آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۲ اسفند ۱۳۹۵

کامبیز حسینی

طنزپژوهی


استندآپ کمدی | مقدمه


کامبیز حسینی مجری و کمدین و درس‌خوانده تآتر از ایران است. در نیویورک زندگی می‌کند و دو برنامه موفق تلویزیونی پارازیت و پولتیک و یک پادکست هفتگی با عنوان « در ساعت پنج عصر» ساخته است. کامبیز مثل خیلی از گیلانی‌ها در ۱۳۵۴ در رشت به دنیا آمد، ولی برخلاف خیلی از آنان در مشهد بزرگ شد. در ده سالگی به مدت سه سال در برنامه رادیویی غنچه‌های انقلاب اسلامی حضور داشت و طبیعتا مانند برخی از این غنچه‌ها در نیویورک شکوفا شد. برنامه تلویزیونی پارازیت از سال ۱۳۸۸ به مدت سه سال یکی از موفق‌ترین برنامه‌های طنز تلویزیونی فارسی زبان بود. کامبیز حسینی در فضای مجازی حضور دارد و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی‌اش پربیننده است و جز اینکه اغلب مخاطبانش در داخل ایران زندگی می‌کنند، با جامعه آمریکایی و ژورنالیزم روشنفکر آمریکایی رابطه داشته و احتمالا جز با دانلد ترامپ با اغلب چهره‌های سیاسی آمریکا گفتگو کرده است. او روزانه ۲۴ ساعت در اینستاگرام، تلگرام، فیسبوک، توئیتر فعال است و بقیه وقتش را به برنامه‌سازی می‌گذراند و هفته‌ای چند ساعتی هم می‌خوابد. کامبیز دعوت حلزون را به همکاری پذیرفت و قول داد که هر هفته یکی از استندآپ کمدین‌های مطرح آمریکایی را معرفی کند و دانش طنز را در این حوزه تازه برای مخاطبان ایرانی بالا ببرد. او از هفته گذشته برنامه جدیدی با عنوان « پارادوکس» ساخته و همچنان فعال است. حضور او را در حلزون خوش‌آمد می‌گوییم.

 

 

در سال‌های اخیر اجرای بداهه و تک نفره‌ی کمدی که در غرب به «استند آپ» معروف است میان ما فارسی زبانان باب شده است. همین چند وقت پیش برنامه تلویزیونی «خندوانه» با اجرای رامبد جوان یک جور مسابقه استند آپ بین کمدین‌ها، بازیگران و نویسنده‌های طنزنویس راه انداخت که مخاطبان بسیاری یافت. هر چند شاید زیاد در این زمینه فرهنگ‌سازی نشد و در نهایت جریان مهمی در زمینه‌ی استند آپ پس از آن پیش نیامد و آن مسابقه هم در حد مسابقه‌های استعداد یابی مثل « استیج» کانال من و تو نشد، اما گروه زیادی با پدیده‌ی استند آپ آشنا شدند.

من خودم در یوتیوب یا آپارات دیدم که یکی از همین «سلبریتی‌های اینستاگرام» داشت با یکی از این تلویزیون‌های اینترنتی داخلی مصاحبه می‌کرد و در جواب اینکه: « بزرگ شدی می‌خوای چی کاره بشی؟» گفت: « می‌خوام استند آپ کمدی بکنم!» فکر کنم حدود بیست سال داشت و بیست سالگی بهترین سن برای شروع آزمون و خطا در این رشته است. می‌خواهم بگویم که یک «چیز» فرنگی دیگر وارد فرهنگ ما شده و خوب است که فرهنگ آن « چیز» هم وارد فرهنگ ما بشود.

از همین الان بگویم که موافق صددرصد این هستم که تعداد استند آپ‌ها و استند آپ کمدین‌های ایرانی زیاد شود و اصلا هدف « نگارنده» از ردیف کردن این کلمات همین است. زیادتر شود! چه اجرا کننده‌اش چه مصرف کننده‌اش. من به خنده نیاز دارم تو به خنده نیاز داری ما به خنده نیاز داریم. این یک اصل است.
من امیدوارم استند آپ به شیوه‌ی فرنگی‌اش اهلی و محلی شود و در جای‌جای ایران زمین اجرا شود. هیچ‌وقت طنز کسی را نکشته! این اسلحه و جنگ است که آدم ها را می‌کشد.

چیزی که مسلم است این است که من استند آپ را دوست دارم. خیلی دوست دارم. زیاد می‌بینم. کرمش را در خودم احساس می‌کنم! گاهی خودم استند آپ اجرا می‌کنم. اما تا الان نتوانسته‌ام وقت قابل توجهی را به این کاری که خیلی دوست دارم اختصاص بدهم. متاسفانه البته. ولی امیدم این است که وقتی پخته‌تر شدم بتوانم روی صحنه بترکانم! فعلا مشغول ساختن برنامه رادیویی هستم و منتظرم روی روال بیفتد تا بتوانم بنشینم و برای استند‌آپ چیزهای خنده دار بنویسم.

