آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۳۰ آذر ۱۳۹۵

نورالدین زرین‌کلک

رادیو و تلویزیون


گزارشی از یک انیمیشن | امیر حمزه دلدار و گور دلگیر


 

فیلم امیرحمزه دلدار و گوردلگیر، هفتمین انیمیشن نورالدین زرین‌ کلک است. فیلمی قابل توجه با سرگذشتی دشوار. فیلم از سال ۱۳۵۲ آغاز شد و در سال ۱۳۵۴ به پایان رسید. این فیلم به دلایل مختلف با جوانمرگی مواجه شد. زمانی فیلم ساخته شد که انقلاب داشت اتفاق می افتاد. مثل فیلم « سیندرلا» یا «اوکی مستر» پرویز کیمیاوی که درست زمانی ساخته شد که انقلاب به نتیجه رسیده بود، فیلم اصلا دیده نشد. شاید فقط کارشناسان و کسانی که کار زرین کلک را دنبال می‌کردند، فیلم را دیدند. شاید اگر این اتفاق نیافتاده بود، امیرحمزه ممکن بود آغازی بر نوعی سینمای انیمیشن ایرانی باشد. با این همه فیلم و تکنیک ساخت آن مورد توجه افراد زیادی قرار گرفت و توسط برخی از آنها تقلید و کپی‌برداری شد. کپی‌برداری های خوب یا بد. از یک سو این کپی‌برداری نشان می‌داد که فیلم مورد اقبال عمومی است، اما از طرف دیگر، کپی‌های ناشیانه و بد، تکنیک‌ها و شیوه‌های کار را خراب می‌کرد و از ارزش آن می‌کاست. زرین کلک می گوید: « نظیر کار خودم رابارها وبارها دیدم ، از یک طرف این نشانه استقبالی است که از کار آدم می‌کنند، از طرف دیگر کار را از سکه می‌اندازند.» اما آنچه مشخص بود این که این یک راه بود که می‌توانست توسط هنرمندان انیمیشن دنبال شود. او قدم اول را برداشته بود.
زرین کلک اصلا امیدوار نبود که فیلم با اقبال تماشاچی مواجه شود. به همین دلیل در یکی از نخستین نمایش‌های فیلم از اینکه دارد یک کار آزمایشی را به مخاطب نشان می‌دهد، از تماشاچیان عذرخواهی کرده بود. « تا این حد به فیلم بدبین بودم.» اما برخلاف خودش که فیلم را تهی از هر حسنی می دید، اغلب مردم عادی که فیلمهای او را دیده بودند، از امیرحمزه بیشتر از بقیه فیلمها خوش‌شان آمده بود. در واقع او زمانی به این نتیجه رسید که تست فیلم امیرحمزه جواب داده و او باید آن را ادامه دهد، که ده پانزده سال از تولید فیلمش می‌گذشت. می گوید: « من باید همان موقع این کار را ادامه می‌دادم.» فقط کافی بود در یک سالن همین فیلم نشان داده بشود و او وقتی پاسخ خودش را از تشویق تماشاگران گرفت، بفهمد که تست نتیجه مثبت داده است. زرین کلک می‌گوید: « آدم پیش از اینکه یک اثر هنری دربیاید نمی‌داند و نمی‌تواند درباره‌‌اش قضاوت کند.» وقتی امیرحمزه را مدتی بعد از ساخت، در اولین نمایش خارج از ایران، در مدرسه‌ای که درس خوانده بود و برای رائول سروه در بلژیک نشان داد، از او بخاطر نمایش دادن فیلم عذرخواهی کرد. بعد از اینکه فیلم را نشان داد، دانشجویان و استادان تشویقش کردند، اما او آن را به حساب تعارفات رایج گذاشت.
