آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۳ بهمن ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون| صدوسی‌ام| از فساد ِ ما فسادِ کاینات (قسمت اول)


 

 

 

در شیرآباد ما هیچ کسی را نمی یابید که دلش از دست فساد خون نباشد. فسادهای خرد را هم نمی‌گویم. منظور فسادهای کلان است. اگر فسادهای کوچک را هم در محاسبه بیاوریم، دیگر تقریبا چیزی نمی‌ماند که مصداق فساد نباشد. ما به آن‌ها نمی پردازیم. اما از آنجا که در شیرآباد “نپرداختن” هم در اکثر موارد به معنای “پرداختن” است، چند نمونه از فسادهای کوچک را می‌آوریم:

بچه خر چیپس را در ماست می‌اندازد

دو هفته قبل هفتاد هزار نفر به خیابان ریختند و علیه ماهواره‌های خارجی شعار دادند. در این تظاهرات بیست و سه نفر زخمی و چهار نفر کشته شدند. تظاهرات وقتی شروع شد که یکی از ریش سفیدان متوجه شد نواسه‌اش چیپس را خرد کرده و در کاسه‌ی ماست انداخته و زونگ-زونگ کنان مشغول خوردن آن است. پیرمرد که در هشتاد و شش سال عمر خود هرگز چنین بدعتی را در میان اقارب و فوامیل خود ندیده بود، با عصبانیت به کوچه دوید و فریاد زد:

“چیپس، ماست، یکجا!”.

و هزاران نفر در یک چشم به هم زدن به عمق فاجعه پی بردند. می‌دانید که پی چیز خطرناکی است و وقتی کسی آن را به عمق فاجعه ببرد، وضعیت کاملا از کنترول خارج می‌شود. تظاهرات شش ساعت ادامه یافت. اما در آخرین لحظات، زمانی که قرار بود مردم خشمگین به خانه‌های خود برگردند و خانم‌های خود را لت و کوب کنند، یکی از تظاهرکنندگان به اسم علیم الحق ایمانچکان پشت میکروفون رفت (البته میکروفونی نبود؛ این فقط یک اصطلاح است) و خطاب به مردم گفت:

“برادران غیور!

حالا که جمع شده‌ایم و خشمگین هم هستیم، من پیشنهاد می‌کنم که علیه آن عده از کفار که قرآن کریم را در ایتالیا، نیوزیلند و یا جاهای دیگر زیر پای رقاصه‌ها بیندازند نیز راهپیمایی کنیم و صدای خود را به گوش جهانیان برسانیم”.

یک نفر از جمع مظاهره چیان با فریاد پرسید:

“آیا در ایتالیا کتاب مقدس ما را در زیر پای رقاصه‌ها انداخته‌اند؟”.

آقای ایمانچکان در پاسخ او گفت:

” نخیر، هیچ سگی جرئت نمی‌کند کتاب ما را زیر پا کند. اما از دین و عقیده‌ی خود هرچه دفاع کنیم کم است. ما باید پیش از آن که کافران به دین ما اهانت کنند، روش‌های کثیف‌شان را کشف کرده و بر آن‌ها حمله کنیم”.

به این ترتیب تظاهرات تا نیمه‌های شب ادامه یافت. در قطع‌نامه‌ی پایانی مظاهرات ( که با قطع دست سه نفر از دزدان موبایل همراه بود)، تاکید شد. فعلا مشخص نیست که بر چه چیزی تاکید شد. قرار شد یک شورای شش نفره بعدا این تاکید ِ “شده” را بر موارد لازم تطبیق نماید.

 

ابرو نازک می‌کند

چند سال پیش کسی به اسم ” محمد قدیرِ خپ” خود را در انتخابات پارلمانی افغانستان نامزد کرده بود. آقای خپ در پوسترهای تبلیغاتی خود فقط یک شعار داشت:” ابرو آبرو است! من ابرو را به مردها برمی‌گردانم”. این شعار را در زیر عکس بزرگی از یک ابروی مردانه‌ی سیاه و پرپشت می‌دیدید. آقای خپ از تمام یازده رقیب انتخاباتی خود پیشی گرفت و نزدیک بود به پارلمان راه بیابد. تنها چیزی که مانع پیروزی او شد خبری بود که در روزهای پیش از انتخابات در رسانه‌های اجتماعی پخش شد. آن خبر این بود:

“پسر خاله‌ی محمد قدیر خپ در جنوب فرانسه دکان شراب فروشی دارد”.

انتشار این خبر سبب شد که بسیاری از مردم در رای دادن به آقای خپ دچار تردید شوند. یکی از رای دهندگان به خبرگزاری عمر فاروق رضی الله عنه گفت:

“من صد درصد تصمیم داشتم به خپ صاحب رای بدهم. واقعا مردهای این دوره فاسد شده‌اند. ابروی خود را مثل زن‌ها نازک می‌کنند. زیر ابروی خود را می‌زنند، بالای ابروی خود را برمی‌دارند. تو زن هستی یا مرد؟ مرد که ابرو نداشت، مرد نیست. خپ صاحب گفته بود که اگر به پارلمان برود، نازک کردن ابرو در میان مردها را ممنوع می‌کند. به همین خاطر ما می‌خواستیم به او رای بدهیم. ولی متاسفانه خبر شدیم که بچه خاله‌اش در فرانسه شراب می‌فروشد. شراب فروشی از ابرو نازک کردن هم بدتر است. از ما نشد”.

قرار بود ما به فسادهای کوچکی از این دست نپردازیم. واقعا هم نپرداختیم. فقط نمونه دادیم. در شماره‌های بعدی به آن دسته از فسادهای کلان در شیرآباد می‌پردازیم که پی‌آمدهای جهانی دارند.