اما حالا چرا استند آپ؟ چرا من گیر داده‌ام به این داستان؟ چرا؟ چون مرا به چالش می‌کشد. کار سختی است و بعد از خلبانی هواپیمای اف -۱۶ سخت‌ترین کار روی زمین است.

از وحشتناک‌ترین حس‌های روی زمین این است که به عنوان استندآپ کمدین بالای صحنه بروید، صدها نفر پول داده باشند که به تماشای شما بیایند، طبیعتا این صدها نفر انتظار دارند شما آنها را بخندانید، تمرکز نور صحنه روی شما باشد، یک داستان به عقیده‌ی خودتان خنده دار تعریف کنید، و هیچکس نخندد! من فکر می‌کنم بعد از جنگ و بمب و بدبختی و موشک‌باران این بدترین فاجعه بشری باشد که یک انسان می‌تواند تجربه کند. البته فکر می‌کنم که چه عرض کنم، مطمئن هستم.

من پس از مهاجرت و در آمریکا به کمدی اینجوری علاقه وافری پیدا کردم. تا قبل از آنکه مهاجرت کنم اصلا نمی‌دانستم چنین چیزی وجود دارد. کارهای ابتدایی من در ایران همه‌اش بسیار بسیار تراژیک و دردناک بود! البته همیشه وسط «ضجه‌های احساسی» شخصیت‌هایم چیزی می‌گفتم که کل جدیت قضیه به فاک برود! من همیشه طنز تلخ و سیاه و کثافت را دوست داشتم. وودی آلن و لری دیوید خدایان من هستند. چرا که یک آبزوردیسم بکت‌گونه ولی امروزی دارند. امروزی منظورم سال دو هزار به این‌ور است! من استند آپ کمدین‌های آمریکایی را به‌ویژه خیلی دوست دارم و آنها را دنبال می کنم و چند نفرشان را بیشتر از بقیه‌شان دوست دارم.

 

 

به آقای نبوی گفتم به صورت هفتگی می‌خواهم چند تا از این کمدین‌ها را در « حلزون» معرفی کنم. گفت: « طرح خوبی است. موافقم. زمان آغاز تحویل مطالب رو به من بگو!» زمان آغاز این مطالب از هفته‌ی دیگر است. این هفته مقدمه‌ی هفته‌ی دیگر است. این مجموعه که برای حلزون به صورت هفتگی منتشر می‌شود نگاهی دارد به این گونه نمایش‌های تک نفره در فرنگ. قرار است گروهی از کمدین‌های مشهور آمریکایی معرفی شوند و درباره شیوه، چگونگی ، ویژگی اجرای آنها و همچنین نوع طنزشان بنویسم.

تاریخچه استند آپ کمدی به شیوه‌ی مدرن امروزی که در آمریکا شاهدیم قدمت چندانی ندارد. تا قبل از سال۱۹۴۷واژه «استند آپ کمدی» وجود نداشت. البته همیشه دلقک‌ها، طنز پردازان، شخصیت‌های خنده‌دار، کسانی که برای دیگران هجو و هزل می‌ساختند و مونولوگ‌های خنده‌دار می‌گفتند، جوکر و سید کریم وجود داشت. اصلا شما شک نکن که مسخره بازی و مضحکه قدمتی به طول عمر بشریت دارد! همه این‌ها وجود داشت، اما سرگرم کردن دیگران، به تنهایی روی صحنه با یک میکروفون آنهم با جک‌هایی که از زندگی شخصی کمدین الهام گرفته بود، در آمریکای دهه‌ی چهل میلادی به این طرف باب شد.

کمدین‌هایی که قرار است در این سری نوشته معرفی شوند، آنهایی هستند که من با سلیقه‌ی شخصی خودم انتخاب کرده‌ام و دلیل انتخاب هم این بوده که این‌ها را بیشتر از بقیه دوست دارم. به همین سادگی! برای همین اگر در آخر کار آدم مهمی جا افتاد «لطفا کتک نزنید» چون قضیه یک جورهایی دل‌بخواهی است.

 

از وحشتناک‌ترین حس‌های روی زمین این است که به عنوان استندآپ کمدین بالای صحنه بروید، صدها نفر پول داده باشند که به تماشای شما بیایند، طبیعتا این صدها نفر انتظار دارند شما آنها را بخندانید، تمرکز نور صحنه روی شما باشد، یک داستان به عقیده‌ی خودتان خنده دار تعریف کنید، و هیچکس نخندد! من فکر می‌کنم بعد از جنگ و بمب و بدبختی و موشک‌باران این بدترین فاجعه بشری باشد

 

دیگر اینکه برای استند آپ معادل فارسی ندارم و تا زمانی که آقای داریوش آشوری چیزی پیدا نکند از همین «استند آپ» استفاده می‌کنم. حوصله هم ندارم بگردم ببینم معادلش چه می شود و تلاش به فارسی سازی کنم که آن قسمت داستان کار من نیست. شاید یکی بخواهد از آقای حداد عادل بپرسد ولی از همین الان می‌گویم که هر چه حداد عادل برای معادل فارسی استندآپ در فرهنگستان‌اش بسازد قبول نیست! قبول ندارم. اصلا با حداد عادل بد هستم. همچنین به کسانی که استند آپ کمدی اجرا می‌کنند می‌گویند «کمدین» که من هم از همین لقب کمدین برای این هنرمندان استفاده می‌کنم. معادل فارسی ندارم و معادل فارسی اگر بدهید هم استفاده نمی‌کنم. همینه که هست!

