آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


ابراهیم نبوی

ستون پنجم


استاد مصباح! دقیقا کجایی؟


 

 

آقای مصباح یزدی عزیز!
من ابراهیم نبوی طنزنویس هستم. شما مرا نمی‌شناید، البته شاید هم بشناسید، شاید هم من شما را نمی‌شناسم. نه اینکه نمی‌دانم شما آقای تقی مصباح یزدی هستید، همان‌که علامه طباطبایی می‌گفت« مصباح یزدی مثل انجیر است، همه چیزش خوردنی است و دور ریختنی ندارد.» یعنی شما مثل انجیر هستید و همه چیزتان خوردنی است و هیچ چیزتان را نباید دور ریخت و من اصولا از این صمیمیتی که بین روحانیون وجود دارد و همه چیز همدیگر را می‌خواهند بخورند، خیلی خوشم می‌آید.
برخلاف این عوامل ضدانقلاب که فقط می‌خواهند حلوای همدیگر را بخورند، ولی شما روحانیون جیگر اینقدر مامانی هستید که همینجوری همه چیز همدیگر را… البته موضوع به روحانیون فقط مربوط نمی‌شود، حتی این آقای احمدی‌نژاد هم گیرسه پیچ به هلوی دولت خودش آقای باقری لنکرانی داده بود و همه‌اش می‌گفت آدم دلش می‌خواهد او را بخورد.
البته خیلی هم عجیب نیست، آدم یاد دختر شاه شهید ناصرالدین‌شاه می‌افتد که با یک من سبیل عکس گرفته بود و اگر سعید امامی قبل از ایشان رفته بود حمام، هم افتخارالسلطنه خوشگل می‌شد هم سعید امامی الآن زنده بود. یعنی منظورم این است که آدم وقتی این همه خواهر سبیل اندر سبیل ببیند، فرق مرد و زن را نمی‌فهمد و به جای اینکه طرف را بخورد، یکهو فرقش می‌رود توی چشم آدم.
منظورم این است که من شما را می‌شناسم، یعنی تا امروز فکر می‌کردم می‌شناسم، تا این حد که می‌دانم که شما وقتی چند سال قبل حال‌تان خراب بود و بقول بروبکس افتاده بودید توی میکسر و کسی هم نبود از برق بیرون بکشد و بدجور همه چیز قاطی شده بود، وقتی مشرف شدید لندن برای رجوع به دکتر روانکاو، دکتر به شما گفته بود تقی! تو خیلی هایپر هستی، یا باید هر شب شراب بخوری، یا باید زن جوان بگیری( منظور نوع دیگری از همان هلو و انجیر است.) یا باید هر روز شنا کنی تا تخلیه بشوی و راوی گفته بود که شما به دکتر گفتید: هی! جک! من نه اون غلط رو می‌کنم که دختر هجده ساله بگیرم، نه اون گه یعنی شراب را می‌خورم، ولی هر روز می‌رم شنا.
من وقتی این را شنیدم، واقعا آفرین گفتم به آن دکتر که شما را نیم ساعت تحمل کرده بود. حالا هم شنیدم که هر روز شنا می‌کنید که از حالت راست افراطی کلاسیک کمی حال‌تان بهتر شود. با این حال می‌بینم که در هر سخنرانی‌تان مثل تیمورخان سی تا را سر می‌برید و چهل تا چشم در می‌آورید، به خودم می‌گویم، کاش هلویی، انجیری دم دست بود و استاد از این موضع راست افراطی به یک حالت بهوت افسرده هبوط می‌کرد که مردم این همه تاوانش را نمی‌دادند.
یعنی منظورم این است که فکر می‌کردم شما را می‌شناسم، البته فکر می‌کردم می‌شناسم، وگرنه با این نظری که امروز از شما خواندم، یا حدس می‌زنم تا حالا شما را نمی‌شناختم، یا احتمال می‌دهم از این پس شما را نخواهم شناخت.
زیادی حاشیه نروم، شما همین چند روز قبل فرمودید: « هیچ روایتی نداریم که بگوید اطاعت از کسی که با رای اکثریت مردم سرکار آمده واجب است.» آخر تقی جان! انجیر جان! این چه حرفی است که شما می‌زنی؟ اصلا این حرف را برای کی می‌زنی؟ اصلا شما دو تا آدم به من نشان بده که واجب‌شان را انجام بدهند و از حرام‌شان دوری کنند؟ باور کن حسرت به دل ما ماند که یک مسلمان ببینیم که واقعا به یک چیزی، حالا روحانیت و مراجع که هیچ، به یک چوب خشک اعتقاد داشته باشد. البته اعتقاد به نذری و اسفند دود کردن و آب پشت سر مسافر ریختن منظورم نیست.
