آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


ابراهیم نبوی
شعر طنز امروز ایران | قسمت دویست‌وسی‌وششم | سید مهدی موسوی

  غزل پست مدرن سبک‌های اوراقی   شعر با محتوای بوسه و لب، شاعری با زبان خاقانی عملیّات غیرممکن هفت! عملیّات غیرانسانی!   سبک ِ آنک لبان قند شما! سبک ِ گیسوی تابدار رها!! لای فردوسی و منوچهری مانده در دوره‌ی خراسانی   بیت اوّل: […]

زهرا دری
زهرا دری | قسمت هجدهم
انیس الدوله -
  شعر طنز امروز ایران| قسمت دویست‌‌وسی‌وپنجم |سولماز حسن زاده
ابراهیم نبوی
شعر طنز امروز ایران| قسمت دویست‌وسی‌وچهارم | جواد کاظمینی
ابراهیم نبوی
شعر طنز امروز ایران | قسمت دویست‌وسی‌وسوم | بهمن نشاطی

    کورش آرام خوابیده بود     یک: آرام خوابیده بود کوروش با همه‌ی کبیری‌اش حقیقت را بگویم دلم نیامد صدایش کنم برای یک عکسِ سلفی این شد که خویش را انداختم در وسط این صفحه‌ی مجازی تنهای تنها و به روحِ تمامِ رفتگان […]


زهرا دری
زهرا دُرّی | قسمت هفدهم

    “تحلیل شعارهای انقلاب”   ۱. بوی گل و سوسن و یاسمن آید: مطمئن هستید حس بویایی‌تان خوب کار می‌کند؟ از بس گند زده‌اند به مملکت، که با هیچ بویی جبران نمی‌شود.   ۲. دیو چو بیرون رود، فرشته درآید: کاری به سوسن و […]


ابراهیم نبوی
شعر طنز امروز ایران | قسمت دویست‌وسی‌ودوم | سمیه جلالی

    ول کن جهان را، قهوه‌ات یخ کرد!   رازِ بقا و مُردنِ خرچنگ برنامه‌های خارج از فرهنگ اخبار خون پاشیدنِ در جنگ   *ول کن جهان را قهوه‌ات یخ کرد*   رقصیدنِ گل در مسیر باد جیغِ ون وامانده‌ی ارشاد دستی تو را […]


ابراهیم نبوی
شعر طنز امروز ایران| قسمت دویست‌وسی‌ام |عباسعلی ذوالفقاری( زورو)

    دختران انقلاب و دراویش گنابادی     در این دوران – که یک عمر است- در بند است آزادی وَ غم،خنجر به ‌کف،خوانَد رجز بر کُشته‌ی شادی…     در‌این سامان که نان‌در‌‌ ریش‌و‌ذکر و مُهر و تسبیح است شده محراب و منبر […]


ابراهیم نبوی
شعر طنز امروز ایران | قسمت دویست‌و بیست ونهم | مجتبی حیدری

    سال هزاروسیصدومرگ است   گفتند مجبوری، اطاعت کن جای کلاه اما سر آوردید با این همه محکوم اعدامی هی اشک زندان را در آوردید   هر هفته بر بالای منبرها طوماری از آزادگی خواندید اما به وقتش توی میدانها روی جسدها بولدوزر راندید […]


ابراهیم نبوی
شعر طنز امروز ایران | دویست‌وبیست‌وهشتم | محسن مرادی مصطفالو

      شعر اول: گرگ در جامه شبان   پیوسته تمام گله را دوشیدند خونابه‌ی خلق خسته را نوشیدند دیدند که صرفه در ریاکاری بود گرگان همه جامه‌ی شبان پوشیدند   شعر دوم: شب‌های سرد بی‌کسی شب‌ها اگر غم‌های نو هم بسترت باشد باید […]