نمایش بعدی فیلم در آمریکا بود. در یکی از سفرهای کوتاهش در سال ۱۹۸۶ وقتی از شرق آمریکا و مدارس و دانشگاه‌های آن دیدار می‌کرد، فیلم‌هایش را نشان دادند. امیرحمزه بیشترین استقبال و توجه را جلب کرد. در حالی که اصلا انتظارش را نداشت و فکر می‌کرد سایر فیلمهایش موفق‌تر باشند. توجه کرد و دید که امیرحمزه بیش از همه توجه مخاطبان را جلب کرد. تازه چشمهایش باز شده بود و قدر تکنیک ایرانی و چاپ سنگی را که در این فیلم از آن استفاده کرده بود، می دانست. « نه اینکه چاپ سنگی را نمی‌‌شناختم، هم می‌شناختم و هم خیلی دوست داشتم، اما هیچ وقت به کاربردی که می‌تواند در انیمیشن داشته باشد فکرنکرده بودم.»
با زرین کلک در جریان نوشتن کتاب « کلک خیال انگیز» گفتگو کردم و در مورد فیلم امیرحمزه نیز به تفصیل حرف زدیم، زرین کلک گفته است: « وقتی فیلم” امیر حمزه دلدار و گور دلگیر” را ساختم، به این فکر بودم که گام اول را برای یک کار ملی بکنم. اگرچه قطعا این فقط یک تست بود. وقتی کار را شروع کردم بعد از اینکه مرحله پیش تولید، مثل فیلمنامه، استوری بود و لی اوت گذشت، کار بخاطر نداشتن دستیار و نیروی کار انیمیشن متوقف شد. همین اتفاق زمانی را از من گرفت که مرا به‌شدت خسته کرد. وسط این فیلم دو تا دو سال و نیم درگیر آموزش دادن و تاسیس دانشکده انیمیشن بودم و یک فاصله طولانی در کار تولید فیلم افتاد. وقتی برگشته بودم فیلم را بسازم واقعا مثل آدمی بودم که قرار است جنازه ای را حمل کند. خیلی کار سختی بود. وقتی کار هنری که انرژی مصرف می‌کند، تمام نمی‌شود آدم را اذیت می‌کند. وقتی نصفه می‌ماند، چون گیاهی زنده است که ترشیده می‌شود و کپک می‌زند. این بود که وقتی من برگشتم برای ساختنش، خیلی با دلخوری و فشار وجدانی کار می‌کردم تا فیلم تمام بشود. وقتی تمام شد خودم خیلی نسبت به آن ناامید بودم، اما تازه وقتی روی پرده رفت قدر کار را دانستم. در حقیقت ناخودآگاه من کار کرده بود. خودآگاهم نمی‌فهمید. این اتفاق عجیب و غریبی بود. من اولین تشویق‌هایم را در مورد امیرحمزه از آمریکایی ها شنیدم.»
در همان سفر قرار بود یک تهیه کننده نیویورکی فیلم‌هایش را ببیند. رفته بود به خانه او و در یک حلقه فیلم شانزده میلیمتری همه فیلم‌هایش را گذاشته بود که به او نشان داد. آن تهیه کننده همه فیلم‌هایش را دید. تنها فیلمی که به آن عکس العمل نشان داد، امیر حمزه بود. گفته بود: « چه فیلم خوبیست، چه تکنیک خوبیست، این فیلم چقدر ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم بلند را دارد.» زرین کلک تازه در آنجا بود که حرفهای افرادی که از فیلم خوششان آمده بود پذیرفت. ولی دیر بود، ده سال از ساخت امیرحمزه می‌گذشت. هم ده سال از ساخت امیرحمزه می‌گذشت و هم هشت سال از انقلاب، و هر دو مشکل با جدیت وجود داشت.

