آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۰ بهمن ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

طنزپژوهی


شعر طنز امروز ایران | قسمت دویست‌وسی‌ودوم | سمیه جلالی


 

 

ول کن جهان را، قهوهات یخ کرد!

 

رازِ بقا و مُردنِ خرچنگ

برنامه‌های خارج از فرهنگ

اخبار خون پاشیدنِ در جنگ

 

*ول کن جهان را قهوه‌ات یخ کرد*

 

رقصیدنِ گل در مسیر باد

جیغِ ون وامانده‌ی ارشاد

دستی تو را سمتِ دری هُل داد

 

حصری بدونِ لامپ‌های زرد

 

والتین والزیتون بخوان امشب

با آیه‌های مانده روی لب

هی توی زندانت بگو رَب رَب

 

دنیات وارونست خیس و سرد

 

تا در خیابان‌ها زمین خوردی

اسم خودت را زیر لب بردی

افتاده روی قیرها مردی

 

از راه‌های رفته‌ات برگرد

 

با زاغ‌های مُرده هم‌دستی

پشت خطوطِ میله‌ها هستی

بر این سیاهِ چاله دل بستی

 

بی درد بودن اول درد است

 

یا سوژه‌ی راز بقا بودی

یا عشقِ در سال وبا بودی

صد سال تنهایی ما بودی

 

این قصه‌ی بدیُمنِ یک مرد است

 

دنیا زنی با چکمه‌های تنگ

پای چپش از عهد آدم لنگ

آن پای دیگر هم که زیر سنگ

 

یخ بسته دنیا،این جهان سرد است