آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


زبان کردی را خدا آزاد کرد


 

 

یکی از بدی‌های دموکراسی این است که آدم وقتی می‌تواند مخالفش را خفه کند، مجبور می‌شود دور از جان تحملش کند و جلوی دوربین بدوبیراهش را بشنود و بعد یک دفعه بشود مثل برادر رئیسی که لب ورچیند و قهر کند که « چرا مرا تحقیر می‌کنید» و بعد درباره ملاقاتش با مسئولان قضایی پاکستان حرف بزند و یادآوری کند که من هم هفت دقیقه خارجی‌ها را دیدم.

مناظره سوم، مقادیر معتنابعی معادلات انتخاباتی را به هم ریخت و باقر قالیباف که در انتخابات ۱۳۹۲ صاحب یک باب مغازه گازانبر فروشی شده و امسال توسط قالیشویی اسحاق شستشوی کامل داده شده بود، در مناظره سوم، توسط حسن لوله کشی کامل شد و سالم به پایگاه خود بازگشت.

البته احساس تحقیر رئیسی به نظر می‌رسد که اکیدا نهادینه شده است، وی در ارومیه برای کلیه مسافران اتوبوس سخنرانی کرد و با احساس خود کوچک بینی گفت: « این ابراز محبت شما به این طلبه حتما به اعتبار من نیست.» آگاهان توضیح دادند که « دقیقا همین طور است، هیچ ربطی به شما ندارد، شما اصلا ناراحت نشو»، وی در حالی که به رانندگان اتوبوس که یک لنگی دم در محل سخنرانی ایستاده بودند، بروبر خیره شده بود، گفت: « من شرمنده جانبازان و مردمی هستم که ساعت‌ها برای استقبال منتظر مانده بودند، بعد می‌گویند که این مردم را با اتوبوس به میدان و مراسم آورده‌اند.» در همین حال رانندگان اتوبوس اعلام کردند که « مسافرا سوار شن، داریم برمی گردیم، هر کی دیر بیاد باید بشینه روی یخچال ته اتوبوس.»

حاج آقا رئیسی که معلوم نیست چه کسی مسئولیت بیوه زنان و کارگران و دهقانان را به او داده برای دوهزارمین اعلام کرد: « من زبان کارگران، کشاورزان، زنان بی‌سرپرست و کسانی که رسانه ندارند و حرفشان شنیده نمی‌شود هستم.» فارغ از اینکه این ادعا درست باشد یا نه، که طبیعتا آدمی که سی سال دادستان و عضو قوه قضائیه و قاضی باشد، بقول عبید زاکانی نمی‌تواند راستگو باشد، من در مورد این که ایشان سخنگوی زنان بی‌سرپرست باشد، دچار سئوال شدم. یعنی دقیقا از نظر حقوقی معنای این حرف که من سخنگوی زنان بی‌سرپرست هستم چیست؟ البته من می‌دانم آن آقای طوسی نماینده قاریان قرآن بود، ولی به هر حال میان ایشان با قاریان قرآن روابطی هر چند نامشروع برقرار بود، ولی رئیسی بیا؟ زنان بی‌سرپرست؟ یعنی چی اونوقت؟

حجت‌الاسلام رئیسی که در همین چند ثانیه قبل از انتخابات آیت الله شده است، طی یک اظهار نظر وحشتناک و هیجان انگیز گفت: « یکی از مشکلات ما بحث جناح بندی‌های سیاسی است…» آدم این را که می‌شنود احساس می‌کند خدای ناکرده آقای رئیسی احتمالا در همین یک هفته شور حسینی یا رضوی برش داشته و قرار است کابینه آشتی ملی تشکیل بدهد، بعد ایشان توضیح داده که « برای من هیچ تفاوتی میان اصلاح طلب خط امامی با اصولگرای خط امامی وجود ندارد.» خبرنگاران از وی سئوال کردند: اصلاح طلب خط امامی یعنی چی؟ وی گفت: « همین اصلاح طلبان خط امامی مثل احمد خاتمی و مصباح یزدی و احمد جنتی یا سردار نقدی که من توی کابینه‌ام می‌آورم.» وی توضیح داد که هیچ خط قرمزی در کابینه‌اش ندارد، جز فتنه و انحراف که خودش شامل ۸۵ درصد ملت می‌شود. یعنی من مانده‌ام چقدر می‌شود آدمی غیرجناحی باشد و ما متوجه نشده باشیم و تا حالا او را برای روی سر گذاشتن و حلوا حلوا کردن از دست داده باشیم.

رئیسی گفت: « ما در قضایای فتنه اجتماعات زیادی داشتیم و شبکه‌های معاند گفتند مردم به خاطر آب‌میوه و ساندویچ آمده‌اند، درحالی‌که در ۹دی مشخص شد که مردم حرف دارند، امروز نیز باید به اعتراض کارگران، بیکاران و مردم توجه کنید.»، یعنی من عاشق این ادبیات زیبای رئیسی هستم که ساندیس را به دو بخش ساندویچ و آبمیوه تقسیم کرد و خودش روی آن اصلاحیه گذاشت. اصلا موضوع ساندویچ در میان نبود، یک ساندیس بود که فعلا هم در اتوبوس مصرف می‌شود و اشکالی هم ندارد.

تا آنجا که اظهرمن الشمس الواعظین است، نامبرده یعنی همین آقای رئیسی مشغول صادرات بی‌رویه جملات قصار است و همینطور تتلق تتلق و شترق شترق موکب ادب در صحرای معانی می‌دواند. آخرین جملات قصار وی چنین است:

« زبان کردی را خدا آزاد کرد.»
« شعار دولت کار و کرامت، ما می توانیم است.»( بنده خدا نمی‌داند که شعار دولتش کار و کرامت است، شعار دولت احمدی نژاد ما می‌توانیم بود، همینطوری قاطی کرده.)
« در دانشگاه شریف جلوی آموزش موشکی را می‌گیرند.»
« اقتصاد دریایی ما دو درصد است، در حالی‌که برخی کشورهای اروپایی تا ۵۰ درصد از این طریق تولید ناخالص دارند.»
« نباید فساد را در مجلس و قوه قضائیه جستجو کرد، باید در دولت جستجو کرد.»
« آسیب‌های اجتماعی علت‌هایی دارد.»
« نباید نقدینگی سه برابر می‌شد، ولی حالا شده.»