 

زرین کلک می‌گوید: « وقتی می‌خواستم امیر حمزه را بسازم گفتم می‌خواهم یک تست بزنم با عناصر ایرانی و مشخصات تصویرسازی کتابهای چاپ سنگی. تا آخرش هم به عنوان تست به آن کار نگاه می کردم و نه بیشتر. به همین دلیل اگر به بسیاری از جاهای فیلم با چشم فیلم‌شناسی نگاه کنیم، می‌بینیم خیلی جاهای فیلم ضعیف است، اما چون تست بود، من هیچ نگرانی نداشتم. گذاشتم برود جلو و هر جوری می‌شود بشود، فقط می‌خواستم ببینم این تست جواب می‌دهد یا نه. حالا چرا می گویم تست؟ به چند دلیل. اول این که من اصرار داشتم حالت کتابی و چاپ سنگی کار حفظ شود. یعنی به حرکت درآمدن تصویر و انیمیشن شدن باعث از دست رفتن آن حس نشود. دلم می‌خواست وقتی آدم این فیلم را می‌بیند، فکر کند دارد به یک کتاب چاپ سنگی نگاه می‌کند که آدم‌هایش در حال حرکت هستند. راه می‌روند، ولی کتاب توی ذهن آدم باشد. این برای من نکته خیلی مهمی بود، به همین دلیل پرسوناژهای این فیلم اگر توجه کنید، نه می‌خندند، نه گریه می‌کنند، نه عصبانی می‌شوند و نه خوشحال می‌شوند و نه خسته. هیچ نوع احساس از خودشان نشان نمی‌دهند. هیچ حسی در چهره و اندام شخصیت‌های این انیمیشن وجود ندارد، واقعا مثل اینکه جان ندارند. البته تماشاچی می‌تواند بخندد، ولی خود آدمهای انیمیشن نمی‌‌خندند، یا گریه نمی‌کنند. شاید بیننده فکر کند چرا چنین قصدی داشتم؟ چون در کتابهای چاپ سنگی ما اصلا حالت وجود ندارد. در یک نمای فیلم عاشق و معشوق همدیگر را بغل کردند و دارند می‌بوسند، ولی هیچ حس خاصی در آنها نیست. افراد با همدیگر رابطه‌ی زنده ندارند. برای من بیننده هم باید همین « بی حس» بودن ایجاد شود، یعنی با شخصیت ها نمی‌آ‌میزم.»
چرا چنین ویژگی در فیلم امیرحمزه وجود دارد؟ زرین کلک می گوید: « حس و حرکت در انیمیشن مبالغه شده است، حس‌هایی‌است که در نمایش آن اغراق صورت گرفته است. فرض کنید یک هنرپیشه فیلم زنده حداکثر کوشش خودش را می‌کند که مثل انسان واقعی رفتار کند تا فیلم طبیعی بشود، اما اغراق در انیمیشن یک اصل است، مثلا وقتی حرکتی نمایش داده می‌شود حتی موج حرکت هم نشان داده می‌شود، هوا هم تکان می‌خورد، صدای حرکت هم نوشته می‌شود: غٰژژژژژژ، دنباله حرکت هم در تصویر می‌آید، صدایی که روی آن می‌گذارند حس را تشدید می‌کند. من در امیرحمزه از هیچ‌کدام از این عوامل استفاده نکردم. من داشتم خودم را تست می‌کردم. می‌خواستم ببینم آیا من معماری هستم که بتوانم با این مصالح ایرانی بنایی بسازم که برای مردم قابل دیدن و درک باشد یا نه؟ این تست برای خود من تست مهمی بود. برای این که پاسخی داد که عقیده مرا عوض کرد و امروز من معتقدم که اگر روزی انیمیشن ملی بخواهیم داشته باشیم، راه و روش آن همین است. یعنی ما باید از همین دروازه وارد بشویم. اگر من این شانس را داشتم که آن سالها که به من پیشنهادش هم شد که فیلم بلند انیمیشن بسازم، از همین شیوه استفاده می‌کردم. این کار باعث می‌شد که افراد بعد از من هم از همین راه وارد بشوند. نه اینکه لزوما از کار من تقلید کنند، بلکه بدانند در ورودی این باغ از کجاست. منتهی کارهای بهتر و کامل‌تر بکنند.»

