آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۹ دی ۱۳۹۵

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


درباره جواد مجابی، طنز او و نمونه آثارش


در حلزون امروز اولین بخش از کاری را که در آینده خواهیم کرد، خواهید خواند؛ مجموعه‌ای را عرضه می‌کنیم درباره جواد مجابی طنزنویس بزرگ ایرانی. مجابی یکی از آغازگران طنز مدرن ایران از دهه چهل است، او اگرچه تا دوران معاصر همچنان طنز را ادامه داده است، اما طنزهای ویژه او در دهه پنجاه بیشتر رایج بود. در نوشته‌های امروز، یک بررسی از آثار و شخصیت مجابی طنزنویس، کتاب‌شناسی او و دو اثر مهم او یعنی « اهمیت حسن بودن» و « این مرد خطرناک است» را برای شما ارائه کردیم.

 

 

جواد مجابی متولد سال ۱۳۱۸ در قزوین است. او در شهری به دنیا آمده است که طنزاندیشان بسیاری از آن برخاسته‌اند و در تاریخ طنز همواره نام همشهریانش آمده است؛ عبید زاکانی، میرزا علی اکبرخان دهخدا، سید اشرف‌الدین گیلانی، عارف قزوینی، بهاءالدین خرمشاهی و بسیاری دیگر از قزوینیان نشان داده‌اند که در خرده فرهنگ این دیار نشانه هایی بزرگ از طنزاندیشی و ظریف و لطیف‌گویی وجود داشته است. مجابی از خانواده‌ای قدیمی و ریشه‌دار از قزوین است. او در رشته‌های حقوق و اقتصاد و مجسمه‌سازی تحصیل کرده است و از دانشگاه تهران دکترای اقتصاد گرفته است، اگرچه در زندگی‌اش هر کاری کرده است جز اقتصاد و گفته است که از اعداد همواره می هراسد.
« بی عدد بود، با عدد آشنا شد، به عدد سواری داد، بی عدد در خاک شد…»
جواد مجابی یک همه‌کاره فرهنگی است.
روزنامه‌نگاری که نوشتن روزانه را در دورانی از عمرش جدی گرفت. طنزنویسی خلاق و اندیشمند که بیش‌تر در دوران جوانی‌اش طنزنوشت، اما همیشه طنز را جدی گرفت. شاعری که شاید دوست دارد بیش از هر چیزی به این نام خوانده شود. داستان‌نویس و رمان‌نویسی که از موقعیت تلخ انسانی داستان ساخته است. پژوهشگری در حوزه ادبیات که آثاری ماندگار در شناخت دیگران نوشته است. منتقد و محقق حوزه هنرهای تجسمی که بخش مهمی از زندگی‌اش را در حوزه زیبایی‌های تصویری گذرانه است. داستان‌نویسی کودکان که چند سالی از عمرش را در خلق اثر برای کودکان گذرانده است.
مجابی طنزنویس، به عبید فکر می کند
با وجود اینکه بیشترین آثار مجابی در حوزه طنز نیست، اما او بیشتر به این خاطر شناخته شده است، چه خود بخواهد یا نخواهد. نوشته‌هایش زمانی به عنوان نمونه‌های عالی از طنز اندیشمند شناخته می‌شد و همین نوع طنز نام او را بر سر زبانها انداخت. جود مجابی همواره از تریبون‌هایی که طنزنویسان رایج کشور در آن حضور داشتند پرهیز می‌کرد، او نه در مجلات رایج طنز نوشت و نه مانند بسیاری از طنزنویسان در رادیو و تلویزیون حاضر شد و نه در گروههای طنزنویسانی مانند حلقه توفیق یا کاریکاتور یا گل آقا حضور یافت. آثارش در بعضی روزنامه ها چاپ شد و بعدا به صورت کتاب به بازار رفت. اولین آثار طنز مجابی در سال ۱۳۴۶ در مجله جهان نو چاپ شد، و بعد تر نوشته‌های طنزش در مجله خوشه که دوست مجابی، احمد شاملو سردبیر آن بود، عرضه گشت.

