آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۳ بهمن ۱۳۹۵

علیرضا رضائی

طنز روز


امکانات که نه، نیروهای فداکار داریم!


 

از زمان ریزعلی خواجوی یکی افتخارات ما این است که آدم‌های فداکاری داریم. این سلسله افتخارات ما تمام شدنی نیست. ما می‌توانیم تا هزار سال دیگر با افتخار برای دیگران تعریف کنیم که درست است که امکانات کنترل خطوط ریلی نداریم و قطارهای‌مان با هم تصادف می‌کنند، ولی در همان صحنه آدم‌های فداکاری داریم که تنبان خودشان را آتش می‌زنند که به لوکوموتیوران بگویند داداچ! داری می‌زنی.
ما کلی از این افتخارات داریم. ما خلبان فداکاری داریم که می‌تواند هواپیما را بدون چرخ جلو در حالت تک چرخ فرود بیاورد. اصلاً این افتخار ملی ماست که هواپیمائی داریم که چرخش باز نمی‌شود ولی خلبانی داریم که همان هواپیما را روی زمین می‌نشاند.
در جنگ، ما تقریباً هر روز از این افتخارات داشتیم. اصلاً نصف کشته شده‌های ما در جنگ به‌خاطر همین است که ما هیچ تجهیزاتی نداشتیم ولی آدم فداکار زیاد داشتیم. شما حساب کن؛ ما افتخار این‌را داریم که چون دستگاه مین‌یاب نداریم یک عده آدم فداکار روی مین می‌رفتند که راه باز بشود.
در همان جنگ، ما در برابر نبود تجهیزات ضد تانک حسین فهمیده را داشتیم که با فداکاری خودش را زیر تانک انداخت. ما تا ابد به اینها افتخار می‌کنیم که حتی برای انجام عادی‌ترین کارها، سال‌هاست که نه امکانات داریم نه تجهیزات لازم ولی عوضش آدم‌های فداکاری داریم که قادرند تا صبح انگشت‌شان را توی سوراخ سد نگه بدارند. آخرش هم سوراخ سد که گرفته نمی‌شود، فرد تلف می‌شود، سد فرو می‌ریزد، همانجا یک سد دیگر می‌سازیم و آن‌را به‌نام آن شخص فداکار نامگذاری می‌کنیم.
ما خانواده‌های فداکاری داریم که فقط یک‌نفرشان کار می‌کند ولی با فداکاری خرج ده نفر بقیه را می‌دهد. چه لزومی هست برای الباقی خانواده که کار ندارند فکر کار باشیم؟ گرسنه که نمی‌مانند.
در ساختمان پلاسکو ما ابتدائی‌ترین تجهیزات اطفاء حریق هم نداشتیم، خود سازمان آتش‌ نشانی بدیهی‌ترین امکانات یک سازمان با این نام را ندارد، ولی عوضش آنش‌نشانان فداکاری داشتیم که زیر آوار ماندند و ما قادریم تا سیصد سال دیگر مفتی به آنها افتخار کنیم.
نه اینکه کار آنها افتخار نداشته باشد، ولی اگر آن آتش‌نشان تمام ادوات و تجهیزات مقابله با چنین بحرانی را داشت و باز هم جواب نداد، اگر به‌جای فدا کردن جان مردم، همان‌ها را تجهیز می‌کردیم، آن‌موقع لااقل تا ته جان آدم نمی‌سوخت از اینکه افرادی به‌صرف شغل‌شان اینطور یکی یکی از بین بروند.
بزرگترین بدبختی اینست که دولت ما و حاکمیت ما اصلاً روی فداکاری این آدم‌ها حساب باز کرده. از ابتدای فاجعه‌ی پلاسکو دویست دستور رسیدگی فوری صادر شده. رسیدگی به چی؟ با چه وسیله‌ای به چه چیزی رسیدگی بشود؟ ما یک نردبان مرتفع ساده نداریم به آتش‌نشان بدهیم ولی از روز استخدام، روی جانش حساب باز کرده‌ایم. ما مطمئنیم که اگر دست آتش‌‍نشان به آتش نرسد، خودش را فدا می‌کند که ذره‌ای از آتش خاموش بشود. وقتی اینطوری است اصلاً نیازی به تجهیز کردن آتش‌نشانی هست؟
رهبر ما، رئیس جمهور ما، مجلس ما، امام جمعه‌های ما، همه، همه هر روز با صراحت دارند این‌را صاف صاف جلوی دوربین‌ها می‌گویند که اگر ما تحریم بشویم، اگر جنگ بشود، اگر خشکسالی بشود، اگر سیل بیاید، اگر قحطی بشود، اگر زلزله همه‌جا را از بین ببرد، عوضش ما مردم فداکاری داریم که در سخت‌ترین شرایط دوام می‌آورند و تحمل می‌کنند. ما ملت فداکاری داریم که حاضرند خودشان را فدای حکومت بکنند.
بخواهی یا که نه، فداکاری از بدو تولد توی پاچه‌ی هر ایرانی فرو رفته. بهتر است که بخواهی تا لااقل ازش لذت ببری…