 

فیلم امیرحمزه درست همزمان با آخرین رویدادهای فرهنگی پیش از انقلاب آماده نمایش شد، زرین کلک می گوید: « بعد از اینکه فیلم « امیرحمزه» را ساختم، در اولین و آخرین شب نمایش آن در فستیوال سال ۱۳۵۶، یعنی در آخرین فستیوال کودکان و نوجوانان پیش از انقلاب، فیلم از توی لابراتوار داغ داغ آمد بیرون و رفت توی آپارات سینما و روی پرده نمایش داده شد. من اولین بار که روی پرده این فیلم را دیدم هیچ حسی نداشتم. مثل کسی بودم که رفته به خواستگاری، ولی هنوز نمی‌داند عروس را دوست دارد یا نه. فردا صبح ازدفتر مدیرعامل کانون به من تلفنی شد و خبر دادند که از دفتر وزیر کشاورزی وقت منصور روحانی تماس گرفتند و از تو خواستند با او تماس بگیری. من تلفن زدم. گفت من دیشب فیلم شما را در فستیوال نگاه کردم و می‌خواهم شما را ببینم. گفتم خیلی خب. کجا؟ آدرس داد. گفت بیایید خانه من. راننده من می‌آید دنبال شما و شما را به خانه می‌آورد، با هم ناهار می‌خوریم. من رفتم. سر میز ناهار به من گفت: « دوست داری با همین کاراکترها و همین تکنیک یک فیلم بلند سینمایی بسازی؟» گفتم: « البته که دوست دارم بسازم، ولی چقدر وقت داریم برای این کار؟» گفت: « همه اینها در اختیار خودت. شما برو شروع کن به فکر کردن برای ساختن یک فیلم بلند انیمیشن، ضمنا به من برآورد هزینه بده. من چک‌اش را برایت بنویسم و برو شروع کن.» گفتم: « اجازه بدهید در موردش فکر کنم.» من آمدم و در مورد ساختن آن فیلم فکر کردم. به اولین نتیجه‌ای که رسیدم این بود که پس می‌توان با این تکنیک فیلم ساخت. چون اولین مشتری آن پیدا شده. آدمی که حاضر است پول ساخت فیلمی را بدهد، یعنی از آن حمایت می‌کند و طرفدار آن است. و این به معنی موفقیت این کار است. در عمل چنین شد که من آماده شدم تا فیلمنامه را بنویسم و شخصیت‌هایش را بسازم. اما این کار مصادف شد با همان باد انقلاب که آمد و همه چیز را با خودش برد. هم روحانی را و هم امید انیمیشن ملی را.»
نگاهی به فیلم امیرحمزه دلدار و گوردلگیر موضوع انیمیشن ملی که همچنان نیم قرن پس از ساخت اولین انیمیشن در ایران، مورد سئوال است، مطرح می کند. زرین کلک می گوید: « من همیشه در این فکر بودم که ما مکتب ایرانی در انیمیشن نداریم. در حقیقت بجز فیلم « امیرحمزه» که تنها یک دروازه بود و نه بیشتر، اما همین که ما آماده شدیم که از این دروازه رد شویم و فیلم ملی بسازیم، قیامت فرارسید. فیلم یغمائیان البته ساخته شد و بعد از آن فیلم « تهران ۱۵۰۰» بهرام عظیمی هم در سال ۱۳۹۲ روی پرده رفت. اصلا فرض کنیم که سه فیلم انیمیشن هم ساخته شده است، اما دقت کنید وقتی یک فیلم بلند انیمیشن اکران عمومی می‌شود باید ولوله بیافتد در مردم. باید اینقدر جذاب باشد که حداقل کودکان و نوجوانان بخواهند بروند و آن را ببینند. مادرها و پدرها هم به تاسی و بخاطر بچه های شان باید بروند و فیلمها را ببینند. ولی این فیلم‌هایی که اسم بردم، متاسفانه توپی نشدند که پرده‌های سینما را بترکانند.»

 

دانشجویان کارشناسی ارشد انیمیشن دانشگاه فارابی در سال ۱۳۵۶ که اغلب این افراد در ساخت انیمیشن امیرحمزه دلدار و گور دلگیر نقش داشتند

 