به نظر مجابی طنزنویس نمی نویسد تا بخنداند. او می‌نویسد برای اینکه خنده‌اش گرفته است. موقعیت ها چندان مضحک و عجیب‌اند که نمی‌توان مدت مدیدی جدی ماند. مجابی طنز را ابررسانه ای می‌داند که در هر رسانه دیگر چون ادبیات و هنرها و مطبوعات به گونه‌ای کاربرد دارد. مجابی طنز اجتماعی و سیاسی نمی‌نویسد، اگرچه آثارش مملو از اشارات و کنایات اجتماعی و سیاسی است، او بیشتر به قلمرو طنز ادبی نزدیک می‌شود و از همین رو یادداشت‌هایش بدون تاریخ می‌شود. از طنزهایش نمی‌توان دوران خاصی را شناخت و از سوی دیگر طنزهایش با گذشت تاریخ نمی‌میرد. رمان « جیم» نمونه‌ی طنز ادبی اوست که در آن یک طنزاندیش به نیای کبیر خود عبیدزاکانی می‌نگرد و شاهد ورود او به مکان و زمان معاصر است. تغییر موقعیت، موجب تردید در واقعیت پیرامونی می‌شود و این شکاکیت برمی‌گردد به داوری‌هایی که عبید در زمان خودش هم داشته است. بدین‌گونه طنزپرداز خودش هم سوژه طنزپردازی می‌شود.
یادداشت‌های آدم پر مدعا
شاید این کنایه مجابی بر یادداشت‌هایش نوعی فرافکنی او را نسبت به شخصیتش در حوزه طنزنویسی نشان دهد. مجابی در یادداشت‌های آدم پر مدعا به حوزه لطیف و ظریف گفتن در طنز نزدیک می‌شود. در آقای ذوذنقه، نوشته‌ها به داستان کوتاه نزدیک می‌شود، ” اهمیت حسن بودن” یکی از بهترین طنزهای مجابی در این مجموعه قرار دارد. طنزنویس آقای ذوذنقه فضایی سرد و تلخ و بیهوده را نشان می‌دهد که آدم‌ها در آن بی پناهند، آدم‌هایی مثل حسن یا آقای سلامت.
یادداشت‌های بدون تاریخ

