آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


ابراهیم نبوی
پارادوکس | مغز

    خنديد، كتكش زدند. ساكت نشست، متهم به توطئه خزنده شد. دنبال خوشگذراني رفت، به اتهام فساد اخلاقي دستگير شد. دنبال ثروت رفت، به اتهام فساد مالي دستگير شد. دنبال قدرت رفت، به اتهام اقدام عليه حكومت دستگير شد. گريه كرد، به اتهام اشاعه […]

ابراهیم نبوی
پارادوکس | کابوس‌ها و رویاها
ابراهیم نبوی
پارادوکس | سیزده صندلی
ابراهیم نبوی
پارادوکس | خدایا! باور کن
ابراهیم نبوی
تولد سخیداد هاتف مبارک باد

    یک، سخیداد هاتف نویسنده خوبی است. طنز نویس برجسته و مهمی است و از همه مهم‌تر آنکه در میان فارسی زبانان طنزگوی و طنزنویس نگاهی مدرن به زندگی و طنز دارد. من اگرچه به همت و رفاقت محمود فرجامی پیش از این با […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | هفت پرده

      پرده اول همیشه می‌خواست بداند پشت پرده چه خبر است. پرده را بالا زد و همه چیز را فهمید. وی در جریان تصادف با یک موتورسیکلت بشدت آسیب دید و کشته شد.     پرده دوم   پرده‌ها بسته بودند، مردم احساس […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | چهار پرچم

      این پرچم سه رنگ ما   – سبز و سرخ و سفید. پرچم ما سه رنگ است، سبز چون زیباترین کشور جهان از آن ماست، سرخ چون قلب ما پر از عشق به میهن است و سفید چون صلح را دوست می‌داریم. […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | آسمان

      در روزهای آفتابی   چشمش را به آسمان بلند کرد و از خدا خواست که به او کمک کند. ابرها در آسمان بودند و خداوند با وجود آن همه ابر فقط کمی از حرفهایش را شنید و موفق نشد کمک شایانی به […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | آرامگاه

      آرامسایشگاه   محلی است که در آن می‌توانید مطمئن شوید که دیگران مزاحم شما نخواهند شد.     سنگ نوشته   در اینجا همسری وفادار، فرزندی دلسوز و پدری مهربان خفته است. روی همه قبرها همین را نوشته است. معلوم نیست چرا […]


ابراهیم نبوی
پارادوکس | این اسلحه‌های مرگبار

  اسلحه   حق با توست، تو اسلحه داری و من می‌پذیرم که حق با توست.     انبار اسلحه   ۶۰ ساله. اسلحه‌ها در انبار بود، پیرمرد ۶۰ ساله کلید انبار را در دست داشت. مردم سالها بود که اسلحه ندیده بودند. ۴۵ ساله. […]


1 2 3 7