در این مجموعه زیاد نمی‌خواهم وارد جزییات تاریخی بشوم ولی تلاش بر حفظ ترتیب تاریخی برای معرفی افراد است. دیگر اینکه که «تلویزیون» در آمریکا نقش به‌سزایی در شناساندن استند آپ کمدی داشته و برای همین به چند شوی معرف کمدی تلویزیونی آمریکایی هم خواهم پرداخت و تلاش خواهم کرد تا از چند و چون این برنامه ها سر در بیاورم.

در این میان درباره‌ی تجربه‌ی شخصی خودم در خلق و تهیه برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی طنز هم خواهم گفت. اینکه چه کسی بیشتر از همه روی من تاثیرگذاشته و چرا! در نمونه‌ی فارسی‌اش که اصلا قدمت چندانی ندارد تحقیق چندانی نکرده‌ام. چون خارج از ایران زندگی می‌کنم و طبعا نمی‌دانم که الان و در حال حاضر چه کسانی کرم این کار را در ایران دارند و بر فعال ماندن پافشاری می‌کنند. در خارج از ایران اما غیر از خودم نمونه‌های بسیار کمی در این باره داریم.

هادی خرسندی سال‌هاست که نمایش تک نفره‌ی خاص خودش را اجرا می‌کند. من دیده‌ام و بسیار خنده‌دار است. خرسندی استایل خودش را دارد و پیشکسوت طنز است اما کاری که می‌کند آمیزه‌ای از نمایش تک نفره‌ی تاتری و استند آپ است. ابراهیم نبوی هم تجربیاتی در این زمینه داشته ولی هیچ‌وقت به‌طور مداوم اجرا نداشته و عشقی کار می‌کند. نبوی بیشتر نویسنده است تا کمدین. کمدین بازیگری می‌کند. علیرضا رضایی هم تجربیات محدودی داشته است. رضایی بسیار بداهه‌گوی قابلی است و چون بداهه قسمت عمده‌ای از کار استند آپ کمدین را شکل می‌دهد او می‌تواند بسیار در این زمینه موفق بشود. اما رضایی هم مثل نبوی هیچ‌وقت برنامه منظمی برای این گونه اجراها نداشته. باقی دوستان هم اگر کاری کرده‌اند بیشتر تجربی بوده و هیچوقت به سرانجامی نرسیده.

در این میان اما در جامعه‌ی ایرانی -آمریکایی کمدین‌های بسیار موفقی داریم که بسیار قابل توجه و قابل احترام هستند. «ماز جبرانی» یکی از معروف‌ترین کمدین‌های ایرانی- آمریکایی است که من هیچ‌وقت از دیدن اجرایش سیر نمی‌شوم. یکی از خنده‌دار ترین طنازانی است که می‌شناسم و بسیار موفق است. تقریبا در تمام شوهای شبانه‌ی آمریکایی اجرا داشته و البته در فهرست کسانی است که می‌خواهم بررسی کنم. برای استند آپ کمدین ها این‌که بتوانی در شوهای شبانه آمریکایی اجرا داشته باشی خودش موفقیت محسوب می‌شود.

کمدین موفق دیگر« مکس امینی» است که در میان ایرانی- آمریکایی‌ها بسیار موفق است. مکس گاهی جک فارسی هم در برنامه‌هایش می‌گوید. البته چون از منظر خودش که در آمریکا بزرگ شده می‌گوید چنگی به دل نمی‌زند ولی همین که جرات می‌کند تا مخاطب فارسی زبانش را هم راضی کند و بخنداند نشان از جدیت او در کارش دارد و من مکس را دوست دارم.

بقیه هم کمابیش موفقیت‌هایی داشته‌اند ولی این دو نفر پر طرفدارترند. نکته‌ی مهم در مورد این دو این است که بیشتر تماشاگران‌شان را ایرانی‌ها و خاورمیانه‌ای‌ها تشکیل می‌دهند؛ به همین علت جک‌هایی درباره مهاجران سفرکرده به آمریکا تم اصلی برنامه‌های‌شان را تشکیل می‌دهد.

هفته‌ی آینده با معرفی اولین کمدین آغاز می‌کنم. من بروم یک چایی بریزم و یک مقداری اخبار بخوانم ببینم دنیا چه خبر است. فعلا!