یادداشتهای بدون تاریخ مجموعه طنزهای مجابی هستند که قبلا در نشریات چاپ شده بود. اشاره خوش‌بینانه مجابی در مقدمه این کتاب که در فروردین ۱۳۵۸، همزمان با احساس آزادی پس از انقلاب چاپ شد، نشان از نگاه او به آثار طنز خودش در گذشته و احساسش نسبت به انقلاب ۱۳۵۷ دارد. در این اشاره چنین آمده است: « گزیده ای از یادداشتهای بدون تاریخ اینک رویاروی شماست. مفصل آن را شاید در نشریات روزگار« حبس و قفس» خوانده باشید. در آن ایام چنان که رفته و دانی، شاید جز تمثیل و طنز پناهگاهی برای اصحاب قلم نمانده بود وگرنه یا رابطه کاتب با مردم قطع می‌شد یا با حیات. پاره‌ای از این یادداشتها را که مربوط به واقعات روز و روزگار نبود و بیشتر از واقعیات نشانه داشت در این دفتر آوردم به اضافه چندتایی طرح که سالها پیش آنها را در ایام فراغت پشت میز اداره قلمی کرده بودم. به روزگار صراحت و خروش، شاید این نوشته‌ها یادآور روزگاری باشد که جز به کنایه از پرنده‌ها و گل‌ها نمی‌شد سخنی راند. انتشار یادداشت‌های« عصر اسارت» که من آن‌را « عصر بدون تاریخ» نامیده‌ام مرثیه‌ای‌ست که همواره در فقدان آزادی سروده می‌شود.»
یادداشتهای بدون تاریخ شاید یکی از بهترین نمونه های طنز مدرن ایران در دهه پنجاه است و از نگاهی دارای بهترین نشانه شناسی برای شناختن جامعه ایران در آن ایام. پس از این مجموعه مجابی طنزنویسی را نه که کنار بگذارد، که در قالب طنزهای شناخته شده‌اش دنبال نکرد. نام کتابی را در فهرست آورده‌ام به نام نیشخند ایرانی، کتاب را خود ندیده ام، شاید که طنزهای منتشر نشده او در این سالهاست. علیرغم این، مجابی همواره طنز را به‌عنوان نوعی نگاه که در او همواره وجود دارد در آثارش اعم از شعر و رمان و داستان نشان می‌دهد. جز اینکه کسانی که در حضور او نشسته‌اند، می‌دانند که نکته‌گوی غریبی است و در لحن و کلامش طنزی عجیب دارد که او را از لهجه قزوینی بی‌نیاز می‌کند.
حیرت از واقعیت و فاجعه زبان
طنزهای مجابی از طنزهایی هستند که مستقیما نگاه او را نسبت به واقعیت نشان می‌دهد. لابد خواهید پرسید مگر حالت دیگری هم وجود دارد؟ می گویم که آری و اشاره می‌کنم به بسیاری از طنزهای طنزنویسان که طنز مولف شان نیست، یا واکنش زمان و نیاز خواننده است یا تنها بهره بردن از زبان است برای انتقال مفهوم، اما مجابی زبانی ویژه خود دارد، زبانی که با ذهن او یگانه است. معتقدم این مشخصات را در مورد نگاه مجابی به طنز می‌توان دریافت:
یک، منشاء طنز زشتی و تلخی واقعیت است و نمایش همین تلخی و زشتی طنز را بوجود می‌آورد.
دو، ما دچار عدم درک مشترک از زبان و واقعیت هستیم و همین موضوع برقراری ارتباط میان انسان‌ها را دچار مشکل می‌کند.
سه، انسان قربانی هستی است، حتی اگر خودش بی‌رحم باشد.
چهار، ایدئولوژی انسان را قربانی کرده است و انسان نباید در قلمروهای از پیش تعریف شده فکری گرفتار شود.
پنج، کار طنزپرداز انکار واقعیت نیست، بلکه نگاه کردن، اندیشیدن و تردیدکردن در واقعیت است.
شش، طنز از تناقض‌های واقعیت و بیگانگی انسان سخن می‌گوید.
هفت، انسان در اضطراب هستی زندگی می‌کند.

 

