آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۸ دی ۱۳۹۶

حمید شریف

طنز روز


کارشناس بی‌طرف اصطبل سلطنتی


 

 

 

 

یکی از کارشناسان بی‌طرف در اصطبل سلطنتی در راستای اعتراضات اخیر طی تماسی با مجله حلزون نقطه نظرات خود را به اذن خدا چنین بیان کرد.

 

سوالی که این روزها خیلی می‌پرسند: آیا ایران سوریه می‌شود؟

ایران سوریه نمی‌شود به چند دلیل. اول اینکه این دو کشور زبان و فرهنگ‌شان فرق دارد. عربها با شمشیر بزرگ می‌شوند ایرانی‌ها با چاقوی ضامن‌دار. اینها تفاوت دارند. دوم اینکه ایران اگر در سوریه دخالت نمی‌کرد سوریه به این روز نمی‌افتاد. قبول دارید؟ حالا من از شما می‌پرسم آیا یک لنگه جوراب می‌تواند خودش را پشت و رو کند؟ یا اسبی را دیده‌اید که بتواند سوار خودش شود؟ نه! یعنی در واقع هیچ پدیده‌ای در عالم نمی‌تواند داخل خودش باشد. به همین دلیل ایران هم در خودش نمی‌تواند دخالت کند. سایر دلایل را هم خودتان پیدا کنید. هستند توی این وبلاگها.

 

آیا با وقوع انقلاب باید نگران از بین رفتن سرمایه‌های سیاسی باشیم؟

نه! هیچ نگرانی وجود ندارد. شما یک قدم در خیابانهای فیس‌بوک بزنید و جوانهای امروز را ببینید که چه طور بی‌اعصابند و تحمل یک کامنت را ندارند. جوانانی که از لایک دیگران برای بعد از انقلاب اسکرین شات می‌گیرند را ببینید. اینها قابلیت تبدیل شدن به شخص اول مملکت را دارند فقط باید کمک‌شان کرد. اصلا چرا راه دور می‌رویم به نظرم همین نادر فتوره‌چی یک احمد توکلی بالقوه است به همان اندازه محبوب و در عین حال نچسب! یا همین سید ابراهیم نبوی نشان داد اگر امکانات داشته باشد هیچ چیز از سید روح‌الله خمینی در رهبری مستضعفین کم ندارد. با این تفاوت که طنز خمینی به خاطر تسلط کمترش به زبان فارسی از طنز نبوی ضعیف‌تر بود.

 

چند مدل اعتراضات خیابانی داریم؟

در اصل دو نوع داریم. یک نوع اعتراضات خیابانی که مردم به خیابان می‌روند، باتوم و گاز اشک‌آور می‌خورند هزینه می‌دهند و متاسفانه اغلب هم به جایی نمی‌رسد. یک نوع اعتراض خیابانی دیگر داریم که در فضای مجازی است. اجازه بدهید تاریخچه آن را بگویم. شخصی بود به اسم جواد خیابانی که جرات انتقاد کردن از شاه را نداشت اما دوست داشت محبوب مردم هم باشد. به همین خاطر یک شب در تلویزیون حاضر ‌شد و نخست‌‌وزیر وقت را به باد فحش گرفت. اتفاقا شاه از این حرکت حال اساسی کرد و مردم هم کلی به جواد خیابانی به خاطر جسارتش کردیت دادند. از آن موقع این نوع مبارزه سیاسی که وقتی زورمان به بالایی نمی‌رسد وسطی‌ها را بزنیم، مشهور شد به اعتراضات خیابانی. همین را هم جوانان ما به بهترین شکل فرا گرفته‌اند. شخص بدون اینکه از پای کولر یا بغل شوفاژ تکان بخورد با فشار یک دکمه از روی صدها حزب و گروه سیاسی عبور می‌کند، مبارزه‌اش را می‌کند و بدون ذره‌ای آسیب می‌رود برای نهار.

 

صحبت از عبور شد، به نظر شما آیا باید از اصلاحات عبور کنیم یا از اصلاح طلبان؟

ببینید مردم ما نشان دادند که از تمامی این کلمات و معانی عبور کرده‌اند. شعارها را نگاه کنید. الان دیگر بحث این گروه و آن دسته نیست، بحث این است که هرکس از روی بقیه عبور کرده است. اصلاح‌طلبها که قبلا از اصول‌گراها عبور کرده بودند الان مردم از اصلاح‌طلبها عبور کرده‌اند. چپی‌ها از روی هر دو عبور کرده‌اند. سلطنت‌طلبها که اصلا از روی کل جمهوری اسلامی و محتوایش عبور کرده و آنقدر دنده‌عقب رفته‌اند که به روح رضا شاه رسیده‌اند. این به نظرم پدیده مبارکی است. در عصر بیت‌کوئین، ما نیاز به رهبری و حزب نداریم. هر کس باید از بغل دستی‌اش عبور کند. فی‌الباقر ما باید به یک رد دادن در سطح ملّی برسیم که تا حدّی هم رسیده‌ایم.

 

آیا عبور کردن از جمهوری اسلامی برای ما عواقب ندارد؟

عواقبی که نشود جبران کرد نه. بگذارید یک خاطره برای شما تعریف کنم. یکی از سفرای جمهوری اسلامی که الان ساکن آمریکاست، در زمان خمینی قصد عبور از رئیس‌جمهور وقت که رهبر فعلی باشد، را داشته. ایشان تعریف می‌کرد در جلسه‌ای نشسته بودیم، آقای خمینی از در وارد شد و رئیس‌جمهور به احترام امام بلند شد. این بلند شدن هم‌زمان با عبور من از رئیس‌جمهور بود. کله ایشان محکم خورد به زیر شکم من و هر دو ناکار شدیم. الان آن سفیر که بچه‌اش نمی‌شود این آقا هم که می‌بینید سالهاست دچار افکار تخمی شده. بنابراین پاسخ این است که عواقب زیاد ندارد. ممکن است حوادثی رخ بدهد که خب باید ایمنی را رعایت کرد.

آینده سیاسی ایران را چگونه می‌بینید؟

اصلاح‌طلبان الان مثل سطل ماستی هستند که از ترک موتور وسپا افتاده کف خیابان و همه از روی آنها عبور می‌کنند. بقیه گروههای داخل نظام خود موتور هستند. رهبر با موتور وسپا از این در فرار می‌کند و از آن در به امید خدا شاه با اسب وارد می‌شود. اسب جدید، شاه جدید و به سوی تمدن. مردم هم وسط این پشکل اسب و دود موتور راهشان را پیدا می‌کنند.

خیلی ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

خواهش می‌کنم، مزدور عوضی! گمشو بیرون!