آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


پوکر روسی و ژوکر قالیباف


 

این هم یک داستان بامزه از معاملات انتخاباتی. از یک طرف بعد از ۹۶ درصدی شدن قالیباف علیه دولت چهار درصدی، که موجب خنده حضار علیه السلام در توئیتر و اینستاگرام و فیسبوک و تلگرام و غیره شد، قالیباف وزرای کابینه را پولدار نامید. زنگنه وزیر نفت کابینه هم « بلوف» قالیباف را دید و اعلام کرد که « سانوار دیدم» که یعنی همه اموالم را می‌دهم، همه اموالت را بده. لامروت ها انگار وسط لاس وگاس دارند انتخابات برگزار می‌کنند. هنوز قالیباف مانده بود که توپ بزند یا دوبل کند یا جا برود که یکی دیگر از وزرای کابینه روحانی هم سانوار رست قالیباف را خواند. اما باقر که هم مشهدی است و سرش توی حساب است و توی طرقبه تربیت شده، در نقش ژوکر انتخابات، بانک روحانی را خواند و گفت من اموالم را می‌دهم و نصف خانه روحانی را می‌گیرم. احتمالا فردا در مناظره رئیسی اعلام می‌کند که همه اموالش را می‌دهد و یک سوم خانه روحانی را می‌گیرد. میرسلیم هم بعدش اعلام می‌کند که همه اموال خودش و کیم جونگ اون را می‌دهد و یک پنجم خانه روحانی را می‌گیرد. لامصب‌ها انگار دارند توی لاس وگاس پوکر سرخپوستی بازی می‌کنند، انگار نه انگار که انتخابات است.

آموزش، آمیزش و گشت ارشاد علیه السلام
بعضی اوقات آدم فکر می‌کند طرف اصولا معنی کلمات و مفاهیم را نمی‌فهمد، مثلا همین آقای پناهیان که زمانی همه کاره کابینه احمدی نژاد بود و حالا همه کاره ستاد رئیسی شده است. ایشان گفته: « خدا که پرده پوش است، اما چرا باید در آستانه انتخابات در زیر زمین خانه وزیر آموزش و پرورش کالای قاچاق کشف بشود؟» یعنی ستارالعیوب بودن خداوند شامل قاچاق کالا هم می‌شود و احتمالا خداوند از این به بعد باید جلوی لورفتن مواد مخدر و سرقت مسلحانه را هم بگیرد. یعنی واقعا خداوند منظورش همین بوده؟ یا قرآن هم زیرنویس لازم دارد؟
آقای پناهیان گفته: « اگر کسی تقوا نداشته باشد، خدا به او روزی نمی‌دهد.» یعنی احتمالا همه میلیاردرها که روزی‌شان از همه بیشتر است، از همه به قول مرتضوی با « تقواح» تر هستند. احتمالا همین آقای پناهیان نسبتا یا سابقا محترم معلوم نیست سی سال است که به چه کسی می‌گوید مرفه بی‌درد و غارتگر بیت المال. اینها که از همه با تقوا تر هستند. مرفه بی درد کجا بود برادر؟
آقای پناهیان که در مراسم تبلیغاتی آقای رئیسی در مسابقه پرتاب ذرت با نیزه شرکت کرده بود، گفت: « با سند ۲۰۳۰ که دولت امضا کرده تا چند وقت دیگر درس دادن دینی ممنوع می‌شود.» و گفته: « در کتابهای نمایشگاه کتاب آموزش جنسی واجب و آموزش های دینی ممنوع می‌شود.» من نمی‌دانم این عزیزان چرا نمی‌خواهند بفهمند که ریشه اعتقادات دینی این ملت را همان آموزش‌های اجباری دینی مدارس زده است، حالا شاید اگر آمیزش‌ را درست کنند، ملت کم کم بالا نزنند و قاطی نکنند و رفتارشان اندکی معقول شود.
حالا که حرف آمیزش و آموزش جنسی شد، حاج آقا پناهیان گفته: « آیا همسر روحانی این تعداد کتاب را که همسر رئیسی نوشته است، خوانده؟» و این به نظر من سئوال جالبی است، یعنی کم کم ماجرا به جاهایی می‌رسد که « یخچال خانه ما از یخچال خانه شما بزرگتره» و « زنیکه بی‌شعور با اون ابروهای کلفت مشکی موهاش رو با رنگ موی ان ۸ بور کرده» یا « دخترش روسری کرمی رو با پیراهن آبی نفتی ست کرده بود داهاتی». احتمالا کم کم قضایا وارد چشم و همچشمی‌های خانوادگی می‌شود. البته خیلی هم بد نیست، هرچه که فضای عمومی جای طرح مسائل نامزدهای انتخابات باشد، بهتر است.
میرسلیم: آخرین مدافع فلسطین
من معتقدم در این برهه حساس زمانی که مصطفی میرسلیم از پشت پرده تاریخ بیرون آمده و هزار بار بهتر از خسرو معتضد و مسعود بهنود روایت یک‌دستی از تاریخ پیشینیان را می‌گوید، بهتر است هرچه ناشنیده و نادیده از گذشته مسئلت داریم از او بپرسیم، یکهو دیدی سئوال نشده به غار اصحاب کهف برگشت و رفت تا ظهور بعدی که معلوم نیست مصادف با کدام یخبندان زمین شناسی باشد.
این مرد که از تونل زمان با کله وسط ستاد انتخابات کشور پرتاب شد، گفت: « آمریکایی‌ها قبل از انقلاب هم نسبت به ایران زورگویی می‌کردند.» من فکر کنم ایشان در این مورد با سایر عزیزان از جمله خسرو خوبان حسینیان هماهنگ نشده و یا آلزایمر گرفته و یادش رفته که قرار بود رژیم ستمشاهی عامل سرسپرده آمریکای جهانخوار باشد.
نه فقط این یکی را یادش رفته، بلکه احتمالا هنوز فکر می‌کند یاسرعرفات رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین است و گلدامایر نخست وزیر اسرائیل. ایشان همین نیم ساعت قبل گفته: « ما از حق فلسطینیان مبنی بر زندگی کردن آنها در آرامش دفاع می‌کنیم.» یعنی هنوز کسی به ایشان خبر نداده که فلسطین کلا الآن دارد با اسرائیل علیه ایران متحد می‌شود و حماس مرزهای ۱۹۶۷ را پذیرفته و فردا بعید نیست فلسطین به نیابت از طرف اسرائیل وارد جنگ با ایران بشود. بقول جیم جارموش: « ای برادر کجایی؟»