آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


مناظره اول: جهانگیری و پودر قالیباف


 

 

اولین مناظره انتخاباتی برگزار شد. در این مناظره قالیباف و جهانگیری با همدیگر جدل کردند و چهار نفر دیگر نیز در حد امکان آنها را تماشا کردند. باقر قالیباف موفق شد مشکل اصلاح طلبان و اعتدال گرایان را حل کند؛ اول رئیسی را از صحنه حذف کرد و بعد خودش توسط جهانگیری در کمال خونسردی به شهادت رسید.
روش روحانی: او با دقت تمام و ادب بسیار هیچ کار خاصی نکرد. مقداری خندید، کمی کنایه زد، مقادیری پاسخ داد و اصولا به نظر می‌آمد که مشغول نظارت بر کار جهانگیری است. در این مناظره روحانی از سیاست سکوت سرشار از ناگفته‌هاست، ولی اگر نمی‌خواستی حرف بزنی برای چی در مناظره شرکت کردی، استفاده کرد. شواهد نشان می‌دهد که چیز خاصی برای نشان دادن مقاصد روحانی وجود ندارد و کلا طرف انگار منتظر بود رئیسی حرفی بزند تا جواب بدهد و رئیسی هم حرف خاصی نزد. سیمین غانم گفت: « …تو غبارا گم شد.»
روش رئیسی: رئیسی در این مناظره به نظر می‌رسید مبهوت فعالیت‌های بی‌وقفه قالیباف است و شبیه بچه‌های کمروی خانواده بود که بچه پرروی کوچکتر خانواده اصولگرایان همه سهم غذای او را خورده و هیچ چیزی به او نداده. وی خونسردی خودش را حفظ کرد و به نظر می‌رسد اگر با همین روش به کارش ادامه بدهد احتمالا کاری نخواهد داشت و می‌تواند به زودی بلیط برگشت مشهد را بگیرید و به جوار حرم امام رضا برود. برنامه بعدی: وی احتمالا امشب قبل از خواب بارها نقشه قتل قالیباف را خواهد کشید و همسرش به او خواهد گفت: « نه ابراهیم، تو رو خدا نه، بگذار برای دفعه بعد، اونو که خدا زده، تو رو خدا نکشش.»
روش قالیباف: باقر قالیباف از هفت هنر تحت امر به اضافه کلیه هنرهای رزمی برای نمودن خودش استفاده کرد. وی از مارمولک بازی احمدی نژاد می‌خواست استفاده کند، ولی فراموش کرده بود که مارمولک بازی را یک موجود سی سانتی لاغر می‌تواند انجام دهد نه یک کرگدن درشت اندام. در نتیجه همه رفتارهایش قابل پیش بینی بود. وی با اعداد مختلف هر کاری دلش خواست کرد و تا دلش خواست عدد داد و عدد داد و عدد داد. در بهار آزادی جای نامجو خالی. قالیباف سعی کرد از لحن بدجنسانه احمدی نژاد وقتی چشم‌هایش را تنگ و دهانش را باز می‌کرد و کلا همه را می‌شست و می‌گذاشت کنار استفاده کند، ولی عملا موجب شد که میرسلیم و رئیسی با چشمان گشاد به او نگاه کنند و شگفت زده بمانند که این یکی رو چی کار کنیم. باقر قالیباف به زیباترین شکلی در نقش استاد اسدی و غضنفر ظاهر شد، ولی کسی او را نچسبید. یکی از شانس‌های بزرگ جهانگیری و روحانی در مناظره این بود که در استودیوی صدا و سیما سنگ یافت نمی‌شد، وگرنه قالیباف در ادامه سخنانش احتمالا با سنگ به آنها حمله می‌کرد.