من نمی‌فهمم این حرف‌ها را برای کی می‌زنی؟ اگر برای مردم دنیا می‌زنی که آنها یک مشت کافر بی‌دین هستند که اصلا کاری به واجب و حرام ندارند. خیلی‌هاشان هم فکر می‌کنند رای اکثریت واجب و لازم است. اگر برای مسلمانان دنیا حرف می‌زنی که در عربستان و افغانستان و پاکستان و مراکش و لیبی و عراق و سوریه زندگی می‌کنند، آنها هم که مهم‌ترین واجب برایشان در حال حاضر ریختن خون شیعیان است. همین ماه گذشته هم حضرتعالی فرمودید که شیعه و سنی نباید اختلاف‌شان را فراموش کنند، اگر بنا بود تا قبل از این فرمایش کسی مشکلاتش را با شیعه فراموش کند، فعلا همه‌شان در حالت استندبای و واکنش سریع به‌سر می‌برند.
از اینها گذشته، اگر خدای ناکرده برای مردم ایران این حرف‌ها را می‌زنید که آن‌وقت من مطمئنم که اصلا شما را نمی‌شناسم. شما که همین یک ماه قبل می‌گفتید در میان حکومت هم کسی به ولایت معتقد نیست. وقتی در میان حکومت کسی به ولایت معتقد نیست، وای به حال مردمی که کلا خیلی وقت است بی‌خیال خدا و پیغمبر و دین و ایمان شدند. وقتی در میان حکومت کسی به ولایت معتقد نیست، آن هم ولایتی که نان مردم به آن بستگی دارد، چطوری به بقیه چیزها می‌تواند معتقد باشد؟ مگر خودتان نمی‌گویید اگر کسی به ولایت اعتقاد نداشته باشد نمازش هم مورد قبول نیست؟
اما حالا به اینها کار نداریم. من فقط الآن ده ساعت است دارم به این « روایت» شما فکر می‌کنم و کشته مرده این روایت هستم. استاد من! عزیز من! انجیر سابق! هلوی اسبق! روایت کجا بود؟ کدام روایت؟ می‌خواهی من همینطوری بحارالانوار را فال بگیرم و برای شما چند تا روایت عرض می کنم ماه! مامان! هلو!
از همین امام جعفر صادق روایت است که « يك درهم ربا نزد خداوند سنگين‌تر است از هفتاد بار زنا كردن با محارم در خانه خدا.» البته من مطمئنم کسی که این روایت را خوانده باشد و اگر قوانین بانکی کشور را بداند، حتما غسل شهادت می‌کند و بمب و نارنجک و تق بوم، صاف وسط بانک‌های کشور و از آنجا وسط خانه خدا برای زنا.
ولی استاد من! معمار حکومت اسلامی! انجیر جان! شما مگر نمی‌دانی کل سیستم مملکت الآن براساس ربا می‌گردد و اگر رهبر مملکت همین الآن شخصا بگوید که فلان افرادی که بخاطر بدهی‌هایی که نوددرصدش به دلیل رباست، زندانی هستند، آزاد کنید، مقامات قضایی همه اظهارات رهبری را دایورت می‌کنند به وردست ناموس‌شان؟
مگر همین الآن نود درصد مراجع تقلید و روحانیون و قوه قضائیه با پول بهره و ربا زندگی‌شان را نمی‌گذرانند؟ همین شما مگر با همان پول هفتاد بار زنا در خانه خدا، صد بار به سفر آمریکای لاتین نرفتید؟ اصلا کل سیستم بانکی مملکت همین است. حالا وقتی شما که فامیل نزدیک خدا هستید و همدیگر با اسم کوچک صدا می‌کنید عین خیال‌تان نیست ربا حرام است، ملت بی‌دین که کلا زیر همه چیز زدند هم اصلا کاری ندارند که روایت در مورد اکثریت واجب است یا حرام.
آقای مصباح!
هی آدم می‌گوید بی خیالی طی کند و اصلا کاری نداشته باشد که روایت چی بود و از کجا آمد؛ ولی ببین! خودت شروع کردی، هی حرف هلو و انجیر را آوردی، حالا دیگر هر چه توی فیلم بود، همان را باید بکنی.
