آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۱ آذر ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


پارادوکس | مشکلات استراتژیک ایران


 

 

  

– تعداد احمق‌های موجود در حکومت از حد استاندارد جهانی خيلی بيشتر است. برای مثال در هر حکومت برای ايجاد تعادل تا ۲۰ درصد احمق کافی است. در حالی که در ايران اين ميزان گاهی به حدود پنجاه درصد هم می‌رسد.

 

 

– تعدادی کوتوله وجود دارند که فکر می‌کنند غول هستند و تعدادی غول را جای کوتوله‌ها نشانده‌اند.

 

 

– حکومت تمام تلاشش را برای نابودی خودش می‌کند ولی مردم حاضر به همکاری با آن نيستند.

 

 

– اپوزيسيون خارج از کشور دوست دارد حکومت را در دست بگيرد ولی دوست ندارد در ايران زندگی کند. اگر بشود پايتخت را در اروپا يا آمريکا بگذارند بهتر است.

 

 

– حکومت نمی‌داند که تا چه حد پشتوانه مردمی ندارد و مخالفان حکومت نمی‌دانند که تا چه حد پشتوانه مردمی دارند.

 

 

– کليه عوامل توليد از جمله نيروی انسانی ماهر، سرمايه، تکنولوژی و بازار مصرف وجود دارد. و مديران کشور با تمام وجود تلاش می‌کنند تا حد امکان آنها را نابود کنند.

 

 

– به تعداد کافی آدم باهوش و نابغه در کشور وجود دارد که می‌توانند سطح علمی جامعه را بالا ببرند. آنها همين کار را در خارج از کشور خودشان می‌کنند.

 

 

– ما در جهان تعدادی دوست داريم که با آنها رابطه خوبی نداريم و تعدادی دشمن داريم که تلاش می‌کنيم با آنها رابطه برقرار کنيم.

 

 

ما يک مجلس داريم که کارهای دفتر رهبری را می‌کند. يک قوه قضائيه داريم که نقش گروه ضربت يک حزب زير زمينی را بازی م‌ کند. یک دولت داريم که سعی می‌کند کشورهای دیگر منطقه را اداره کند. تعدادی وزیر هم داریم که صبح باید تلویزیون گوش کنند که ببینند برکنار شده‌اند یا نه.

 

 

– تمام مرزهای دور و بر ما توسط کشوری که از نظر ما دشمن محسوب می‌شود اشغال شده است، اما ما احساس امنيت کامل می‌کنيم.

 

 

– ضريب هوشی ملت ما از رهبران جامعه بالاتر است، به همين دليل حکومت هر کاری برای اداره جامعه می‌کند به نتيجه نمی‌رسد.