آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۵ بهمن ۱۳۹۶

موسی ظفر

طنز افغانستان


زاغ‌نامه کابل | شصت‌وششم | تغییر استراتیژی علماء


 

 

 

در دفتر مرکزی شورای علمای افغانستان جلسه‌ دایر است و علمای گرامی از سراسر کشور جمع شده‌اند تا راجع به علت انحراف مردم از راه خداوند حرف بزنند. جلسه با تلاوت آیاتی چند از سوره مبارکه منافقون شروع می‌شود. پس از تلاوت آیات قرآن، رئیس شورای علماء روی منبر می‌رود تا جلسه را بصورت رسمی آغاز کند. وی پس از فرستادن درود و صلوات می‌فرماید،

“حضار گران‌قدر، علمای گرامی، چراغ‌های هدایت جامعه و بذرپاشان دین راستین الهی، سلام علیکم و رحمه الله. اول‌تر از همه اجازه دهید مقدم شما سروران را در جلسه امروز گرامی بدارم. خدا شاهد است من در جلسات زیادی بوده‌ام؛ در جلسه کارگران، در جلسه محصلین، در جلسه مردم عام. اما باور بفرمایید درخشش و نور ملکوتی را که در سیمای این جمع می‌بینم، در چهره هیچ جماعتی ندیده‌ام. من در وجود شما رحمت خداوند را می‌بینم. خدا را شاکرم که بار دیگر توانستم با این بدن نحیف و خسته در جمع شما خوبان حضور به‌هم رسانم. و اما بعد!”

“سروران ارجمند! همه ما و شما می‌دانیم که جامعه امروز دچار چه بدبختی‌هایی است. دزدی، راه‌گیری، سودخوری، فحشا و ظلم به اوج خود رسیده. آیا می‌دانید که انسان‌ها این فساد را به دستور چه کسی انجام می‌دهند؟ آیا می‌دانید انسان را چه کسی گمراه می‌کند؟ شیطان! همان شیطانی که قبلاً فرشته بود اما از دستور خدا سرپیچی کرد و به لعنت گرفتار شد. حالا سوال اساسی که من می‌خواهم از شما بپرسم این است؛ شما چند نفر را در افغانستان می‌شناسید که مثلاً کلاه سرخ بپوشد و عبای آبی بر تن کند و ادعا داشته باشد که نماینده شیطان است؟ چند مرکز را سراغ دارید که علناً بر دروازه‌اش نوشته شده باشد اینجا مرکز شیطان‌پرستی است؟ چند نفر از مردم عام را می‌شناسید که دست نماینده شیطان را بوسیده باشد؟ قطعاً که جواب شما منفی است. ما در افغانستان نه نماینده شیطان داریم و نه هم مرکز شیطان‌پرستی. برعکس، صدها هزار نماینده دین خدا داریم. هزاران مدرسه دینی داریم که کتاب و شرع خداوند را تدریس می‌کند. ملیون‌ها شهروند در این کشور به ما نمایندگان دین خدا احترام دارند و دست ما را می‌بوسند. اما با تاسف باید بگویم که میل مردم روز به‌روز به کارهای شیطانی بیشتر می‌شود و به کارهای نیک کم‌تر. چرا؟”

“من مدتی روی این “چرا” فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که ما استراتیژی درست نداریم. شیطان فقط یک نفر است، اما طوری با مردم رویه می‌کند که مردم گرویده اخلاق این ملعون می‌شود. شکسته‌نفسی و فروتنی می‌کند. تا می‌بیند کسی خسته است، برایش لالایی می‌خواند تا بخوابد و نمازش قضا شود. برای آن جوانی که به سن تکلیف رسیده و در آتش شهوت می‌سوزد، خودش را به شکل زن خوشگل درمی‌آورد و در خوابش ظاهر می‌شود. غرورش را زیر پا می‌کند اما نمی‌گذارد جوان از دستش دربرود. فکر می‌کنید شیطان که قبلاً فرشته بوده این قدر بدکاره است که زیر پای هر جوان بخوابد؟ نه عزیزان من. بدکاره نیست، ولی برای رسیدن به هدف و جذب نیرو از تحمل هیچ مشقتی دریغ نمی‌کند. در جانب دیگر، ما چه کار می‌کنیم؟ بجای اینکه با مردم از در نیکی و سازش وارد شویم، از در دشمنی وارد می‌شویم. مردم را از آتش و دوزخ و مار می‌ترسانیم. اشتباه ما همین است. اگر این‌گونه ادامه دهیم، بزودی باید این لباس مقدس را از تن‌مان بیرون کنیم و مثل عوام‌ کالانعام کیله بفروشیم و خشت بچینیم.”

“علمای عزیز، وقتش رسیده است که ما باید در استراتیژی خود تغییراتی بیاوریم. پیشنهاد من این است که برای جذب جوانان و هدایت آن‌ها به راه راست، از استراتیژی دشمن کار بگیریم. خودمان را وقف راه خدا کنیم. شاید یک مقدار تکلیف شویم، اما بیاد داشته باشید که خداوند برای کسانی که در راه او زجر می‌کشد پاداش بس بزرگ در نظر گرفته است. پس هر کاری می‌کنید بکنید، فقط نگذارید شیطان جوانان را اغوا کند. قبل از او شما دست به کار شوید. به یقین که این کار سخت نیست. من دیگر گفتنی ندارم. برای شما موفقیت، صبر و پاداش بزرگ می‌خواهم. علی لعنته الله علی القوم الظالمین.”