آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۹ دی ۱۳۹۶

سخیداد هاتف

طنز افغانستان


کتابچه‌ی عقلاطون | صد و نوزدهم | لشکر نگرانیون


 

 

 

یکی از مقامات لشکر فاطمیون در ایران گفته است که تا کنون دوهزار افغان ِ عضو لشکر فاطمیون در سوریه کشته شدهاند.

 

سخنگوی لشکر حامدیون در گفت و گو با خبرنگار ماهنامهی “المقعد” (ارگان نشراتی القاعده) از شنیدن این خبر اظهار خوشحالی کرد.

 

اشاره: دوستانی که از دیدن اسم لشکرِ حامدیون گیج شده اند، گیج نشوند. لشکر حامدیون اسم دیگر همان گروه طالبان است. بسیاری از مورخان بر این باورند که چون طالبان به کمک  حامد کرزی، رییس جمهور قبلی افغانستان، به صحنهی نظامی و سیاسی افغانستان برگشته، میتوان آنان را لشکر حامدیون نیز خواند.

 

سخنگوی لشکر غنوِیون (همان سخنگوی دولت رییس جمهور غنی در کابل) از کشته شدن افغانها در جنگ سوریه به شدت انتقاد کرد و گفت:

 

” ما مخالف این جریان هستیم. ما همان گونه که به هیچ کس اجازه نمیدهیم در افغانستان جنگ نیابتی راه بیندازد، به افغانها هم اجازه نمیدهیم که در کشورهای دیگر بجنگند”.

 

یکی از خبرنگاران از سخنگوی لشکر غنویون پرسید:

 

“آیا به نظر شما این جنگجویانی که امروز در داخل افغانستان علیه دولت افغانستان میجنگند، مشغول جنگ نیابتی نیستند؟”.

سخنگوی مذکور گفت:

“نخیر. خوشبختانه در افغانستان هیچ جنگجوی نیابتی وجود ندارد”.

خبرنگار پرسید:

“پس این پاکستانیها و عربها و ازبیکها و چچنیها و دیگر جنگجویانی که در افغانستان میجنگند، کیستند و چرا در افغانستان میجنگند؟”

 

سخنگوی لشکر غنوی جواب داد:

 

” خواهش میکنم تفکیک کنید. جنگجوی نیابتی به کسی گفته میشود که به نیابت از یک کشور دیگر در افغانستان بجنگد. این دوستانی که شما گفتید به نیابت از کشورهای دیگر علیه ما نمیجنگند. اینها خودشان قصد دارند دولت ما را ساقط کنند و وطن عزیز ما را برای خود تسخیر کنند نه برای کشورهای دیگر. ملاحظه میکنید که این جنگ یک جنگ نیابتی نیست. ما با جنگ نیابتی مخالفیم. اما کسانی که مرد و مردانه سلاح برداشتهاند و دور از خانه و خانوادهی خود از اقصی نقاط جهان  تشریف آوردهاند و با تحمل هزاران مشکل علیه ما میجنگند، نور چشم ما هستند. اختلاف نظر و عمل در قانون اساسی کشور ما تضمین شده و ما نمیتوانیم عدهیی را تنها به خاطر این که با ما مخالف ِ مسلحاند از حق ابرازِ خطر محروم کنیم “.

 

یکی از اعضای لشکر عاشقیون نیز در بارهی کشته شدن دوهزار افغان در جنگ سوریه اظهار نگرانی کرد و در فیسبوک نوشت:

 

“به مخاطب خاص،

 

داعش دو هزار را کشت. اما من با داعش چشمان تو چه کنم که در سوریهی دلم صدهزار آرزو را سلاخی میکند. بگذار من پای مسنجرت شهید شوم”.

 

( لشکر عاشقیون به گروهی گفته میشود که اعضایش بیست و چهار ساعت در فیس بوک هستند و پستهای عاشقانه میگذارند. از مختصات این افراد یکی این است که هیچ حادثه یا فاجعهیی نمیتواند آنان را از تخیلات عاشقانهشان بیرون بیاورد. اگر بشنوند که ابوبکر بغدادی یک میلیون نفر را گردن زده است، مینویسند: کاش میتوانستم بر تیغ ابوبکر بغدادی هجران تو بوسه زنم ای ماهتاب ِ نسایی ولادی).

 

من نظر عبدالحلیم شهودی عمودی، عارف برجستهی افغان، را پرسیدم. ایشان گفت:

 

“من به نمایندگی از لشکر عارفیون شهادت این دوهزار کبوتر گلگون کفن را برای همهی آزادگان جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم”.

 

گفتم:

 

“ببخشید، چیزی به نام لشکر عارفیون هم هست؟”.

 

گفت:

 

“من دروغ میگویم؟”.

 

گفتم:

 

“نه، ولی اطلاع نداشتم. فکر میکردم تنها کسی که در این کشور به عارف بودن مشهور است خود شمایید”.

 

گفت:

 

“درست است. من تنها شخص عارف ِ این مملکت هستم”.

 

گفتم:

 

” ولی شما گفتید لشکر عارفیون”.

 

گفت:

 

” نمیفهمی. عارف یک تنه یک لشکر است. عارف چون خواهد بنیان خصمان براندازد کووووووف گوید یا چووووووف و آن کار یک لشکر کند بعون الله. من خود یک فرقهی ۵۹۰ هستم بر پای خویش”.

 

گفتم:

 

” عارف صاحب، شما که یک تنه یک فرقهی نظامی هستید، چرا کوووف یا چوووووفی نمیکنید تا خصمان نابود شوند و دیگر برادران ما مجبور نشوند به لشکر فاطمیون بپیوندند و در سوریه کشته شوند؟”.

 

گفت:

 

” نمیفهمی کروکودایل. از من خواهی که در اسباب ِ هستی دست ِ دخالت برم و مشیت کبرای الهی را برهم زنم؟”.

 

گفتم:

 

“معذرت میخواهم، کروکودایل؟”.

 

گفت:

 

“گمشو که آلی امی عصاچوبه دَ حلقومت میزنوم بی پدر!”.

 

گفتم:

 

“ببخشید. چیز بدی گفتم؟ ناراحتتان کردم؟”.

 

گفت:

“ترا کی به اینجا فرستاده؟”.

 

گفتم:

 

“خودم آمدم”.

 

گفت:

 

“اگر معاش من از کمیتهی امداد امام خمینی قطع شد، من از چشم تو میدانم. خودت را محکم کن!”.

 

گفتم:

 

“من اصلا نمی‌فهمم شما چه می‌گویید. برای چه خودم را محکم کنم؟”.

 

گفت:

 

“پارسال یک سگ دیگه‌تان می‌خواست رابطه‌ی ما و کمیته را خراب کنه. مثل سگ لت خورد. فکر ته بگیر”.

 

 

(حالا من عضو لشکر نگرانیون هستم)