جهانگیری: اسحاق جهانگیری به عنوان یک کرمانی خونسرد و بسیار آرام، در کمال لبخند و تبسم، بدون اینکه لحظه‌ای از وقت خودش را برای رئیسی یا میرسلیم تلف کند، ابتدا با انبر دست قالیباف را گرفت، از روی زمین بلند کرد، با لباس لب حوض نشاند، محلول کف صابون و آب را روی او ریخت، با خونسردی او را شستشو داد و سپس او را به بند رخت آویزان کرد و صبر کرد تا خشک شود و سپس باقر را اتو کرد و در بایگانی راکد برای انتخابات بعدی کنار گذاشت. کار جهانگیری در این مرحله بسیار خطرناک بود، چون احتمال دارد بخاطر همین ده دقیقه‌ای که حرف زد شوخی شوخی رئیس جمهور بشود. از کلیه عناصر هیجان زده اصلاح طلب و انجمن عاشقان عارف درخواست می‌شود این دفعه جهانگیری را نادیده بگیرند، قول می‌دهد که دیگر تکرار نشود.
میرسلیم: به گزارش ماموران مخفی حلزون، مصطفی میرسلیم تا دقایقی بعد از ورود به استودیو از اینکه تلویزیون رنگی در آنجاست تعجب کرده بود و سئوال می‌کرد « خیلی وقته اینجا تلویزیون رنگی اومده؟» آگاهان زیرنویس دادند که مشارالیه از زمان رایج شدن تلویزیون رنگی در جریان مسائل نبوده است. میرسلیم در این گفتگو تمام قد ظاهر شد، البته وقتی ایستاده بود، بعد که نشست تمام قد نبود، چون نشسته بود. تقریبا تمام آگاهان متفق القول هستند که میرسلیم پس از گفتگوی امشب واقعا شایستگی خودش را برای مدیریت یک دبیرستان پسرانه نشان داد.
هاشمی طبا: نفر ششم نامزدهای انتخابات برخلاف بقیه نامزدها اصلا آمادگی حضور در انتخابات را نداشت و معلوم بود که هیچ اطلاعی از چیزی به نام انتخابات ریاست جمهوری اسلامی و مناظره و این چیزها را ندارد. اول اینکه او برخلاف همه نامزدها برنامه داشت و می‌دانست چکار می‌خواهد بکند، انگار برای انتخابات سوئد نامزد شده، دوم اینکه دعوا کردن و بد و بیراه گفتن و شعار دادن و قطع کردن حرف بقیه را بلد نبود و مثل آدم حرفش را می زد و به جای اینکه بقیه را ضایع کند، سعی می‌کرد خودش را با برنامه و لایق نشان بدهد، انگار این چیزها اهمیتی دارد. هاشمی طبا حتی از نظر ظاهری هم مناسب انتخابات نبود، فرم چهره و لباس او مرتب و منظم بود و آدم فکر می‌کرد با یک آدم حسابی روبروست نه یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری. همه اینها موجی از تاسف را در دیگران برانگیخت که امید است به زودی فراموش شود.
حاشیه‌های مناظره: پس از مناظره هر کسی طرفدار هر کسی بود نظرش این بود که او بهترین بوده و بهترین خواهد بود و این ثابت می‌کند که هیچ چیزی قابل ثابت شدن نیست. تقریبا همه کارشناسان و امت شهیدپرور طبق معمول به شوخی و طنز ماجرا را برگزار کردند جز طنزنویسان که از نبودن احمدی نژاد بسیار غمگین و رنجور بودند و می‌گفتند ما قالیباف را نمی‌خواهیم، اصلی‌اش را بیاورید.
پیش از مناظره: ابراهیم رئیسی پیش از مناظره در یک گفتگوی تلویزیونی گفت: « کدام مدیر مثل من هر شب در مسجد رودررو با مردم حرف می‌زند؟» آگاهان پاسخ دادند: « همه، مثلا همین سردار نقدی، که هر شب و صبح در مسجد رودررو حرف می‌زند.» یکی از آگاهان توضیح داد: « شما اون مردم را توی مسجد به من نیشان بده.» و هیچ کس آن مردم را در مسجد به او نیشان نداد، چون مردم جاهای دیگر بودند.