آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۲۹ آذر ۱۳۹۶

ابراهیم نبوی

ستون پنجم


پارادوکس | صندلی‌های راحت حکومت


 

 

 

 

با توجه به اهميت نقش جامعه شناسي سياسي در ايران و ضرورت بررسي تاريخ سياسي ايران از اين منظر چند نكته بسيار مهم كه نشان مي‌دهد اين كشور عزيز تا چه حد باحال مي‌باشد به عرض مي‌رسد:

 

 

انقلاب: اصولاً ايرانيان هميشه به‌جاي اينكه از طريق كار سياسي يا انتخابات يك دولت را عوض كنند ترجيح مي‌دهند هر وقت بيكار بودند يك انقلاب راه بيندازند. علت اصلي اين است كه اصولا صندلي‌هاي حاكمان در ايران خيلي نرم و راحت است و آدمي كه روي آن مي‌نشيند ترجيح مي‌دهد ديگر از روي آن بلند نشود.

 

 

كودتا: معمولاً در ايران منظور از جنبش سياسي همان كودتاست. و هر وقت يك نيروي سياسي تصميم مي‌گيرد موقعيت سياسي بهتري به دست بياورد كودتا مي‌كند. تقريباً همه كودتاها در ايران شبيه انقلاب است. علت وقوع كودتا در ايران اين است كه صندلي حاكمان نرم و راحت است و آدمي كه روي آن مي‌نشيند ترجيح مي‌دهد ديگر از روي آن بلند نشود.

 

 

جنبش سياسي: يكي از وقايعي كه هميشه در ايران در حال رخ دادن است جنبش سياسي است. ايرانيان عزيز به دليل اينكه موجودات بسيار پرتحركي هستند دائماً ترجيح مي‌دهند همه چيز را عوض كنند. اين مساله شامل خانه، ماشين، ايدئولوژي سياسي، مبلمان منزل، حكومت و شرايط اجتماعي هم مي‌شود. يك دليل اينكه در ايران جنبش‌هاي سياسي فراوان است اين است كه صندلي حاكمان نرم و راحت است و آدمي كه روي آن مي‌نشيند ترجيح مي‌دهد ديگر از روي آن بلند نشود.

 

 

جبهه ملي: در ايران همه با هم اختلاف دارند و به همين دليل هميشه همه احتياج دارند كه با هم وحدت كنند. به همين دليل تعداد جبهه‌هاي واحد از تعداد احزاب سياسي بيشتر و رايج‌تر است. اسمش را هم مي‌گذارند جبهه، چون در ايران مبارزه سياسي نداريم، جنگ سياسي داريم. علت وجود جبهه در ايران اين است كه با يك نفر و دو نفر و يك شب و دو شب نمي‌توان در ايران كاري كرد. چون صندلي حاكمان نرم و راحت است و آدمي كه روي آن مي‌نشيند ترجيح مي‌دهد ديگر از روي آن بلند نشود.

 

 

نهضت آزادي: اصولاً در ايران براي تغيير برنامه تلويزيون هم آدم يا بايد انقلاب كند و يا كودتا راه بيندازد. به همين دليل است كه هر بار كه چند نفر از نيروهاي سياسي دور هم جمع مي‌شوند مجبور مي‌شوند كه فورا يك جنبشي يا نهضتي راه بيندازند. حتي ممكن است براي راه افتادن يك نهضت آدمهايي كه جمع مي‌شوند  حال و حوصله حركت نداشته باشند . علت اينكه هر حركتي در ايران بايد خيلي پرسروصدا باشد اين است كه حاكمان زياد دوست ندارند صندلي‌شان را ترك كنند، چون صندلي حاكمان نرم و راحت است و آدمي كه روي آن مي‌نشيند ترجيح مي‌دهد ديگر از روي آن بلند نشود.

 

 

شورش با دليل و شورش بي‌دليل: اصولاً در ايران شورش كردن همان ميتينگ خارجي‌هاست، منتها وقتي ايرانيان عزيز مي‌خواهند مثل آدم به خيابان بروند و حرف‌شان را بزنند يك تعداد موجود عجيب و غريب پيدا مي‌شوند و يك جوري به آنها نگاه مي‌كنند و با آنها برخورد مي‌كنند كه اين معترضين آرام و شريف يك دفعه به شورش دچار مي‌شوند. علت اينكه نمي‌شود در ايران ميتينگ آرام برگزار كرد اين است كه حاكمان از ميتينگ آرام خوششان نمي‌آيد، چون فكر مي‌كنند ممكن است صندلي‌شان را از دست بدهند. از طرف ديگر صندلي حاكمان در ايران  حاكمان نرم و راحت است و آدمي كه روي آن مي‌نشيند ترجيح مي‌دهد ديگر از روي آن بلند نشود.

 

 

ائتلاف: ائتلاف در ايران امري ضروري و ناممكن است. ناممكن است چون براي ائتلاف آدمها بايد حرف بزنند، اگر در ايران دو نفر بلند حرف بزنند كارشان به دعوا مي‌كشد و عملاً ائتلاف ماليده است و اگر يواش حرف بزنند باز هم ائتلاف ماليده است، چون به جرم توطئه عليه نظام از طریق یواش حرف زدن زنداني‌مي شوند. علت اينكه در ايران ائتلاف نمي‌شود اين است كه صندلي حاكمان در ايران  نرم و راحت است و آدمي كه روي آن مي‌نشيند ترجيح مي‌دهد ديگر از روي آن بلند نشود.

 

 

اپوزيسيون: در ايران اپوزيسيون نداريم، بلكه اپوزيسيون‌ها داريم. چون كساني كه قصد مبارزه با رژيم را دارند و معتقدند همه با رژيم مخالفند اجازه نمي‌دهند كه ديگران هم مبارزه كنند. به همين دليل ما در ايران تعدادي رئيس جمهور، تعدادي رهبر، تعدادي دولت و تعداد زيادي وزير در اندازه‌هاي مختلف داريم و در اقصي نقاط جهان تعدادي پادشاه، تعدادي ملكه، تعدادي وزير و نخست وزير و رهبر و دبير كل حزب و غيره داريم. علت اينكه اپوزيسيون در ايران به راحتي كارش پيش نمي رود اين است كه صندلي رهبران اپوزيسيون هم نرم و راحت است وآدمي كه روي آن مي‌نشيند ترجيح مي‌دهد ديگر از روي آن بلند نشود.