آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۱۶ آذر ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


پارادوکس | نویسنده قهرمان نبود


 

 

 

تصادف

یک روز يک نويسنده هر‏چي دلش خواست گفت، دو ساعت بعد به همين اتهام تصادف كرد و مرد.

 

دق‏مرگ

يه روز يه نويسنده هر چي فكر كرد چه‏جوري حقیقت رو بگه، به نتيجه نرسيد. دق كرد و مرد.

 

كودتاي خزنده

یک روز يک نويسنده شروع كرد با احتياط نوشتن. به اتهام كودتاي آرام و خزنده دستگير شد. پس از مدتی زندان، تنها راهی که برای نجات داشت این بود که قهرمان شود. او قهرمان بزرگی شد که دیگر نویسنده نبود.

 

نویسنده بزرگ

یک نویسنده بیست سال تلاش کرد تا خواننده پیدا کند، اما کسی کتابهایش را نمی‌خواند، بالاخره شروع کرد به مبارزه سیاسی با حکومت، یکباره مردم احساس کردند نویسنده بزرگی متولد شده است.

 

آسانسور

سیاست در کشور من برای نویسنده مثل آسانسور است، به سرعت او را به بالاترین طبقه می‌برد.

 

ننوشتن

يک نفر هر چه مي‏نوشت او را مي‏گرفتند و زندانی می‌کردند و كتك مي‏زدند. بالاخره تصميم گرفت چيزی ننويسد. او را گرفتند و زندانی کردند و كتك زدند و مجبورش كردند بنويسد.

 

قلم تند

براي اينكه بتونه تأثير بيشتري بگذاره قلمش رو تيز كرد، امّا اين راضي‏اش نمي‏كرد، باز هم تيز كرد، ولي باز هم راضي نمي‏شد. سي سال گذشت، حتي يك كلمه هم ننوشته بود، امّا قلمش كاملاً تيز بود.

 

خودنويس خراب

مثل يه خودنويس خراب، هروقت مي‏خواست نظر بده، همه جا رو آلوده مي‏كرد.

 

نيمه پنهان

قلم رياكاري بود، هروقت با اسم مستعار مي‏نوشت وارد زندگي خصوصي مردم مي‏شد و حرف‏هاي كثيفي مي‏زد و هروقت با اسم واقعي مي‏نوشت بسيار شریف و نجيب به نظر می‌آمد.

 

قلم و دوات

پنجاه سال بهترين خطاط بود. يك جمله را به هزار شكل نوشت و در ده‏ها نمايشگاه عرضه كرد. پير شد و مرد.

 

پاك‏كن

كسي كه نوشته تو رو خط مي‏زنه مي‏خواد تو رو سانسور كنه، امّا تو با اين پاك‏كن هويت خودت رو پنهان مي‏كني و خودسانسوري مي‏كني.

 

سفیدی کاغذ

مهم ترین کاری که یک نویسنده بزرگ گاهی اوقات می تواند بکند این است که به سفیدی کاغذ احترام بگذارد.

 

احساسات

احساساتش را روی صفحه کاغذ آورد، کاغذ بوی گند گرفت.

 

کاربرد

بیانیه: کاغذی است که فریاد می‌کشد.

قطعنامه: کاغذی است که تصمیماتش را دستور می‌دهد.

حکم دادگاه: کاغذی است که مسیر زندگی شما را تغییر می‌دهد.

بخشنامه: کاغذی است احمقانه که عده ای را وادار به انجام یک کار تکراری بیهوده می‌کند.

نامه عاشقانه: کاغذی است که ناله می‌کند.

 

…. کلمه بود

…. و در آغاز کلمه بود. و کلمه مقدس بود. البته نه کلمه‌ای مانند مادرقحبه یا کثافت عوضی.