آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب


۳ دی ۱۳۹۶

شراگیم زند

طنز روز


همۀ گزینه‌های عبور از روحانی!


 

 

مدتی‌ست که عملکرد روحانی در دور دوم ریاست جمهوری‌اش به‌شکلی بوده که این شائبه را در نزد برخی از رای دهندگان به ایشان به‌وجود آورده که روحانی هم از خودشان است! یعنی همان مسیری را می‌رود که بنده خدا «رئیسی بیا» می‌خواست بیاید و مردم با چنگ و دندان جلویش را گرفتند تا در نهایت به‌جای رئیسی روحانی آمد.

 

حالا روحانی بعد از آمدن ظاهرا دیگر دل و دماغی برای عمل به وعده‌های خود ندارد و همینجور خیره به سقف خوابیده و دارد سیگار می‌کشد و مردم را نصفه کاره به‌حال خود رها نموده است. طبیعی‌ست که در این شرایط پروژه «عبور از روحانی» کلید بخورد.

 

اما این پروژه مساله ساده‌ای نیست و باید حساب شده جلو رفت و همه احتمالات و اتفاقات ممکن را پیش بینی کرد تا ان‌شاء‌الله بتوانیم با چشم باز در این مسیر جلو برویم و ببینیم چه خاکی می‌خواهیم به سرمان بریزیم و چه باید بکنیم.

 

حالت اول – روحانی راه نمی‌دهد.

 

در این حالت روحانی بدون توجه به چراغ زدن‌های مکرر و بوق‌های ممتد ما راه نداده و اجازه سبقت و عبور نمی‌دهد به شکلی که حتی از شانه خاکی سمت راست هم نمی‌شود از او سبقت گرفت. هر از گاهی هم با ترمزهای ناگهانی ما را تا مرز تصادف پیش می‌برند و با این کارها سعی می‌کند نشان بدهد که سلطان جاده چه کسی‌ست. در این حالت بهترین کار این است که به جای کل‌کل و عصبانی شدن، فاصله ایمنی خود را با او رعایت کنیم و سعی کنیم بر اعصاب خود مسلط باشیم. به‌هرحال او به ۱۴۰۰  که برسد ناچار است توقف کند و ما آنجا به راحتی و بدون دردسر می‌توانیم از او عبور نمائیم.

 

حالت دوم – عبور از روحانی و توقف بین راه

 

در این طرح ما از سمت چپ خیلی محترمانه و درست سبقت می‌گیریم و روحانی را که از سمت راست با سرعت پائین در حال حرکت است رد می‌کنیم و روحانی هم کاملا همکاری می‌کند و حتی ممکن است بوقی هم برایمان بزند و دستی تکان دهد و بای‌بای نماید. خوبی این روش این است که هم احترامها سر جایش می‌ماند و هم دیگر در طول راه با حرکت در پشت روحانی و تماشای رانندگی‌اش اعصاب‌مان خُرد نمی‌شود… بعد نزدیکهای کیلومتر ۱۴۰۰ که رسیدیم می‌زنیم کنار برای دستشویی و نماز و ته بندی… آنجا دیگر تا بخواهیم راه بیفتیم، روحانی هم آمده و به ما رسیده و دوباره فلشر زنان جلو می‌افتد و ما هم پشت سرش با دنده سنگین می‌آییم که ایشالا بریم ببینیم بعد از ۱۴۰۰ به کجا می‌رسیم.

 

حالت سوم – سبقتهای پی در پی

 

در این وضعیت در طول مسیر گاهی ما از روحانی عبور می‌کنیم و انگشت میانی خود را نشانش می‌دهیم و گاهی روحانی از ما عبور می‌کند و چیزی حواله ما می‌نماید. اینکه در نهایت و در کیلومتر ۱۴۰۰ کی از کی عبور خواهد کرد از الان قابل پیش بینی نیست، اما تجربه تاریخی به ما می‌گوید هرچقدر هم توی مسیر روحانی شل کن سفت کن در بیاورد، نزدیک به انتخابات بعدی جوری گازش را خواهد گرفت و چنان تند و آتشین خواهد تاخت که ما بخواهیم هم نمی‌توانیم از او عبور کنیم. مگر اینکه بخواهیم وارد فاز قیام مسلحانه شویم!

 

حالت چهارم – پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان!

 

در این حالت متاسفانه ما بعد از عبور از روحانی کنترل خودرو را از دست داده و در سر یکی از پیچ‌ها به داخل دره سقوط می‌کنیم. روحانی به محل سانحه که می‌رسد نگاهی از آن بالا به وضعیت آش و لاش ما انداخته و ضمن اعلام برائت از فتنه‌گران و عوامل استکبار که ما باشیم، ادامه مسیر داده و راهی مرحله بعد می‌شود…

 

یادمان گرامی و راهمان پر رهرو باد!