وقتی نام فیلم « امیر حمزه دلدار و گور دلگیر» را می شنویم، با دو کژتابی در واژگان مواجه می‌شویم، هم درباره واژه « دلدار» که در فهم عامیانه به معنی « دلبر» و « معشوق» آمده است، اما در عنوان این فیلم در معنای واقعی خودش است، دلدار یعنی شجاع و کسی که دل و جسارت دارد. واژه « گور دلگیر» هم کاملا کژتابی دارد، ظاهر رایج ترکیب « گور دلگیر» به معنی « قبر غمناک» است، در حالی که در فیلم زرین کلک دقیقا به معنی گورخری زیباست که دل امیرحمزه را به‌دست می‌آورد. دل امیر حمزه را می‌گیرد، مثل اینکه با کمانی قلبش را تسخیر می‌کند. تیتراژ فیلم شامل صحنه‌هایی است که امیرحمزه به دنبال گور می‌رود و گور به دنبال امیر حمزه. یادآور دو نشانه تاریخی است. نخست داستان بهرام است که در شعر خیام آمده که « بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.» البته گور در شعر خیام به معنی « قبر» و « مرگ» است و گور مصرع اول و دوم با هم جناس هستند و نه یک معنی، ولی از نظر معنایی این است که بهرام که همیشه گور می‌گرفت، یعنی قدرتمند بود، دیدی که چگونه مرگ ( گور) او را هم گرفت؟ در واقع تیتراژ فیلم « امیر حمزه» یک تلقی طنزآمیز از آن شعر جدی خیام را تصویری کرده است و برداشتی عاشقانه از آن دارد.
فیلم امیر حمزه شخصی ترین فیلم زرین کلک است. این شخصی بودن ممکن است به معنای تالیفی بودن نباشد.فیلمهای « دنیای دیوانه دیوانه دیوانه»(۱۳۵۲) و« تداعی»(۱۳۵۳) بخش بیرونی اوست، یعنی جایی که دارد درباره بیرون خودش حرف می‌زند، همان‌طور که بعدها در سه فیلم « چشم تنگ دنیادار»(۱۳۶۱)، « ابرقدرتها»(۱۳۶۵) و « بنی آدم» (نام بعدی « عالیجنابان» ۲۰۱۴) هم همین شکل وجود دارد. اما امیر حمزه یک گزارش از درون اوست. در واقع تک تک آدمهایی که در زندگی او وجود داشتند، در فیلم دیده می‌شوند. یک سبیل را از یکی گرفته و آن چشم را از آن یکی، همه را گذاشت برای شخصیت‌های امیر حمزه، هم عاشقانه، هم مهربان و هم مربوط به دنیای سیاسی‌اش. زرین کلک می‌گوید: « در فیلم هویدا هم هست، شاه هم هست، همه اینها فعالان درونی من بودند. من به آنها تقابل داشتم، با یکی کم‌تر وبا یکی بیش‌تر. »
انیمیشن‌های زرین کلک و برخی تصویرسازی‌هایش تکنیک‌های نقاشی ایرانی و بخصوص مینیاتورهای دوره بایسنقری را دارد. یکی از این ویژگیها نداشتن پرسپکتیو است. در نقاشی‌ها و تصویرسازی کتاب‌های کودک او هم خیلی اوقات همین خصوصیت وجود دارد. مثلا در داستان نمرود کتاب « خر برفت» چیزی به نام پرسپکتیو وجود ندارد. پشه سه برابر آدم است، آدم هم دو برابر حمام. بالا و پائین و عمق و سطح معنی به همان شیوه که ر مینیاتورهای شاهنامه بایسنقری دیده می‌شود. این یک انتخاب عامدانه است برای استفاده از عناصر سنتی نگارگری ایرانی در هنری مدرن به نام انیمیشن. زرین کلک در این کارها آن شیوه نگارگری را می‌پذیرد و با رویکردی عامدانه از آن به عنوان یک شیوه و قاعده استفاده می‌کند، تکنیک کار او در امیرحمزه تجربه‌ای در این زمینه است.
فیلم امیرحمزه دلدار و گور دلگیر را از سایت حلزون می توانید ببینید. این نخستین باری است که یک سایت رسمی ایرانی به نشر این انیمیشن می پردازد. مجموعه انیمیشن‌های زرین کلک را از وب‌سایت حلزون می‌توانید تهیه و خریداری کنید. راه تماس برای فروش آثار را به‌زودی برایتان مشخص خواهیم کرد.

 

این فیلم را ببینید:

 

گزارشی از یک انیمیشن | امیر حمزه دلدار و گور دلگیر