آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۰ دی ۱۳۹۶

انیس الدوله -

طنزپژوهی


شعر طنز امروز ایران|قسمت دویست و دهم |شهرام میرزایی


 

 

آتش گرفته

 

  

 

گفتند بی‌خبر، خبر آتش گرفته را
دیگر چه نامه! نامه بر آتش گرفته را!
 

ای شمع پاک سوخته! آیا شمرده‌ای!؟
پروانه‌های بال و پر آتش گرفته را

 

قلب من است مزرعه‌ی نصفه سوخته
باران کجاست! تا کمر آتش گرفته را؟

 

خورشید من! به باد نده بعد سوختن
خاکستر عزیز سر آتش گرفته را
 

دیگر چه سود بر سر بام تو بشکنند
قلب کبوتران در آتش گرفته را!

 

 

راز است! هر چه بیشترش باد می‌وزد
در عشق هر چه بیشتر آتش گرفته را

حرف محبت است، وگرنه چه جای حجب!
خونسردهای از جگر آتش گرفته را
 

نزدیک شمع سوخته‌ترها نشسته‌اند
در تخم چشم، دوخته‌ترها نشسته‌اند