آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۸ بهمن ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه ی عقلاطون| صد و بیست و پنجم | نمازِ استگما!  


 

 

 

من وقتی شنیدم که رییس جمهور افغانستان از مردم و علمای بزرگ افغانستان خواسته که “نماز استسقاء” بخوانند تا برف یا باران ببارد، خوش حال نشدم. برای این که فکر کردم شایعه است. یعنی امید نداشتم در وجود رییس جمهوری که در یکی از دانشگاه های لیبرال امریکا تحصیل کرده و در همان جا استاد بوده و در بانک جهانی پست مدیریتی داشته، دیگر حتا ذره یی از باور دینی و ایمان به خداوند متعال باقی مانده باشد. بعد معلوم شد که خبر موثق است و رییس جمهور ما واقعا از مردم و علما خواسته که نماز استسقاء بخوانند. خوش حال شدم.

 

بانک جهانی گفتم، حساب بانکی خودم به یادم آمد. هفته ی گذشته نامه یی از بانک دریافت کردم. در آن به من هشدار داده بودند که در حسابم فقط بیست و پنج دالر باقی مانده. به یکی از شعبه های نزدیک بانک مربوط رفتم و از کارمند بانک توضیح خواستم که چرا پولی که در حساب من هست این قدر کم است. کارمند با خوشرویی و حوصله برایم توضیح داد که حساب بانکی یک قانون بسیار ساده دارد و آن این است که اگر پیوسته پول به حساب خود بریزی پولت زیاد می شود و اگر فقط یکسره پول مصرف کنی، حسابت رفته رفته خالی می شود.

 

پرسیدم:

“در همه ی بانک ها همین قاعده برقرار است؟”.

 

با لبخند گفت:

“قطعا همین طور است”.

 

گفتم:

“حتا در بانک جهانی؟”

 

گفت:

“فرقی نمی کند. این قاعده ی بانکی است. می دانید دیگر”.

 

از بانک که بیرون آمدم، با خود فکر می کردم که کاش می شد آدم دعا کند و مقدار پول آدم یکشبه از بیست و پنج دالر به پنجصدهزار دالر بالا برود. بعد، فکر کردم که اگر من در بانک جهانی مدیر باشم و کسی بخواهد از این بانک وام بگیرد و برای این کار نزد من بیاید.

 

شخص وام طلب:

“من از کشور بولیویا هستم. ما به پنجاه میلیون دالر وام نیاز داریم. با رییس بانک جهانی که صحبت کردیم، به ما گفتند که نزد شما بیاییم”.

 

من:

” لطف کردید. بخیر باشید، بخیر باشید. من همین لحظه به درگاه پروردگار متعال دعا می کنم که شما را از پنجاه میلیون دالر وام برخوردار نماید. کار دیگری نداشتید؟”.

 

سه روز بعد، نامه یی از رییس بانک جهانی به من می رسد و در آن نامه توضیح داده می شود که چرا از پست خود برکنار شده ام.

 

این ها همه تخیلات من اند. ولی دل آدم واقعا به درد می آید وقتی می بیند که کسی تنها به خاطر نقشی که برای دعا و ایمان به خداوند متعال قایل است، فورا از کار خود برکنار می شود. جهان ما این قسمی شده. برهوتی عاری از معنویت.

 

 

برگردیم به نماز استسقاء.

 

به نظر من، کیف دارد که در جهان حداقل یک نفر باشد که در بند هیچ قاعده  و قانونی نباشد. منظورم همان خداوند متعال است. شما به هر کس دیگر که بگویید باران می خواهید، یا می گوید من چه کار کنم یا می گوید آمدن باران قاعده و قانونی دارد. خداوند متعال ممکن است بگوید من چه کار کنم ( دلش خواست همین را می گوید). اما هرگز نخواهد گفت آمدن باران قاعده و قانون دارد. آخر قادر متعال است. می تواند بگوید قانون بی قانون، هله ابرها همین حالا یک تجمع غیرقانونی بکنید و در فلان منطقه ببارید. شاید ابرها بگویند:

“جناب متعال، تمام سازمان های هواشناسی پیش بینی کرده اند که ما در این ساعت جمع نمی شویم و نمی باریم”.

 

قادر متعال:

” سازمان های شناسی گه خورده اند با جد و آبای خود. من می گویم ببارید. زود باشید”.

 

البته این وضعیت برای ما که الحمدالله مسلمانیم و نماز استسقاء بلدیم، خیلی خوب است. ولی این وضعیت یک عیب هم دارد که نمی توان در این شرایط بحرانی شیرآباد بر آن چشم پوشید. آن عیب این است:

 مومنان مملکت ما فقط باران نمی خواهند. خیلی چیزهای دیگر هم می خواهند. مثلا فعلا هشتاد درصد مردم گرسنه و بی حال اند و فلسفه ی سیاسی شان این است که هر سگی که حکومت می کند بکند، به ما چه؟ حالا فکر کنید که این مردم گرسنه شروع کنند به خواندن “نماز استغذاء” یعنی طلبِ خوردنی. بعد از آسمان هی غذا ببارد، رنگ رنگ، و مردم از سیری مست شوند. بعد، شروع کنند به نماز استگما و از خداوند بخواهند که در یک چشم به هم زدن تمام حاکمان ما را از افغانستان گم کند. یا در این حد هم نه. فقط نماز استعفاء بخوانند و از قادر متعال بخواهند که دولتمردان ما را مجبور کنند از پست های خود کنار بروند. یا تصور کنید که عده یی مستجاب الدعوه ی اپوزیسیون در کابل “نماز استعطاء” بخوانند و به خداوند متعال بگویند که ما می خواهیم استاد عطا به جای اشرف غنی رییس جمهور شود.

 

 می بینید که اگر از این دست نمازها در بارگاه قادر متعال قبول شوند، گپ به نماز استسقاء محدود نمی ماند. حتا ما طنز نویسان می توانیم در جایی جمع شویم و از خداوند بخواهیم که حاکمان ما را بیشتر از این سوژه ی تمسخر بسازند. اسم این نماز “نماز استهزاء” است.