طنزهای مجابی از طنزهایی هستند که مستقیما نگاه او را نسبت به واقعیت نشان می‌دهد

هشت، طنزپرداز راه نشان نمی‌دهد، بلکه از عادت‌ها و قالب‌ها و رفتارها پرده برمی‌دارد و روی دروغ‌ها، تزویر، مصلحت‌اندیشی، پرده‌پوشی و جنایت‌ها انگشت می‌گذارد.
نه، طنز با مسخرگی و دلقکی و سرگرمی فرق دارد و وظیفه طنزنویس خنداندن مردم نیست. در طنز خندیدن حرام است.
مجابی دیدگاه تلخی نسبت به آدم‌ها و جامعه دارد، اگرچه او دلش برای مردم می‌سوزد. در ” اهمیت حسن بودن” نگاه او را نسبت به مردمی که احمق و ساده هستند و در مقابل سرنوشت تلخ‌شان جز نظاره‌کردن کاری نمی‌کنند، مشاهده می‌کنیم. مجابی از این همه سکوت آدمها در قبال سرنوشت‌شان غمگین است و این غم را در داستانهایش نشان می‌دهد.
شکل طنزهای مجابی
مجابی از شیوه های مختلفی در طنزنویسی استفاده کرده است، خصلت مشترک این شیوه ها این است که آثارش در فرم‌های رایج طنز نیستند، و همین متفاوت‌بودن ویژگی آثار اوست.
یک، مجابی از قالب داستان کوتاه بسیار استفاده کرده است، بسیاری از آثار طنز او داستان‌های کوتاهی هستند که پیرامون یک شخصیت ساخته شده است.
دو، برخی از طنزهای مینیمال مجابی به شعر نزدیک می‌شوند، استفاده از ایماژهای شاعرانه و استیل‌های شعر در این طنزها وجود دارد.
سه، نثر مجابی در هرحال نثری فاخرانه و ادیبانه است. او به زبان فارسی تسلط دارد و گاهی همین موضوع باعث می‌شود میان طنزش با زبان تعارض بروز کند.
چهار، بهترین کارهای مجابی جملات کوتاه طنزآمیز اوست، این جملات ظرافت‌گویی‌ها و حکمت‌اندیشی‌های اوست. بعضی از این طنزها به قالب‌های داستانی و مینیمال نزدیک می‌شود، و بعضی در حد ظرافت‌گویی می‌ماند. این طنزها حکایات مدرنی هستند و شاید بازآفرینی مدرن حکایات عبید زاکانی.
پنج، گفت‌وگوهای دو نفره: بعضی طنزهای مجابی ظاهرا گفتگوهای دونفره و حقیقتا گفتگوی ذهنی و کشف‌های اوست.
شش، فابل‌هایی درباره حیوانات و چیزهای دیگر: مجابی از حکایات حیوانات استفاده می‌کند، اگرچه در شیوه بیانی با فابل فاصله می‌گیرد. گاهی اثر کلیله‌ودمنه را بر بعضی از نوشته‌هایش می‌توان احساس کرد.
هفت، یادداشت نویسی: بعضی از طنزهای مجابی یادداشت‌هایی شخصی را می‌ماند، با این تفاوت که نویسنده این یادداشت‌ها طنزنویس است.
هشت، خاطره‌نویسی: بسیاری از طنزهای مجابی خاطره او از آدم‌هاست، شاید به این دلیل که طنز شفاهی او آنقدر قدرتمند است که برای ساختن طنز بیان مجدد این طنزها کفایت می‌کند. این بخش از طنزهای مجابی جزو کارهای مهم اوست.

 

مجابی روشنفکر و هنرمند

جز شخصیت طنزنویس آدم‌های دیگری هم در درون مجابی وجود دارد. او دوست نزدیک احمد شاملو، غلامحسین ساعدی، ژازه طباطبایی، نورالدین زرین کلک و بسیاری دیگر از بزرگان هنر و ادب ایران است. همیشه جای او در هنر و ادبیات جدی گرفته شده است. شاید به همین دلیل مجابی بیشتر به سوی شعر و رمان و داستان و نقد ادبی و هنری کشیده شد. مجابی سالهای طولانی به پژوهش‌های هنری پرداخت. دو اثر مهم او با عنوان شناختنامه شاملو و شناختنامه ساعدی شاید بهترین کارها در مورد این دو هنرمند بزرگ ایرانی است. مجابی در کنار پژوهش ادبی به نقد نقاشی نیز پرداخت. او در طول بیش از ده سال که دبیر بخش ادب و هنر روزنامه اطلاعات بود نقد نقاشی را جدی گرفت و بعدها نیز در نشریاتی مانند دنیای سخن و آدینه همین کار را ادامه داد.

مجابی تعداد زیادی مجموعه شعر منتشر کرده است. وی بیشتر به شعر بلند، منظومه، گرایش داشته است و معمولا خود را بیش از هر چیز شاعر می‌داند. وی از سال ۱۳۵۱ کار داستان نویسی را هم جدی گرفته است. داستانهای بلند و رمانهای او بیشتر در سال‌های پس از انقلاب منتشر شد. و در اکثر این رمان‌ها و داستان‌ها موقعیت انسانی و تاریخی مورد نظر اوست.
مجابی روزنامه‌نگار

