم و از کارهایش لذت ببریم.