آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


ابراهیم نبوی

طنز روز


نام‌نامه دوازدهم | مهدی چمران


 

مهدی چمران: داداش مصطفی چمران. من و داداش اینا. برادرش مصطفی چمران به مدت یک سال در جنگ حضور داشت و شهید شد و نامش در ذهن مردم ثبت شد، خودش سی‌وهفت سال است که خاطره داداش را تعریف می‌کند و به اعتبار اسم و برادری آن یکی چمران در فضای سیاسی ایران حضور دارد.( نمونه‌های مشابه: احمد خاتمی به جای سیدمحمد، محمدرضا باهنر به جای محمدجواد، سعید زیباکلام به جای صادق زیباکلام.) پدرش جوراب بافی می‌کرد و وی در سال ۱۳۲۰ در تهران به‌دنیا آمد، به محض اینکه صدای جیغ‌اش درآمد متفقین وارد ایران شدند. پس از به‌دنیا آمدن در تهران تصمیم گرفت انتقامش را بگیرد و بلایی به سر تهران بیاورد که آن‌سرش ناپیدا و الآن پانزده سال است که تمام تلاش‌اش را در شورای شهر تهران می‌کند ولی چون افراد دیگری هم جز او در شورای شهر هستند، به تنهایی موفق نشده است تهران را نابود کند. عضو کمیته استقبال از امام خمینی در هزار وسیصد و عهد بوق. زمانی که مصطفی چمران فرمانده ستاد جنگ‌های نامنظم بود، دنبالش رفت تا کاری پیدا کند، او هم گفت بیا بشین روی سر من، وی معاون آن ستاد شد، گفته می‌شود که برادرش از دست او در رفت و در جبهه به شهادت رسید و مهدی از آن پس توانست شغل مناسبی پیدا کند. مدتی رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در آن دوره توانست فرق هنرهای زیبا را به دسته بیل متوجه شود. محمود احمدی‌نژاد به او پیشنهاد کرده بود که معاون رئیس جمهور شود، او گفته بود: من اصلا در حد معاونت رئیس جمهور نیستم، بعد که یادش آمده بود احمدی‌نژاد رئیس جمهور است، حرفش را پس گرفته بود، ولی خوشبختانه معاون نشد. وی در تنها چیزی که پس از انقلاب پیشرفت کرده است میزان ریش‌اش است. مهدی چمران در سال ۱۳۹۲ داوطلب انتخابات ریاست جمهوری شد، ولی پس از اینکه متوجه شد قضیه جدی است، انصراف داد. مهدی چمران به مدت ده سال رئیس حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس بود و کلیه آثار آن را از بین برد. رئیس دوره دوم و سوم شورای اسلامی شهر تهران بود و هست. چمران از به خاک‌سپاری مرحوم احسان نراقی در قطعه نام‌آوران جلوگیری کرد، چون معتقد بود حتی جسد یک روشنفکر هم نباید در تهران احساس راحتی کند. مهم‌ترین کار چمران در شورای شهر شرکت در جلسات نام‌گذاری خیابان‌های شهر تهران بوده است، از جمله نام‌گذاری ۳۸ بن‌بست به نام آزادی. مهدی چمران قرار بود در همان هواپیمایی باشد که نامجو و فلاحی و فکوری توی آن بودند و شهید شدند، اما خداوند چون نمی‌خواست شهر تهران سالها روی آبادی و بهتر شدن را ببیند، کاری کرد که او در آن اتفاق به هواپیما نرسد. جملات قصار: « تقوای الهی مانع تسویه‌حساب‌ها در آستانه انتخابات می‌شود.»( نمونه: دستگیری پنج هزار نفر پس از انتخابات خرداد ۱۳۸۸). « بخاطر حرف‌هایی که در مورد جدایی شهرری از تهران زده شد، از شدت ناراحتی راهی بیمارستان شدم و هنوز از عوارض آن درد می‌کشم.»، « بنده از آن آدم‌هایی نیستم که یهو احساس تکلیف کنم.»( احساس تکلیف کردن او دو ساعت طول می‌کشد.)، « من بعضی اوقات به مسابقات کشتی و فوتبال فکر می‌کنم.»، « بحث فرهنگی بحث بسیار عمیقی است.». تخصص‌ها: « انتخاب کت و شلوار برای دیگران»( برای خودش چهل سال قبل یک دست کت و شلوار انتخاب کرده و همان را چهل سال است که می‌پوشد»، « مصاحبه در مورد نرخ تاکسی»»( از پنجاه بار مصاحبه مطبوعاتی چهل بارش بخاطر نرخ تاکسی بوده است.)، « تعریف کردن خاطره جاماندن از هواپیمای نظامی که سقوط کرد.»( وی تا به حال ۷۲۴ بار آن ماجرا ‌را تعریف کرده است.) « یافتن نام‌های جالب و نو بریا خیابان‌ها و میادین تهران»( نصف خیابان‌های تهران به اسم امام خمینی است.)