آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۵ اسفند ۱۳۹۵

ابراهیم نبوی

طنز روز


نام‌نامه سی و دوم | بوسه


 

 

بوسه: ماچ، ابراز ارادت از طریق لب. نوعی عمل مکش که توسط لب‌ها روی دست، پا، سر، لپ و جاهای دیگر صورت می‌گیرد. بوس. کیس. یک بوس کوچولو: نام یک فیلم سینمایی. یک بوس گنده: احتمالا نام تعدادی فیلم سینمایی. فرنچ کیس: نوعی بوسیدن که آدم بتدریج از طریق دهان وارد فرد دیگری می‌شود( ادامه داستان در معده طرف). از بوسه برای ابراز احترام و محبت و مهرورزی نیز استفاده شده است. گاهی اوقات بعضی افراد مساله‌دار از این اقدام جنایتکارانه برای ابراز عشق استفاده کرده‌اند که بعدا توی سرشان خورده است.

بوسه دیپلماتیک: رابطه لپ به لپ دو دشمن که دلشان می‌خوهد خرخره همدیگر را بجوند، ولی امکانات کافی نیست. بوسه رهبر عالیقدر: بوسه لب‌های یک مردک مستبد که جلوی دوربین پیشانی دختربچه‌ها و پسربچه‌ها را می‌بوسد تا بعدا سرنوشت‌شان را به گند بکشد. بوسه فیسبوکی: یک لب قرمز که از طرف آدمی که صد کیلومتر آنطرف تر نشسته ارسال می‌شود و لای سیم و امواج هوا گم می‌شود. بوسه فقاهتی: فرودآمدن مقادیری پشم و پیلی بر مقدار دیگری پشم و پیلی جهت کسب فیض( ربطی به ناصر فیض ندارد.) بوسه احمدی نژادی: « وی دستان خانم معلمش را از روی دستکش بوسید.» بوسه احمدی نژادی بعدی: « وی ننه طرف را ماچ کرد.»

بوسه وکنار: « بوسیدن و بغل کردن». بوسه دادن:« دادن امکان ماچ به دیگری بدون لگد زدن به وی پس از عمل مذکور»( بوسه‌ای زآن لب چون قند بده) در نسخه چاپ جدید نوشته شده است: ( بوسه‌ای زآن لب چون خرما بده).

بوسه زدن: نوع ادبی بوسیدن، گاهی نیز به بوسه‌ای که در هنگام زدن کرده یا داده می‌شود، گفته شده است.( از دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدم.) در نسخه چاپ شاه عبدالعظیم آمده است: « غلط می‌کردی از دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدی!) بوسه فرستادن: از طریق دست بوسه‌ای را تکثیر و به تعداد زیاد در هوا پخش کردن.( مردم ابراز احساسات می‌کردند و از دور برایش بوسه می‌فرستادند.) بوسه گرفتن: نوع ادبی ماچ کردن( از روی همچو برگ گلش بوسه می‌گرفت، نسخه قزوینی) در نسخه چاپ اطراف قزوینی آمده است( می‌خواست از روی همچو برگ گلش بوسه بگیرد، همچی با لگد خورد وسط شکمش که تا یک هفته بیمارستان بود.)

بوسی: یک دانه بوس، یک عدد ماچ، ماچی، ماچطور؟ پس ماچی؟ آستان بوسی: در خانه یا محل مقدسی را بوسه زدن به قصد ارادت یا ریا یا هر چیز دیگر. دست بوس: بوسیدن دست کسی به نشانه احترام یا فیلم درآوردن یا جلوی مردم خود را لوس کردن. پابوس: ابراز ارادت عمیق و تا مرفق یا تا دسته. روبوسی: روی کسی را به جای گاز گرفتن بوسیدن.

بوسه و سیاست: بوسه بر پا( برای جلب حمایت به مدت شش سال)، بوسه بر کف زمین جلوی پا( برای جلب حمایت به مدت هشت سال) بوسه بر دست( برای جلب حمایت به مدت چهار سال) بوسه بر زانو( ربطی به حمایت ندارد، کار نامربوطی است، بخصوص اگر زانوی طرف کثیف باشد، نسخه چاپ پکن)، معانقه( گردن بر گردن نهادن، گاهی اوقات در مورد شتر دیده شده که گردن‌ها گره خورده و در هم پیچیده‌اند، عجایب المخلوقات ابن فرض شامی)

شاعر در مورد بوسه گفته است:
دوبیتی
از پای بوس روی به دستبوس کرده‌ای
عمرا اگر ترقی معکوس کرده‌ای!
یک دست را ببوسی و ده تا لگد زنی
آنان معلم اند که محبوس کرده‌ای