آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۰ دی ۱۳۹۶

زهرا دری

طنزپژوهی


زهرا دری | شعر چهاردهم | توبه


 

 

 

توبه

 

این که خواهم گفت، اصلاً آن مَکُن

گفت روزی یک نفر در میکروفُن:

 

 

“مردم این مَردی که پیشم آمده‌ست

دست به اعمال ناجوری زده‌ست

 

 

فی‌المثل: مشروب می‌زد با مواد

دزد هم بوده در این وضع کساد

 

 

هم زن و دختر بسی کرده بلند

بوده اعمالش سراپا ناپسند

 

 

حال، این بی‌آبروی لاتِ مست

توبه از اعمال زشتش کرده است

 

 

بنده می‌خواهم که او بهر شما

پشت میکروفُن بگوید ماجرا”

 

 

گفت مرد توبه کرده: “با سلام

بنده بودم یک گنهکار تمام

 

 

هرچه کردم، خالق ستّار من

پرده برداری نکرد از کار من

 

 

لیک، از روزی که توبه داد دست

حاج آقا آبرویم برده است!”