مگر شما نخواندی که در روایت است که « اگر کسی ببیند بر زنی یهودی ظلم شده، و از پایش خلخال کشیده‌اند، و از این غصه بمیرد حق دارد.» این روایت را شنیدی؟ می‌دانی یعنی چه؟ می‌دانی چند مرد فقط بخاطر اینکه زن‌شان، عشق‌شان، عزیزشان( برای همه مردم زن منزل‌شان نیست)، جلوی چشم‌شان به وسیله چهار تا اراذل و اوباش که -هلو و انجیر شما را می‌خورند- مورد توهین قرار گرفتند، خشمگین شدند و اعتراض کردند، و در نتیجه کتک خوردند یا بازداشت شدند؟
اسم آرش صادقی را شنیدی؟ برو عکس‌اش را ببین، همین جوری بدون اعتصاب غذا هم بیست کیلو کمبود وزن دارد، این آدم فقط بخاطر اینکه زنش را به ظلم زندانی کردند، تا پای مرگ اعتصاب غذا کرد و اگر ملت به دادش نرسیده بودند، الآن تبدیل به جسد شده بود. تازه خلخال هم در کار نبود، زن خودش هم بود. زن غریبه نبود، زن یهودی هم نبود و شیعه اثنی عشری بود. حالا بگو ببینم! این روایت را شنیدی؟ یا فقط روایات مربوط به رهبری و اکثریت و رئیس‌جمهور را بلدی بخوانی و بقیه قسمت‌های خدا و پیغمبر را ایگنور کردی و دیلیت کردی از حافظه‌ات و دایورت کردی به وردست ناموس‌ات؟
آقای مصباح!
چهل سال قبل ملت نفس‌شان بند می آمد وقتی کسی حرف از حدیث و روایت می‌زد، عاشورا و تاسوعا اگر نماز و روزه هم نمی‌خواندند و نمی‌گرفتند، به مرام امام حسین فکر می‌کردند، اسم مرجع تقلید می‌آمد کفش شان جلوشان جفت می‌شد، الآن دقت کردی هیچ کس عین خیالش نیست که “حکم” و ” استفتا” و ” روایت” چیست و قدرت دو تا نوحه خوان چلغوز اسگل‌اللهی از کل مراجع بیشتر است؟ آن هم بخاطر اینکه ریتم رپ دارند و فرم پاپ می‌خوانند و شعرشان را از مهستی و مرضیه کپی پیست می‌کنند به صحرای کربلا.
در روایت است که اگر کسی نهی از منکر بکند و بداند فایده ندارد، کارش خطاست. سی سال است هی توی بوق کردید حجاب را و دارید به زنان حجاب یاد می‌دهید، هر سال هم پنج سانت حجاب ملت آب می‌رود. در روایت است که اگر کسی شراب بخورد، حرام است، سالی دویست میلیون لیتر الحمدالله والمنه مصرف شراب ام‌القرای اسلام است، در روایت است که پیغمبر طلاق را دوست نداشت. الآن به یمن وجود جمهوری اسلامی ایران طلاق در ایران از همه کشورهای دیگر اسلامی بیشتر است. در روایت است که اگر فحشا در جامعه‌ای رایج شود، خیلی چیز بدی است.
استاد! ببین، الآن منم و خودت! ما هستیم و شما، دو تایی؛ هیچ کس دیگری هم نیست. شما خودت بگو علت افزایش فحشا و کاهش سن روسپیگری و روسپی شدن زنان همسردار چه چیزی جز جمهوری اسلامی و روحانیت و بخصوص تفکر شماست؟ این پدیده نه در حکومت قبل از جمهوری اسلامی بوده و نه در کشورهای دیگر اطراف ایران و کشورهای اسلامی وجود دارد. غیر از این است که شما هلو و انجیرها در این مملکت قدرت را در دست دارید، چه دلیل دیگری برای اشاعه روسپیگری وجود دارد؟
ببین! استاد! آن کتاب روایتی که داری می خوانی بیست فصل دارد، برای چی همین یک فصل را می‌خوانی. چنان بلایی بر سر ایمان مردم آورید که حتی اگر ثابت کنید که اسلام عین دیکتاتوری است، همه مردم می‌شوند طرفدار دموکراسی و اگر ثابت کنید که محمد اسم مستعار گاندی بوده و حضرت علی اصلا اسمش ماندلا بوده و توی خانه علی صدایش می‌کردند، فردا ملت همه‌شان رو به پیونگ یانگ نماز می‌خوانند و به استالین و هیتلر اقتدا می‌کنند.