فعالیت روزنامه‌نگاری مجابی از سال ۱۳۳۵ با چاپ مقالاتی در روزنامه ها و مجلات قزوین شروع شد. بعدها با مجله‌های جهان نو، خوشه و فردوس همکاری کرد. او از سال ۱۳۴۸ کار جدی روزنامه‌نگاری را با عنوان دبیر سرویس هنری روزنامه اطلاعات آغاز کرد. او صدها مقاله را در مدت ده سال فعالیتش در این روزنامه به چاپ رساند. مجابی از سال ۱۳۴۹ کار نویسندگی حرفه‌ای را آغاز کرد و آثارش را در داخل و خارج ایران منتشر کرد. او مدتی سردبیر مجله « دنیای سخن» بود و با مجله های « آدینه» و « تکاپو» نیز همکاری کرد
چند یادداشت بدون تاریخ
یادداشت‌های بدون تاریخ طنزهای کوتاه مجابی است که او را از دیگر طنزنویسان مشخص می‌کند. این نوشته‌ها چیزی از حکمت دارند و حاوی اشارات و کنایات سیاسی و اجتماعی و اغلب انسانی‌اند. شاید بتوان گفت در این نوع کوتاه‌نویسی مجابی پیشگام دیگر طنزنویسان ایرانی است.
عمر شریف
با پیرمردی شصت، هفتاد ساله صحبت می‌کردم. پرسیدم: خب، این شصت هفتاد سال چگونه گذشت؟ گفت: این تنها موردی بود که من هیچ‌گونه مداخله ای در آن نداشتم.
علامت الحمق
حماقت چیزی است که همه آن را در یک آدم تشخیص می دهند، جز خود او.
کافه شاعران
شاعران از کافه بیرون رفتند. روی میز، بطری‌های عرق ماند و کف کافه مشتی احساسات داغ.
گرسنگی
بر سفره ما جز گرسنگی و نام خدا چیزی نبود.
سال بد
من به ساعت اعتقاد ندارم، همین که بدانم در چه سال‌هایی زندگی می‌کنم برای هفت پشتم کافی است.
جوانی
کلاغ جوان، طاووس را هم قبول ندارد.
ضرب‌المثل
آب که گل آلود شد، ماهی‌ها فرار کردند؛ همه آن ضرب‌المثل را شنیده بودند.
خبرچین
از آن موقع که کلاغ‌ها روی آنتن می‌نشینند، عادت خبرچینی خود را از دست داده‌اند.
وفاداری
از صندلی من هنوز صدای اره برقی می‌آید.
تجمل
این‌روزها داشتن احساسات انسانی نوعی تجمل شمرده می‌شود.
نوبت
درختی را در باغ اره می‌کنند، درخت‌های دیگر چنان ساکتند که انگار نوبت گرفته‌اند.
عینکی
برای نشان دادن حق از باطل، باید عینک خود را به دیگران قرض بدهیم.
الحواشی
وقتی متن‌ها بی‌ارزش می‌شود، حاشیه‌رفتن امری طبیعی است.
علائق اجدادی
باستانشناس حرفه‌ای کسی است که به پدر جدش بیشتر از فرزند خود علاقه داشته باشد.
خواجگی
معمولا خروس و گاو و خر را اخته می‌کنند؛ خروس را برای جنگی شدن، گاو را برای پروار شدن و خر را برای بار بیشتر بردن، شگفتا از طبیعت آدمی.
فایده کتاب
وقتی اولین کتاب مصور را برای کودکم خریدم، سه ساله بود. کتاب را گرفت و پاره کرد. پرسیدم: چرا کتاب را پاره کردی؟ گفت: پس برای چه خریده بودی؟
این آدمها
خواندم که« جهانگشایی اسکندر بر اثر تعلیمات استادش ارسطو بوده است.» حاشا که چنین باشد که اگر ارسطو راز آن معما می‌دانست، خود بدان می‌پرداخت. چنین می‌نماید که اسکندر جهانگشایی و دولتیاری را از برکت جهل به‌دست آورد نه در سایه دانش ارسطویی.
مشکل اینست
هربار که دفترچه سفید را پیش‌رو می‌گذارم و قلم به‌دست می‌گیرم، این وسوسه در من بیدار می‌شود که« چه بنویسم که به درد کسی بخورد و به کسی برنخورد.» مشکل این است.