آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۸ دی ۱۳۹۶

موسی ظفر

طنز افغانستان


زاغ‌نامه کابل | پنجاه‌ونهم | کتابچه ترافیکی (قسمت هشتم) در افغانستان یوترن یعنی پاره‌گی


 

 

قسمتی از جاده که راننده می‌تواند از آنجا دور ۱۸۰ درجه‌ای بزند را به انگلیسی U-turn می‌گویند. در کشورهای فارسی‌زبان، بدون اینکه اسم خاصی برای آن در نظر گرفته باشند، مردم از این علامت استفاده می‌کنند. من سال‌ها نمی‌دانستم یوترن را در افغانستان چه می‌گویند، تا اینکه روزی در سرک دشت برچی راننده‌ای کنارم توقف کرد، سرش را از پنجره موتر بیرون کشید و پرسید، “خلیفه، در ای نزدیکی‌ها پاره‌گی داریم؟” من مانده بودم چه بگویم. منباب احتیاط گفتم، بله داریم. دوباره پرسید، “پیش است یا پس؟” راننده آدم خیلی چاق و جدی بود. چون سوال اولش را جواب گفته بودم، نمی‌توانستم سوال دومش را بی‌پاسخ بمانم. بالاخره یک جواب مبهم دادم. گفتم، هم پیش است هم پس. راننده بازهم پرسید، “کدامش خوب‌تر است؟” فهمیدم راننده مثل نظرسنجی انترنتی هست و هرچه پاسخ بگویی یک سوال دیگر می‌پرسد. گفتم، ببخشید کاکا، من از همان اول نفهمیدم شما چه می‌خواهید؛ پاره‌گی چیست؟ با اندکی عصبانیت گفت، “کلان آدم هستی، یک پاره‌گی را نمی‌فهمی. موترها از کجا دور می‌خورن؟” هرچند مکالمه خوبی نبود، اما من معنی یوترن را فهمیدم. پاره‌گی!

 

 

 

این لوحه حداکثر سرعت مجاز را در یک محدوده خاص نشان می‌دهد. روزی سوار تاکسی بودم. تاکسی‌وان از کنار لوحه ۴۰ کیلومیتر در ساعت با سرعت ۹۰ کیلومیتر حرکت می‌کرد. گفتم، ببخشید استاد، حداکثر سرعت مجاز در این ساحه ۴۰ کیلومیتر است، شما نود کیلومیتر در ساعت حرکت می‌کنید. پرسید، “کی گفته؟” گفتم، لوحه. آرام گفت، “لوحه گه خورده. لوحه را یک ترافیک کون‌ ناشسته ساخته، مرا خداوند پاک. من خودم می‌فهمم چه کار کنم.” می‌خواستم استدلال کنم، ولی دیدم بحث خیلی ربانی شده، از خیر نصیحت و وعظ گذشتم. کمی جلوتر تاکسی با موتر کرولا که از کوچه فرعی بیرون می‌شد تصادف کرد. همین که جنجال دو راننده بالا کشید، از تاکسی پیاده شدم و کرایه نصف راه را به شاهکار خداوند دادم. تاکسی‌وان تمام کرایه را تقاضا کرد. گفتم، ما نصف راه را آمده‌ایم، چرا باید کرایه تمام مسیر را بدهم. با تندی گفت، “من صد دفعه از اینجا با همین سرعت رد شده‌ام. هیچ وقت تصادف نکردم. امروز تو نجس را بالا کردم، این‌طور شد. نجسِ جنوب.” نخواستم رازهای دیگرم را افشا کند. تمام کرایه را دادم و به راه خود رفتم. خلاصه اینکه این لوحه را مراعات کنید. قوانین جاده را پلیس ترافیک بهتر از خداوند می‌فهمد.

 

 

این لوحه می‌گوید به وسایطی که از جانب مخالف می‌آید اولویت دهید. در این لوحه خط سرخ شما هستید، خط سیاه وسیله جانب مقابل. می‌بینید که ریاست ترافیک سایز شما را کوچک نشان داده و سایز وسایط مخالف را بزرگ؟ توهین را می‌بینید؟ یک شهروند کشور شما هستید، یک شهروند راننده مقابل. در قانون اساسی صریحاً گفته شده که میان شهروندان کشور نباید بر اساس رنگ تبعیض قایل شد. اینجا عملاً می‌بینید که قانون ترافیک قانون اساسی را نقض کرده و به آن سیاه‌ی بزرگ اولویت داده. این نقص اساسی در لوحه فوق هرچه عاجل باید اصلاح شود، وگرنه بر ما شهروندان عدالت‌خواه است که دست به تظاهرات بزنیم و بانک‌ها را به آتش بکشیم. بالاخره تا چه وقت بخاطر سایز یا رنگ مان شهروند درجه دو باشیم، هان؟

 

 

این یکی خوب است. گفته است GIVE WAY یا راه بدهید. اگر راه داشتید حتماً بدهید. اما اگر نداشتید بر خود فشار نیاورید. ضرب‌المثل است که می‌گوید، چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. در این صورت اگر راه بدست شماست، اول سهم خود را در حد نیاز بردارید، بقیه‌اش را به راننده دیگر بدهید که ولخرجی کند. نصیحت برادرانه من این است که اگر موتر جانب مقابل متعلق به وکلای پارلمان یا نظامیان عزیز بود، سهم من و تو نکنید. تا می‌توانید Way بدهید. اندکی غفلت در Way دادن می‌تواند به قیمت جان شما تمام شود.